به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری ساعدنیوز ، «گفت بنویس: تَنِ ظریف و جانِ سَخت. من نوشتم: دُخترانِ ایران.» این متنی است که برخی سلبریتیها به مناسبت روز جهانی دختر در صفحات خود منتشر کردهاند. روایتی که بیش از تمرکز بر توانمندی، موفقیت و مطالبات دختران ایران، بر انعکاس تصویری توأم با ضعف و حرمان از آنها متمرکز است.
در همین حال، برخی دیگر از چهرههای سرشناس با اتخاذ رویکردی متفاوت، روز جهانی دختر را فرصتی مغتنم برای ارائه تصویری روشن و امیدبخش از دختران ایرانی یافته و روایتهای خود را با تکیه بر مولفههایی چون امید، عزت نفس و توانایی آنها ساخته و پرداختند.
آنچه در رویکرد گروه نخست، برجسته به نظر میرسد، پیوند هویت دختران ایرانی با مولفههایی چون یأس، ضعف، رنج و ناکامی و نادیدهانگاشتن انبوهی از دخترانی است که در سایه خودباوری، امید و پشتکار به الگوهایی موفق بدل شدهاند. تردیدی نیست که دختران این مرز و بوم با مسائل و دغدغههایی روبهرو هستند که نباید نادیده انگاشته شود؛ اما آیا روایتگریهای یکسویه، بدون توجه به ظرفیت و توانمندیهای چشمگیر دختران، قادر است تصویری کامل و منصفانه از آنها بسازد؟ چگونه میتوان نسلی را که در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و... حضوری موثر و درخشان داشته و دستاوردهای ارزندهای را حاصل ساخته، در موقعیت بسته ضعف و ناتوانی به تصویر کشید؟



در مقابل، اهمیت رویکرد گروه دوم در این است که اجازه نمیدهد دشواریهای زندگی، تمام تعریف یک انسان از خود و آیندهاش را تحت تاثیر قرار دهد. روایت امیدمحور این گروه، به دختران ایران یادآوری میکند که در کنار موانع، انبوهی از فرصتها و ظرفیتهای بالقوه وجود دارند که میتوانند در سایه توانایی، پشتکار، اعتماد به نفس و ابتکار عمل آنها بالفعل شوند.
موضوع این نیست که درباره مسائل و چالشهای دختران، سخنی به میان نیاید؛ مسئله این است که چرا در روایت سلبریتیها، رنج و مرارت و ناکامی، مختصات اصلی تصویر دختر ایرانی را شکل میدهد و مولفههایی چون امید، توانایی، ابتکار و عزت نفس، به سادگی حذف میشود.
در اینجا مسئله کانونی، صرفاً به تفاوت نگاه دو گروه در انتشار یک استوری مناسبتی بازنمیگردد؛ بحث بر سر نوع نگرشی است که روایتهای هر یک از این دو درباره دختران ایرانی میسازد و از این طریق، به افکار عمومی جهت میبخشد.
برخی سلبریتیها هنوز در فهم اینکه کاربران عادی شبکههای اجتماعی نیستند، در قبال مخاطبان خود مسئولیت دارند و مولفههایی چون شهرت، گستره دنبالکنندگان و توان اثرگذاری، به انتخابهای ظاهراً شخصیشان بُعد اجتماعی و رسانهای میبخشد، ناتواناند و شاید آبشخور تصوراتشان درباره دختران ایرانی از این نقطه نشات میگیرد که در سینمای ایران، آنقدر فیلمهای اجتماعی ناامیدانه ساخته شده و آنها آنقدر نقش دختران مایوس و ناتوان را بازی کردهاند که خود نیز چنین وضعیتی را باور کردهاند!