به گزارش سرویس سرگرمی پایگاه خبری ساعدنیوز، شنبهی ابری؛ روزی که شروعِ دوبارهی کارها با دلتنگیِ جا مانده از آخر هفته گره میخورد. وقتی عقربهها ناگهان روی ساعتِ آینهای قفل میشوند، یعنی فاصلهها فریباند و قلبی همین حوالی به یادتان میتپد؛ لحظهای برای تلهپاتیِ خالصِ دو روح!
گاهی وقتها زندگی از پشتِ سرعتِ سرسامآورِ روزمرگیها، مچِ ما را میگیرد. وسطِ یک مشت دغدغهی فکری یا خیرهشدن به صفحهی گوشی، ناخودآگاه سرت را بالا میآوری، نگاهت به ساعت میافتد و میبینی عقربهها روی یک عددِ جادویی فیکس شدهاند. مثلاً 18:18! قلبت برای یک صدمِ ثانیه میتپد، نفس در سینه حبس میشود و ناخودآگاه نامِ کسی از گوشهی تاریکِ حافظهی دلت به سطح میآید: «یعنی الان او هم دارد به من فکر میکند؟»
در علمِ انرژی و رمزگشاییِ فرکانسهای کائناتی، ساعتهای آینهای و رند (مثل 11:11، 22:22 یا همین 18:18 امروز) پلهای ارتباطیِ نامرئی بینِ دو روح هستند. وقتی فاصله مابینِ دو نفر زیاد است، ذهن و ناخودآگاهِ انسانها به جای زبان، با فرکانسِ دلتنگی با هم حرف میزنند. ساعتِ 18:18 در این شنبهی پاییزی، دقیقاً نقطهی تلاقیِ دو میدانِ مغناطیسی است؛ لحظهای که اگر حس کردی دلتنگیات ناگهان شدت گرفته، شک نکن که موجِ انرژیِ آن طرفِ خط (کسی که یادت کرده) به قلبت رسیده است. این یک تصادفِ تقویمی نیست؛ این زنگِ هشدارِ کائنات است که میگوید: «فاصلهها فقط خطوط روی نقشه هستند؛ قلبها به هم وصلند.»
1. تلنگرِ شبیهسازی: برای 5 ثانیه کار را متوقف کن؛ گوشی را برعکس بگذار و فرض کن او همین الان روبرویت ایستاده و دارد لبخند میزند.
2. کلمهی رمز در دل: سه بار نامِ کوچکش را آرام در دلت تکرار کن تا امواجِ ذهنت به سمتِ فرکانسِ او ارسال شود.
3. رصدِ اتفاقات: حواست باشد؛ اگر تا امشب دوباره عددِ 18 (یا ساعتِ آینهای دیگری) را دیدی، یعنی پاسخِ پیامت از کائنات برگشته است.
شنبهها معمولاً شلوغ و پر از دغدغهاند؛ اما امروز دقیقاً ساعتِ چند ناخودآگاه اسمِ او وسطِ مشغلههایت آمد و دلت لرزید؟ نامش را برایمان بنویس.
یادآوری: پیامهای این مطلب صرفاً با هدف سرگرمی، تقویت روحیه و افزایش انگیزه تهیه شدهاند و مبنای علمی یا قطعی برای تصمیمگیریهای حیاتی زندگی نیستند.