به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، روزنامه اطلاعات نوشت: شگفت آنکه در کشورهای عربی همسایه چندان بازتابی نیافت. شگفتی دیگر در داخل کشور بود که از چند روز پیش از سفر رئیسجمهور به نیویورک با فضاسازی جماعتی از تندروها و افراد مشکوک و بیمنطق در فضای مجازی و شعارهای خیابانی وضع عجیبی شکل گرفت. عباس عراقچی وزیر امور خارجه در انتقال پیام و ماموریتی که در کنار مسعود پزشکیان بر عهده گرفته بود، به خیانت متهم شد.
فضای منفی و شعارها علیه دولت و پزشکیان، و حتی فرزند رئیسجمهور تداوم داشت. این وضعیت البته با سخنرانی در صحن سازمان ملل یکی دو روز فروکش کرد، اما همچنان علیه وزیر خارجه و مذاکرهکنندگانی که قبلا و فعلا در این کار ماموریت داشته و دارند، به شکل بیسابقه و اهانتآمیزی جریان دارد. این اتفاقات اکنون دارد به هرج و مرجی بدل میشود که شاید بعداً نظمیافتن و رمزگشایی از آن برای هیچ یک از مسئولین کشور میسر نباشد.
خاصه اینکه در سختترین لحظات تاریخ و جنگ به سر میبریم و هر لحظه ممکن است رژیم صهیونی یا آمریکا با مساعدت برخی مستعمرات منطقهای و فرامنطقهای بار دیگر به ایران تجاوز نمایند و با تخریب و کشتار، نایره جنگ تازهای را برانگیزند. وضع اسفانگیز منطقه، همچون انبار باروتی است که منتظر یک کبریت یا جرقهای از سوی جنگطلبان و مردمکشان حرفهای است.
در این میان شرایط، در ایران چه میگذرد؟! آیا نباید هشدار داد که وحدت و انسجام داخلی، تنها یک شعار نیست و مملکت تنها متعلق به یک گروه و از آن یک فرقه و فکر و حزب و شیوه نیست. این کشور از آن تمام شهروندان است و اگر قرار است در برابر دشمن و خصمی همچون آمریکا و قصابان بیرحمی چون اسرائیل بجنگد و دوام آورد، باید همه مردم و همه رجال و گروههای سیاسی، خبیران و صاحبان تجربه در سیاست و مدیریت، تدبیر کنند و کشتی مملکت را به ساحل امن برسانند.
حمله و هجوم و شعارهای توهینآمیز به رجال و مقامات سیاسی، از جمله رؤسای جمهور و وزرای سابق و اسبق، مزاحمت و تهاجم جلوی در منازل آنها و شعارها و اهانتها علیه کسانی که با برخی از جریانات سیاسی و ایدئولوژیکی کنونی زاویهای دارند، بسیار خطرناک است. این وضع در حالی که استانهای مرزی نیازمند آرامش است و پایتخت باید لنگر ثبات باشد، نیازمند یگانگی و انسجام و همدلی همه نیروهای سیاسی و مردم از هر سنخ و صنف و گروه و اندیشه و سبک زندگی است.
تجربه این جنگ در طول یک دو سال اخیر، بلکه پس از واقعه 7اکتبر، افقی نامعلوم دارد. رژیم صهیونیستی و دشمنان نفوذی قبلا با وقایع 18 و 19 دی 1404 در تهران و شهرهای متعدد ایران، کوشیدند حاکمیت و ملت را رودرروی هم قرار دهند و میان ملت ایران نیز چندگانگی و قطبیت ایجاد کنند. آن برنامه به شکست انجامید.
چرا اینک کسانی به دست و زبان خود، در دل توفان دست به کارهایی میزنند که هیچ عقل سلیمی نمیتواند معنا و مبنای آن را درک کند؟
ارزیابی شما از مواضع رئیسجمهور و وزیر امور خارجه در سازمان ملل و حواشی پس از آن چیست؟ آیا با انتقادات مخالفان دولت موافقید؟ بحث را در کامنتها ادامه دهید.