به گزارش سرویس ورزشی پایگاه خبری ساعدنیوز، در کانون این تراژدی فوتبالی، سهراب بختیاریزاده ایستاده است؛ مردی از جنس خاک تفتیده خوزستان که حالا باید در زادگاهش، روبروی تیم دیارش شمشیر بکشد. او با پیراهن آبی پایتخت به خانه برگشته، اما نه برای خوشوبشهای نوستالژیک. برای سهراب، اهواز همواره بوی ریشهها را میداده، اما این بار زمین چمن این شهر بوی یک چالش حیثیتی میدهد. او به خوبی میداند که استقلال تهران در دو فصل پیاپی و در بازیهای رفت، در همین جهنم اهواز زمینگیر شده و با باختهای مشابه یک بر صفر دست خالی به تهران برگشته است. این طلسم دو ساله مثل سنگینی شرجی کارون روی شانه آبیهای تهران سنگینی میکند، و چه کسی مصممتر از پسری از همین دیار برای درهم شکستن این طلسم کهنه در برابر چشمان همشهریانش؟

استقلال تهران با کولهباری از اعتمادبهنفس و ضربان قلبی که هنوز از معجزه ثانیههای پایانی آسیا تند میزند، به اهواز آمده است. پیروزی دراماتیک در واپسین لحظات لیگ نخبگان، به رگهای شاگردان سهراب خون تازه دوانده است. از طرفی لغزشهای متوالی رقیب سنتی، پرسپولیس، و برد پرگل سپاهان، معادلات بالای جدول را زیرورو کرده؛ حالا درهای صدرنشینی بیش از هر زمان دیگری به روی پایتختنشینان باز است. آنها با دو بازی کمتر نسبت به رقبا، تنها 6 امتیاز تا خلق یک حماسه و تکیه زدن بر قله جدول فاصله دارند و این یعنی اهواز باید اولین ایستگاه این فتح بزرگ باشد.
اما در آن سوی میدان، استقلال خوزستان شبیه به شیر زخمی گوشه رینگ است. تیمی با پیشینه قهرمانی که حالا سایه سنگین سقوط به دسته پایینتر را پشت سر خود احساس میکند. برای آبیهای جنوب، این مسابقه دیگر بازی تاکتیکها نیست؛ بازی رگ غیرت است. آنها در لبه پرتگاه رتبه چهاردهم ایستادهاند و هر لغزشی میتواند حکم سقوطشان را امضا کند. میزبان میداند که برای بقا، باید دوباره همان کابوس همیشگی پایتختنشینان در اهواز باشد و با چنگ و دندان از سه امتیاز خانگیاش دفاع کند.
شنبه، ساعت 16:30 سوت داور که به صدا درآید، قصهای پر از تناقض نوشته خواهد شد؛ رویارویی سهراب با خاطرات کودکی، تقابل برادر بزرگ با برادر در بحران، و تلاشی جنونآمیز برای باطل کردن طلسم دو ساله. در این جنگ نابرابر، یا خوزستان بار دیگر پایتخت را به زانو درمیآورد، یا پسر اهواز با دست پر، تاج صدر را برای استقلال تهران به ارمغان میبرد.
پایان پیام