به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز، روایت المیرا شریفیمقدم فقط داستان یک تجربه شخصی نیست، بلکه دست گذاشتن روی زخمی کهنه است که روزانه هزاران راننده در کلانشهرها با آن دستوپنجه نرم میکنند. ماجرا زمانی عجیبتر میشود که به نظر میرسد این افراد به صورت انفرادی کار نمیکنند، بلکه با تشکیل باندهای تیمی و هماهنگ، خیابانهای پرتردد شهر را میان خود تقسیم کردهاند.
این معضل فقط به پارکبانهای خودخوانده ختم نمیشود؛ نگاهی به وضعیت خیابانها نشان میدهد که تصاحب معابر عمومی به یک الگوی رفتاری تبدیل شده است. از مغازهدارانی که با چیدن کلهقندی و صندلی، جلوی فروشگاه خود را «ملک شخصی» فرض میکنند تا پارکبانهای غیرقانونی، همگی از یک خلاء بزرگ سوءاستفاده میکنند: عدم نظارت مؤثر و برخوردهای ملموس شهری. وقتی سامانههای هوشمند مانند پارکومترها رها میشوند، فضای کار برای کسانی باز میشود که از اضطرار مردم برای پیدا کردن جای پارک، درآمد خالص و بیدردسر کسب میکنند.
تلخترین بخش این ماجرا، بیتفاوتی و پاسخگو نبودن نهادها است. با وجود اینکه تمام مسئولان شهری، راهور و ناظران انتظامی از وجود این باندهای غیرقانونی مطلع هستند، مسئولیتشناسی مشخصی برای پایان دادن به این باجگیریهای خیابانی دیده نمیشود. این بیتفاوتی نهتنها حس قانونگریزی را در جامعه تقویت میکند، بلکه شهروندان را در برابر قلدرهای خیابانی تنها میگذارد؛ رفتاری که شایسته مدیریت شهری و حقوق شهروندی نیست.
آیا شما هم تا به حال مجبور شدهاید برای پارک ماشین در خیابان عمومی به پارکبانهای قلابی پول زور بدهید؟ تجربه یا پیشنهاد خودتان را برای مقابله با این معضل در بخش نظرات بنویسید!