گروه سرگرمی ساعدنیوز، فال حافظ امروز، حامل پیامی از جنس تواضع، بینیازی و غنای درون است؛ غزلی عمیق که با ابیاتی در ستایش وارستگی انسانهای پاکدل و دوری از کبر و غرور آغاز میشود و روح انسان را به سوی آرامش و رستگاری حقیقی رهنمون میسازد. در این بخش از برنامههای روزانه خود، تلاش کردهایم با همراهی چهرهی محبوب و باوقار هنر ایرانزمین، بهنوش طباطبایی، طعم دلنشین تفأل به شعر کهن را با فضایی صمیمانه و متفاوت درهم آمیزیم تا هر روز فال روزانهتان را با روایتی هنری، عمیق و اثرگذار پیش روی شما قرار دهیم.
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز
روز اول رفت دینم در سر زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
ساقیا یک جرعهای زان آب آتشگون که من
در میان پختگان عشق او خامم هنوز
از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن
میزند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز
پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب
میرود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز
نام من رفتهست روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان میآید از نامم هنوز
در ازل دادهست ما را ساقی لعل لبت
جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز
در قلم آورد حافظ قصه لعل لبش
آب حیوان میرود هر دم ز اقلامم هنوز
تفسیر این غزلِ دلنشین و شورانگیز، حکایتگرِ اشتیاقی پایانناپذیر و دلی پرامید در مسیر عشق و خواستههای قلبی است؛ جایی که حافظ با زبانی سوزناک و عاشقانه از چشمبهراهیِ کامروایی سخن میگوید و نشان میدهد که دلدادهی راستین، حتی در میان ناامیدیها و پختگانِ این راه، خود را همواره تشنه و خامِ محبت یار میداند. شاعر در این ابیات به زیبایی به تصویر میکشد که چگونه یاد و نام محبوب، سراسر وجود انسان را تسخیر کرده و سایهی پرتو روی او، لحظهلحظه بر در و بامِ جان و زندگی میتابد. در نهایت، حافظ به ما یادآوری میکند که اگرچه سپردهجان به غمهای یار هنوز به آرامشِ ظاهری نرسیده است، اما همین شورِ مستی و وفاداری ازلی، جانی تازه در قلم و اندیشه میدمد تا انسان با قلبی امیدوار، چشمبهراهِ سرانجامِ نیکو و شیرینِ تقدیر خود بماند.