به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، در 6 ماه ابتدایی سال، 12 سریال در شبکه نمایش خانگی منتشر شد؛ آثاری که از سه پلتفرم فیلیمو، فیلمنت و شیدا به پخش رسیدند. در این میان، نماوا در این بازه اثر تولیدی جدیدی نداشت و همچنان مخاطبان خود را با وعده انتشار «سووشون» همراه کرد.
فیلیمو با آثاری همچون «بدنام»، «کلاغ» و «هزار و یک شب» کنداکتور بهار و تابستان خود را پر کرد. «بدنام» داستان پدر و پسری است که هر دو به یک دختر علاقهمند میشوند و در ادامه به رقیب یکدیگر تبدیل میشوند؛ روایتی با حالوهوای آثار ترکیهای. «کلاغ» نیز داستان یک مأمور ساواک است که به یکی از متهمان پرونده خود علاقهمند میشود؛البته «هزار و یک شب» نیز از این قافله جا نمانده و در این اثر هم مضامینی همچون خیانت به خانواده و همسر، مصرف مشروبات الکلی و سیگار به تصویر کشیده شده است.
فیلمنت نیز با آثاری چون «کوری»، «21»، «برتا»، «بیعاطفه» و «صدام» مخاطبان خود را همراه کرد.
«کوری» با محوریت مصرف مشروبات الکلی شکل میگیرد؛ اما در این اثر، تصویری از یک خانواده سالم و منسجم دیده نمیشود و تقریباً همه شخصیتها با آسیبها و مسائل مختلف دستوپنجه نرم میکنند؛ نه پدر خانواده الگوی مناسبی است و نه مادر.
«21» اثری در ژانر جنایی است، اما در مسیر داستان، خانوادهای اصیل و سالم کمتر به چشم میخورد و اغلب شخصیتهای درگیر پرونده با مسائل و حاشیههای مختلف مواجهاند. موتور محرک داستان نیز انتقام است.
«برتا» نیز روایتی با محوریت تجاوز و قتل یک دختر است؛ قتلی که در نهایت پدر خانواده بهعنوان عامل آن معرفی میشود و داستان نیز بر محور انتقام پیش میرود.


«صدام» نیز نسخه سریالی همان روایت سینمایی با بازی رضا عطاران است؛ اثری که داستان بدل صدام را روایت میکند.
درخصوص «بیعاطفه» نیز یکی از رسانههای فضای مجازی نوشته بود: «بیعاطفه» از حد متوسط فراتر نرفت. این سریال شبیه پاورقیهای روزنامه است و بارها از مواد اولیهای چون عشق، جدایی، خیانت و... بهره برد و در نهایت با سکانسهایی پرسوز و گداز به پایان رسید.
پلتفرم شیدا نیز با «گلسنگ»، «هزارتوی موبهمو» و «بامداد خمار» در این دوره حضور داشت. «گلسنگ» یک درام خانوادگی رازآلود است که داستان آن با خرید خانهای توسط یک زوج آغاز میشود؛ خانهای که گذشتهای پنهان دارد و بهتدریج رازهایی درباره زندگی خانوادگی شخصیتها آشکار میشود. در این اثر نیز مادر خانواده توسط پدر به قتل میرسد.
«بامداد خمار» داستان عشق محبوبه، دختر یک خانواده مرفه، به رحیم، جوانی از طبقه پایین جامعه است؛ رابطهای که با مخالفت خانواده و تفاوتهای طبقاتی و فرهنگی روبهرو میشود و در ادامه پیامدهای تلخی برای شخصیت اصلی به همراه دارد.
«هزارتوی موبهمو» نیز اثری با محوریت یک پرونده امنیتی است. در مقابل، «مو به مو» داستان منصور، مردی با دو تجربه شکستخورده در زندگی مشترک را روایت میکند؛ همسر اول و سپس همسر دومش، صدف، او و پسرش را ترک میکنند و زندگی خانوادگی منصور را با بحرانهای تازهای روبهرو میسازند.
در نیمه نخست سال، بخش قابلتوجهی از سریالهای نمایش خانگی حول خانوادههای بحرانزده، خیانت، طلاق، قتل، انتقام و روابط عاطفی پرتنش شکل گرفتهاند.



در بسیاری از این آثار، خانواده نه محل آرامش، بلکه منشأ اصلی تعارض است و شخصیتهای سالم و الگوهای مثبت خانوادگی سهم کمتری دارند. به نظر میرسد نمایش خانگی برای جذب مخاطب، بیش از گذشته به بحران، جنایت، راز و شوک روایی تکیه کرده است.