پژمان جمشیدی: یک ثانیه هم پشیمان نیستم! با کمال میل این کار را انجام دادم...

  یکشنبه، 04 مرداد 1405 ID  کد خبر 503436
پژمان جمشیدی: یک ثانیه هم پشیمان نیستم! با کمال میل این کار را انجام دادم...
ساعدنیوز: حضورش در سریالی که به نام خودش کلید زده شده در عین ناباوری حجم گسترده ای از مخاطبان را جذب کرد و اکنون او از دوران فوتبالش معروف تر شده

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، پژمان جمشیدی در خانواده‌ای کم‌جمعیت در تهران به دنیا آمد. او فرزند دوم خانواده است و یک برادر بزرگ‌تر از خود و یک خواهر کوچک‌تر به نام مامک دارد. پدرش دبیر زمین‌شناسی و زیست‌شناسی و مادر مرحومش معلم اول دبستان بود.

در مورد تو می‌گویند آن‌قدر رفت‌وآمد کردی با این هنرپیشه‌ها تا بالاخره بازی کردی.

  • حالا این حرف‌ها را می‌زنند؛ اصلاً من آدم‌ها را دیدم و رفتم، بقیه‌اش چی؟ نمی‌خواهم بگویم بازی خوبی کردم، اما چه متنی بود؟ متنی که همه‌اش شوخی با من بود. نیامدند بگویند پژمان جمشیدی اسطوره است یا شاهکار. بعد هم این‌که درست است، من شانس داشتم که آن‌ها دوستان من بودند.

از چه سالی با آن‌ها دوست شدی؟

  • فکر کنم از سال 80 به بعد.

ایده این سریال «پژمان» از کجا آمد؟

  • من خودم اتفاقاتی که برایم رخ داده بود را برای آن‌ها تعریف می‌کردم و پیمان می‌گفت همین اتفاقات را برای خودت بنویس و داشته باشی. ماجرای بانک را در مصاحبه‌های قبلی هم گفته‌ام که این اواخر چکم برگشت خورد، چون مرا نمی‌شناختند؛ این مسائل مربوط به 3 سال پیش بود.

پس طرح این مجموعه طنز مربوط به گذشته بود؟

  • من کل ماجرا را برای شما تعریف می‌کنم. شاید جواب سؤال‌های بعدی‌تان در صحبت‌های من باشد. من عاشق نوشتن هستم. پیمان بعد از سه سال به من زنگ زد و گفت رفتیم تلویزیون، سه تا طرح دادیم و عاشق طرح فوتبالیست شدند؛ چون آن زمان اسم مجموعه «پژمان» نبود. قبول کردم و گفتم هر کمکی از من بخواهید در خدمت هستم. حتی شوخی من و پیمان این بود که بنویسید «طرح از پژمان جمشیدی...» پیمان هم می‌گفت این طرح را می‌دزدم و اسمت را هم نمی‌زنم.

گذشت و بعد از دو هفته زنگ زد و گفت: «این طرح حال نمی‌دهد با هنرپیشه کار کرد؛ باید یک فوتبالیست نقش اصلی را بازی کند. اگر نشد، نمی‌نویسم و به تلویزیون هم می‌گوییم انجامش نمی‌دهیم.»

بعد جلسه گذاشتیم که چه کسی این نقش را بازی کند و به این نتیجه رسیدند که من بازی کنم. آخه من سر سریال «شب‌های برره» هم گریم شدم، اما فرار کردم. پیمان گفت به من اعتماد کن و گفتم تو هوای مرا داری و قرار شد استارت بزنیم.

پیمان درخصوص شخصیت پژمان هم با تو صحبت کرد؟

  • پیمان گفت از شوخی ناراحت نمی‌شوی؟ گفتم نه. دوباره گفت خیلی شوخی است و یک‌جور خودزنی است...

فکر می‌کنی شوخی بود یا یک‌جور هجویه حساب می‌آید یا دست انداختن؟

  • اصلاً دست‌انداختن نیست و اکثریت کار واقعیت است که به‌صورت اغراق‌آمیز خودش را به مردم نشان می‌داد. دیروز یکی به من همین حرف را زد، اما اصلاً قبول ندارم هجو است و بیشتر یک طنز رئال است. کارنامه این گروه مشخص است. البته برای این‌که یک داستان کمدی خوب از کار دربیاید، باید اغراق کرد.

    می‌گویند با قبول این نقش خودت را له کردی تا دوباره دیده شوی.

    • اصلاً قبول ندارم. پس چرا برخورد مردم فوق‌العاده است؟ کجا خودم را له کردم که متوجه نمی‌شوم؟ 75 درصد مردم حتی پایین مطالبی که نقد شده‌ام به من ابراز لطف کرده‌اند. مردم بیشتر از آن‌که ارزشش را داشته باشم، به من لطف کردند. 95 درصد مردم می‌گویند من خودم را در دل آن‌ها جا کرده‌ام. مردم خیلی شعور دارند و تشخیص می‌دهند که خودم را له کرده‌ام یا نه.

    به نظر می‌رسد از دوران بازیگری بیشتر معروف شده‌ای.

    • بله؛ مخاطب تلویزیون وحشتناک است. من همیشه بحث می‌کردم که چه قشری معروف‌تر است و حالا متوجه شده‌ام هنرپیشه‌هایی که در سریال‌های پربیننده بازی می‌کنند. اولش فکر نمی‌کردم این‌قدر مخاطب داشته باشد.

