به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، همین چند جمله کافی بود تا بسیاری از مخاطبان شوکه شوند. واقعاً چه اتفاقی افتاده بود؟ چرا فیلم خصوصی یک بازیگر منتشر شده و چرا او بهجای توضیح درباره ماجرا، با چشمانی اشکآلود مقابل دوربین آمده و از مردم خواسته این فیلم را منتشر نکنند؟
برای بسیاری از مخاطبان، ماجرا کاملاً جدی و واقعی به نظر میرسید؛ بهخصوص اینکه انتشار تصاویر خصوصی در فضای مجازی، اتفاقی واقعی و نگرانکننده است که میتواند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.
افشار که با بازی در سریالهایی مانند «متهم گریخت» و «سه در چهار» شناخته شده است، این ویدئو را بدون توضیح و با هشتگ «بیدار» منتشر کرد و از مخاطبان خواست در بازنشر آنچه فیلم خصوصی خودش عنوان شده، مشارکت نکنند.
اما ماجرا کمی بعد شکل دیگری پیدا کرد.
در پایان ویدئو مشخص شد که این اتفاق بخشی از تبلیغات یک فیلم بوده و آنچه مخاطب در ابتدا یک اتفاق واقعی و نگرانکننده تصور کرده، در واقع بخشی از طراحی تبلیغاتی این اثر است.
اینجاست که سؤال اصلی مطرح میشود: آیا برای تبلیغ یک فیلم، واقعاً باید از نگرانی و احساسات مخاطب استفاده کرد؟
واکنش اولیه مردم چندان عجیب نبود. وقتی یک زن جوان در حالی که گریه میکند از مردم میخواهد فیلم خصوصیاش را منتشر نکنند، طبیعی است که مخاطب نگران شود و حتی بخواهد از او حمایت کند.
در همان لحظه اول، کمتر کسی تصور میکند با یک کمپین تبلیغاتی روبهروست. ذهن مخاطب به سمت یک اتفاق واقعی میرود؛ اتفاقی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد و عواقب سنگینی داشته باشد.
به همین دلیل، استفاده از چنین سوژهای برای تبلیغ یک اثر هنری، به دقت و ملاحظه بیشتری نیاز دارد.
مسئله فقط این نیست که در پایان ویدئو مشخص میشود همهچیز تبلیغاتی بوده است. مسئله اینجاست که مخاطب تا رسیدن به پایان، با یک نگرانی واقعی روبهرو شده و احساساتش درگیر شده است.
خیلیها احتمالاً همان دقایق اول را با اضطراب دیدهاند، ویدئو را برای دوستانشان فرستادهاند یا حتی واقعاً نگران وضعیت این بازیگر شدهاند.
حالا تصور کنید همین اتفاق برای یک دختر عادی رخ میداد؛ دختری که واقعاً فیلم خصوصیاش منتشر شده و از مردم میخواست آن را بازنشر نکنند. آیا باز هم میشد با چنین موضوعی صرفاً به چشم یک ترفند تبلیغاتی نگاه کرد؟
تبلیغات خلاقانه، طبیعتاً بخشی از صنعت سینماست و قرار نیست هر تبلیغ متفاوتی را زیر سؤال برد. فیلمسازان برای جلب توجه مخاطب روشهای مختلفی را امتحان میکنند و ایجاد کنجکاوی هم یکی از شیوههای شناختهشده تبلیغات است.
اما مرز میان ایجاد کنجکاوی و بازی با یک نگرانی واقعی، مرزی مهم است.
وقتی موضوع تبلیغ، انتشار فیلم خصوصی، آبروی یک زن و درخواست برای جلوگیری از دستبهدست شدن تصاویر باشد، دیگر با یک تیزر معمولی یا یک شوخی ساده روبهرو نیستیم.
شاید این شیوه توانسته باشد توجه زیادی را به فیلم جلب کند، اما در کنار آن، نگرانی دیگری هم وجود دارد؛ اینکه چنین تبلیغاتی میتواند اعتماد مخاطب به هشدارهای مشابه را تحت تأثیر قرار دهد.
مخاطبی که امروز یک ویدئوی گریهدار میبیند و تصور میکند زنی واقعاً گرفتار شده، ممکن است فردا با یک اتفاق واقعی روبهرو شود اما آن را هم بخشی از یک تبلیغ یا بازی رسانهای تصور کند.
همین موضوع، بخشی است که به نظر میرسد در طراحی چنین کمپینی نباید نادیده گرفته میشد.
خانم افشار؛ نمیدانیم چه مشاوری چنین شیوهای را برای معرفی فیلم پیشنهاد کرده است، اما استفاده از ترس و نگرانی مردم، آن هم درباره موضوع حساسی مانند انتشار فیلم خصوصی، میتواند محل بحث باشد.
مخاطب حق دارد وقتی یک بازیگر را گریان میبیند و از او درخواست کمک میشنود، نگران شود؛ نه اینکه بعداً بفهمد تمام آن نگرانی، بخشی از یک سناریوی تبلیغاتی بوده است.
سینما برای دیدهشدن راههای زیادی دارد؛ شاید بهتر باشد برای معرفی یک فیلم، مسیری انتخاب شود که مخاطب را کنجکاو کند، نه اینکه او را واقعاً نگران امنیت و آبروی یک انسان کند.
آناهیتا افشار بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان 7 مردادماه 1365 در هشترود متولد شد.
این بازیگر کشورمان دانشآموخته رشته نقاشی است اما به دلیل علاقه ای که از دوران کودکی به بازیگری داشت به سمت دنیای هنر رهنمون شد و بازیگری در تئاتر را از سنین نوجوانی آغاز کرد.
آناهیتا افشار در مراسم سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر برای اکران فیلم یک کیلو و بیست و یک گرم به همراه همسرش حاضر شد و این زوج برای اولین بار در کنار هم دیده شدند.
شما با این نوع تبلیغات موافقید یا مخالف؟ نظراتتان را برای ما بنویسید.