متن آهنگ رفتی از کیان
از تو دور افتادم ، چون ماهى از آب نه خورشید مى تابه ، نه نور مهتاب بى تو برگی زردم ، در فصل پاییز بى تو اى جان دارم ، عمرى غم انگیز هرگز ندیدم من ، شادى از دنیا همخانه شد با من ، دنیاى غمها رفتى و، در هجرت ، دل لاله گون شد کاخ رویاهایم ، چه سر نگون شد این قلب پُر حسرت ، چه خواهد کرد بى تو هر روز دردو رنجم ، فزاید بى تو تو اى جانم بازا ، اى جانانم بازا بى تو پُر از دردم ، ای درمانم بازا