    پشیمان نیستی که یک‌جور خودزنی کردی؟

    • از روز اول که مقابل دوربین سروش رفتم تا الان که با شما صحبت می‌کنم، یک ثانیه هم پشیمان نیستم. با کمال میل با خودم شوخی کردم. آن آدم‌هایی که می‌گویند خودش را له کرد، نظرشان را می‌گویند، اما با نظر من 360 درجه (خنده) فرق دارد.

    خیلی‌ها مصاحبه کردند که ما قبول نکردیم در این سریال بازی کنیم.

    • در مورد شخص خاصی صحبت نمی‌کنم، اما طرح داستان را داشتیم. متن هر قسمت را داغ‌داغ، شب، پیمان و مهراب می‌نوشتند و فردا می‌رفتیم جلوی دوربین. کسی از فیلم‌نامه خبر نداشت. تنها به شاهرودی زنگ زدم و گفت توانایی بازی در تلویزیون را ندارم، ولی بقیه آدم‌هایی که زنگ زدیم آمدند.

    نقدها را می‌خوانی؟

    • بله، بر دیده منت. اما جایگاه سریال مشخص است. حتی دو، سه تا از بچه‌های فوتبالی هم که نقد کرده بودند زنگ زدند و گفتند فقط در مورد دو، سه سکانسش نقد داشتند و من هم برای آن‌ها توضیح دادم. این را همه می‌دانند که هیچ فوتبالیستی با گوسفند جایی نرفته است. ما براساس اتفاقات فوتبالی متن را ننوشتیم و حتی پیمان جون‌بچه‌اش را قسم می‌خورد که من اصلاً قسمت ختم را نمی‌دانستم که در فوتبال وجود دارد و همین‌طوری نوشتم. ما فقط با پژمان جمشیدی کم‌سواد و بی‌هوش شوخی می‌کنیم، نه کس دیگری. اگر در مورد بازیکنی هم حرف زدیم، در راستای کوچک کردن پژمان و بزرگ کردن آن‌هاست و به جرأت می‌گویم ما هرچه در مورد فوتبال طنز بسازیم، به یکی برمی‌خورد. اصلاً بحث ما کاملاً اجتماعی است. مهراب حرف خوبی می‌زند و می‌گوید هم آن‌هایی که می‌گویند این مسائل نیست، اشتباه می‌کنند و هم آن‌هایی که می‌گویند «مگر نیست؟»، در صورتی که بحث ما یک طنز اجتماعی است.

    در این مجموعه به رسانه‌های ورزشی هم زده‌اید؟

    • گفتم که اصلاً این‌گونه نیست. آن‌جایی که می‌گوید کریم انصاری‌فرد پول داده مصاحبه‌اش چاپ شود، خب معلوم است یک آدم 36 ساله نباید مصاحبه‌اش به اندازه یک بازیکن جوان کار شود. این در اصل بالا بردن خبرنگاران است و نشان می‌دهد کسانی که این حرف را می‌زنند کم‌هوش هستند. یا آن‌جایی که به رئیس بانک می‌گوید: «امان از مافیای فوتبال»، در صورتی که مافیای فوتبال چه کار به بازیکن 36 ساله دارند.

    از اول قرار بود با سروش صحت کار کنی؟

    • نه، اما خوشحال شدم با سروش کار کردم، چون از قبل هم دوست بودیم. آن زمان که دنبال کارگردان می‌گشتند، احتمالاً در گزینه‌های آن‌ها سروش، سعید آقاخانی و عطاران بودند که سروش قبول کرد. یکی از شانس‌های من این بود که سروش کارگردان کار بود. بازیگرانی هم که آمدند از دوستان چندساله من بودند. قرار بود پرویز پرستویی جای سام بازی کند و حتی دورخوانی هم تمرین کردیم، اما نشد. او هر شب به من اس‌ام‌اس می‌داد، در حالی که دوستی ما در حد سلام و علیک بود. سام هم که دوست 10 ساله من است و خیلی با هم راحت بودیم.

    مافیای فوتبال در هنر هم هست؟ مثلاً به خاطر آن مافیا الان اینجا هستی؟

    • مافیا نه؛ دوستی من با مهراب و پیمان باعث شد این طرح نوشته شود. شاید اگر من با آن‌ها دوست نبودم، این طرح بازگو نمی‌شد. اصلاً قرار نبود من بازی کنم. پیمان الان هم می‌گوید تو نباید بگویی به تو اعتماد کردیم، بلکه دم تو گرم که قبول کردی با ما کار کنی و این نقش را بازی کردی.

    انصاریان گفت قبول نکرده بازی کند.

    • من اسم نمی‌برم، اما به هر کسی گفتیم، جز شاهرودی، قبول کرد بازی کند. حتی مهراب دوست داشت مهدوی‌کیا بازی کند و مهدی هم سر صحنه آمد. همان صحنه خاک‌سپاری پشت صحنه بود، ولی گفت چون تازه از فوتبال خداحافظی کرده، هنوز گیج و منگ است. در زندگی ورزشی یک‌جوری رفتار کردم که به هر کس گفتم، منت گذاشت و آمد و از علی کریمی هم نخواستیم.

    باز هم حاضر هستی از این ریسک‌ها بکنی؟

    • من دو تا ریسک کردم؛ اول این‌که رفتم جلوی دوربین و خودزنی کردم و دوم این‌که وقتی استقبال مخاطب را دیدم، باورم نمی‌شد. اگر کار نمی‌گرفت، چه هجمه‌ای به من وارد می‌شد!


برچسب‌ها: بازیگر پژمان جمشیدی

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
دسترسی سریع:
قیمت طلا قیمت دلار اخبار جنگ ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه خبر:

قیمت طلا قیمت دلار اخبار جنگ ویدیو ها