متن آهنگ راه قمر از حسین حسنی
چو بار سفر بسته ای جانا به راه قمر رفته ای جانا بمان و مرو حضرت جانان ز رنج سفر آگهی آیا بمان و مرو حضرت جانان ز رنج سفر آگهی آیا بریده غم تو امان مرا بِبر با خود این خسته جان مرا که من دارم درد بی پایان از پریشانی و داغ پیشانی چو میگردم و نیست درمانی که من دارم درد بی پایان از پریشانی و داغ پیشانی چو میگردمو نیست درمانی سفر به سفر رفته ای با باد شکسته مگر آینه ی مینا سفر به سفر رفته ای با باد شکسته مگر آینه ی مینا امان از دل تنگ و تنهایی جهان مرا نیست فردایی امان از دل تنگ و تنهایی جهان مرا نیست فردایی که من دارم درد بی پایان از پریشانی و داغ پیشانی چو میگردمو نیست درمانی که من دارم درد بی پایان از پریشانی و داغ پیشانی چو میگردم و نیست درمانی