به گزارش سرویس ورزشی پایگاه خبری ساعدنیوز، تسلیتی که این روزها دیگر فقط یک دیالوگ نمایشی در قاب تصویر نیست، بلکه اندوهی مشترک میان اهالی ورزش و سینماست؛ ادای احترامی به دختر داغداری که در سوگ پدر نجیب و افتخارآفرینش نشسته است. تصویر محو میشود و صدای گرم و آرامی روی قاب مینشیند؛ صدای مردی که فوتبال ایران هرگز نجابت، شوتهای مهارنشدنی و گلهای تماشاییاش را از یاد نخواهد برد: زنده یاد حمید علیدوستی.
فوتبالدوستان قدیمی خوب به خاطر دارند؛ در روزگار هیاهوهای پر سروصدا، حمید علیدوستی متفاوتی در اردوی تیم ملی و باشگاه هما حضور داشت که در چمدانش بیش از هر چیز، رمانهای برجسته جهان، کتابهای نقد فیلم و نوارهای موسیقی باکیفیت جا خوش کرده بود. مهاجمی زهردار با هوش سرشار تاکتیکی که در زمین فوتبال با ضربات دقیقش دفاع حریفان را به زانو درمیآورد، اما بیرون از مستطیل سبز، روحی لطیف و سرشار از هنر و واژه داشت.
در این کلیپ احساسی، صدای دلنشین این پیشکسوت فقید انگار راز تمام افتخارات و درخشش دوران حرفهایاش را با عاشقانهترین واژهها برملا میکند:
«نوشتم وقتی آمدی آقای گل شدم و بعد از 25 سال توپِ توپم؛ نه برای اینکه گل زدم، برای اینکه گل دارم، پس پاهایم مال تو... کدام پدر را میشناسید که اینقدر خوشبختی را روی شانههایش وزن میکند؟ ممنون ترانهام، آواز دلنشین زندگیام.»
سال 1362، درست همزمان با تولد ترانه، حمید علیدوستی عنوان آقای گلی جام باشگاههای تهران را تصاحب کرد. او پاهایش را نذر لبخندهای دخترش کرد و دههها بعد، این دختر بود که با نقشآفرینیهای درخشان خود بر پرده نقرهای، نام علیدوستی را در تاریخ هنر و سینمای ایران جاودانه ساخت. پیوند این پدر و دختر، تجلی پیوند نادر و درخشان مستطیل سبز و پرده سینما بود؛ یکی با نبوغ و پایمردی در میدان مسابقه و دیگری با قدرت هنر و نقشآفرینی در برابر دوربین.
حالا با کوچ ابدی این چهره فرهیخته و ماندگار فوتبال، مرور این قابهای مشترک و شنیدن دوباره این نجواهای پدرانه، تلخی سنگینی از جنس یک فقدان بزرگ به همراه دارد. مردی که با قلبی آکنده از مهر به دخترش و کارنامهای درخشان و پاک در تاریخ ورزش، سوت پایان بازی زندگیاش به صدا درآمد، اما رد پای متانت، ضربات ناب و «آواز دلنشین زندگیاش» تا همیشه در خاطره جمعی ما باقی خواهد ماند.
منبع ویدیو: ورزش 3
پایان پیام