به گزارش سرویس سرگرمی پایگاه خبری ساعدنیوز، پنجشنبه 7 آبان؛ غروبِ پاییزی که عطرِ خاطرهها در هم میپیچد و چشمها ناخودآگاه به دنبالِ یک نشانهاند. وقتی عقربهها روی ساعتِ جادویی قفل میشوند، یعنی فاصلهها فریباند و قلبی همین حوالی به یادتان تپیده است.
گاهی وقتها زندگی از پشتِ سرعتِ سرسامآورِ روزمرگیها، مچِ ما را میگیرد. وسطِ یک مشت دغدغهی فکری یا خیرهشدن به صفحهی گوشی، ناخودآگاه سرت را بالا میآوری، نگاهت به ساعت میافتد و میبینی عقربهها روی یک عددِ جادویی فیکس شدهاند. مثلاً 17:17! قلبت برای یک صدمِ ثانیه میتپد، نفس در سینه حبس میشود و ناخودآگاه نامِ کسی از گوشهی تاریکِ حافظهی دلت به سطح میآید: «یعنی الان او هم دارد به من فکر میکند؟»
در علمِ انرژی و رمزگشاییِ فرکانسهای کائناتی، ساعتهای آینهای و رند (مثل 11:11، 22:22 یا همین 17:17 امروز) پلهای ارتباطیِ نامرئی بینِ دو روح هستند. وقتی فاصله مابینِ دو نفر زیاد است، ذهن و ناخودآگاهِ انسانها به جای زبان، با فرکانسِ دلتنگی با هم حرف میزنند. ساعتِ 17:17 در این پنجشنبهی پاییزی، دقیقاً نقطهی تلاقیِ دو میدانِ مغناطیسی است؛ لحظهای که اگر حس کردی دلتنگیات ناگهان شدت گرفته، شک نکن که موجِ انرژیِ آن طرفِ خط (کسی که یادت کرده) به قلبت رسیده است. این یک تصادفِ تقویمی نیست؛ این زنگِ هشدارِ کائنات است که میگوید: «فاصلهها فقط خطوط روی نقشه هستند؛ قلبها به هم وصلند.»
1. گاردت را پایین بیاور: مقاومت در برابر دلتنگی را متوقف کن. اجازه بده احساسِ واقعیات جاری شود.
2. ارسالِ سیگنالِ مثبت: چشمهایت را برای پنج ثانیه ببند، یک نفسِ عمیق بکش و تصویرِ لبخندش را در ذهنت مجسم کن. انرژیِ خوبت را روانهی سمتش ساز.
3. نشانهها را دنبال کن: اگر امروز باز هم ساعتهای جفت دیدی، بدان که کائنات دارد یک پیامِ صریح برایت تکرار میکند: «او هم به یادت هست، حتی در سکوت.»
امروز دقیقاً ساعتِ چند ناخودآگاه چشمات به ساعت افتاد و دلت لرزید؟ اسمِ کسی که با دیدنِ این ساعت جادویی بلافاصله یادت افتاد را برایمان بنویس یا از حسوحالت در این لحظه برایمان بگو. (شاید پیامِ تو دقیقاً به دستِ خودش برسد!)
یادآوری: پیامهای این مطلب صرفاً با هدف سرگرمی، تقویت روحیه و افزایش انگیزه تهیه شدهاند و مبنای علمی یا قطعی برای تصمیمگیریهای حیاتی زندگی نیستند.