به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، در «مرد سه هزار چهره»، مهران مدیری یکی از آن شوخیهای ریز و خلاقانهای را رو میکند که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما وقتی بیشتر دقت کنید، ایده جذاب پشت آن خودش را نشان میدهد.
در یکی از سکانسها، فضای داستان حالوهوایی شبیه گروههای سرقت در فیلمها و سریالهای معروف پیدا میکند؛ یک اکیپ برای انجام دزدی دور هم جمع شدهاند و هرکدام هم اسم مخصوص خودشان را دارند.
اما مدیری نسخه ایرانی این ایده را ساخته است! خبری از اسمهایی مثل «پروفِسور» یا شهرهای خارجی نیست؛ اعضای این گروه با نامهایی مثل «فلکه دوم صادقیه» و «ازگل» معرفی میشوند؛ نامهایی که بهجای رمز و راز بینالمللی، حالوهوای کاملاً تهرانی و آشنا دارند.
همین تغییر کوچک، فضای جدی و پرهیجان گروههای سرقت را تبدیل به یک موقعیت کمدی کرده و نشان میدهد مدیری چطور یک ایده آشنا را با عناصر بومی ترکیب کرده تا به شوخیای متفاوت و قابل لمس برای مخاطب ایرانی برسد.
مهران مدیری در سال 1346 و در خانوادهای 6 نفره در جنوب شهر تهران چشم به جهان گشود. از دوره نوجوانی به بازیگری و تئاتر علاقمند شد و فعالیت خود را در این زمینه شروع کرد. مدیری در نهایت در سال 1368 توانست با گویندگی در برنامه رادیویی « داستان شب »، با دیگر هنرمندان آشنا شود که این آشنایی در نهایت سبب شد تا در سال 1372 و با همکاری داریوش کاردان اولین برنامه طنز خود برای نوروز را بسازد. تا پیش از این برنامه، مدیری علاوه بر گویندگی رادیو در تئاترهای متعددی به ایفای نقش پرداخت و در این دوران با بسیاری از بزرگان تئاتر کشور، چون قطب الدین صادقی و میکائیل شهرستانی همکاری کرد.
وی همچنین دارای مدرک تحصیلی دیپلم است و با اینکه موفق به قبولی در مقطع کارشناسی تئاتر شد، ولی تحصیلات آکادمیک خود را به علت شرکت در جنگ تحمیلی نیمه کاره رها کرد.مهران مدیری با اولین کار خود یعنی برنامه طنز « نوروز 72 » در قامت بازیگر و کارگردان به شهرت رسید سپس با سریال « پرواز 57 » در سال 72 دوباره توجهات را به سمت خود جلب کرد. پس از ساخت و پخش مجموعه پرواز 57، مهران مدیری ساخت سریالی دیگر را به نام « ساعت خوش »، با بازیگرانی نه چندان مطرح آغاز کرد که در سالهای 1372 و 73 به صورت هفتهای یکبار از شبکه دو پخش میشد، در پیش گرفت.
بهنظر شما این سکانس «مرد سه هزار چهره» واقعاً حالوهوای مانیهیست را داشت یا مدیری ایده را آنقدر ایرانی کرده بود که دیگر نمیشد آن را جدی گرفت؟ 😄