وقتی واژه‌ها به استخوان می‌رسند؛ رنجِ جانسوزِ یک عشقِ ناتمام در شعرخوانی ناصر پروانی که دکتر کاکایی را مات و مبهوت کرد / بعد از تو فقط خنده پر از بغض حلال است + ویدئو

  دوشنبه، 22 تیر 1405
وقتی واژه‌ها به استخوان می‌رسند؛ رنجِ جانسوزِ یک عشقِ ناتمام در شعرخوانی ناصر پروانی که دکتر کاکایی را مات و مبهوت کرد / بعد از تو فقط خنده پر از بغض حلال است + ویدئو
ساعدنیوز: در این مجال، به تماشای سکانسی نشسته ایم که در آن نوای دلنشین شعر، جانِ کلام را در آمیخته است؛ ویدیوی پیشِ رو، ضیافتِ واژه‌هاست به روایت «دکتر ناصر پروانی» در محضرِ گران‌قدرِ استاد «عبدالجبار کاکایی» که لحظاتی سرشار از لطافت و معنا را برای مخاطبانِ ادب دوست رقم زده است.

به گزارش سرویس شعر پایگاه خبری ساعدنیوز، این شعر روایتِ عشقی عمیق، پاک، ماندگار و جاودانه است؛ عشقی که با رفتن معشوق پایان نیافته و هنوز در تمام لحظه‌های زندگی شاعر جاری است. او از لبخندهایی می‌گوید که پشت آن‌ها بغضی سنگین پنهان شده و از خاطراتی سخن می‌گوید که با گذر زمان نه‌تنها رنگ نباخته‌اند، بلکه هر روز زنده‌تر، روشن‌تر و عمیق‌تر در جانش ریشه دوانده‌اند. در نگاه شاعر، عشق واقعی با فاصله، زمان و حتی نبودنِ معشوق از میان نمی‌رود، بلکه به احساسی ماندگار تبدیل می‌شود که تا همیشه در قلب عاشق نفس می‌کشد.

در ادامه، شاعر معشوق را سرچشمه‌ی زیبایی، آرامش، امید و روشنایی می‌بیند؛ حضوری که حتی در نبودش نیز زندگی را معنا می‌بخشد. او عشق را احساسی پاک، آسمانی و مقدس می‌داند که نباید به هوس، خودخواهی یا گناه آلوده شود، زیرا ارزش حقیقی آن در صداقت، وفاداری و خلوص نهفته است. در پایان نیز با بیانی تأثیرگذار تأکید می‌کند که وقتی عشق حقیقی در دل انسان جای بگیرد، تمام ثروت‌ها، زیبایی‌ها، قدرت و داشته‌های دنیوی در برابر آن رنگ می‌بازند و بی‌ارزش می‌شوند؛ چراکه هیچ نعمتی در جهان، هم‌سنگِ داشتن عشقی راستین و خالص نیست.

متن شعر

بعد از تو فقط خنده پر از بغض حلال است

در حنجره‌ام نغمه‌ای از عشق خیال است

از بوسه‌ی اول لب من جان به لبم داد

برگشتنِ قاتل به سر صحنه روال است

گفتند که از دل برود رفته ز دیده

لبخند زدم، ترک که این عیب مثال است

با لشکر لبخند به مرزِ تنِ من تاخت

پاینده‌گی از کشور آغوش محال است

پیشانیِ تو با لب من کرد تلاقی شد

نورِ علی‌نور لب‌ات ماهِ هلال است

ننگین شود آن بوسه که شیطان بکند شاد

افسوس به آن سیب که کی دادم و کال است

پروانه اگر دست بیابید به دلِ دوست

تحریمِ بخارا و سمرقند ز خال است

ناصر پروانی

درباره ناصر پروانی بیشتر بدانید

ناصر پروانی متولد تیر ماه 1359 درتهران و ساکن تهران می باشد.مدارک تحصیلی : دکتری مدیریت استراتژیک ،فوق لیسانس مدیریت تحول،لیسانس مدیریت بازرگانی، شاغل در دانشگاه شهید بهشتی و فعال در زمینه ی ادبیات ، شعر و متون ادبی می باشد.
در سال 1370 در یازده سالگی در استان تهران در دو رشته ی شعر و داستان نویسی در سطح مدارس ابتدایی استان تهران مقام اول را کسب کردندو پس از آن از محضر اساتیدی چون آرام و سازگار کسب فیض کردند. در دوران جوانی بین سالهای 75تا85 بیش از هزاران بیت اشعار مذهبی و مدح سرودکه هیچکدام به چاپ نرسید. از سال 88به بعد با برگزاری کارگاه های شعر در خدمت هنرجویان بودند. در سال 1390 اولین مجموعه اشعارایشان به نام "باران" پس از گرفتن مجوز از وزارت ارشاد توسط انتشارات روشنی به چاپ رسید.

اگر این کلماتِ پُرشور، تکه‌ای از قلبِ شما را نشانه رفت، با یک قلبِ سرخ، ❤ عشق را در کامنت‌ها مهمانِ کلاممان کنید.


برچسب‌ها: شعرخوانی شعر عاشقانه عبدالجبار کاکایی ناصر پروانی

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
دسترسی سریع:
قیمت طلا قیمت دلار اخبار جنگ ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه مطلب:

ویدیو ها اخبار جنگ قیمت طلا قیمت دلار