به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، در قصه پرپیچوخم «بامداد خمار»، منصور که دل در گرو محبوبه دارد، با پاسخ منفی او روبهرو میشود؛ محبوبه رحیم نجار را انتخاب میکند و منصور پس از این ناکامی، در مسیر تازهای قرار میگیرد. او در ادامه داستان، در خانه استادش با دختر او، نیمتاج، آشنا میشود؛ دختری که بهتدریج وارد زندگی منصور میشود و مسیر عاطفی متفاوتی را پیش روی او قرار میدهد.
اما ماجرای نیمتاج و منصور فقط به قصه سریال محدود نمانده است. زهرا فراهانیراد، بازیگر نقش نیمتاج، در گفتوگویی تازه با پاسخهای صریح و شوخطبعانهاش درباره شخصیتها، همبازیهایش و حواشی فضای مجازی توجه مخاطبان را جلب کرده است.
یکی از بخشهای جالب صحبتهای فراهانیراد، تعریف و تمجید او از نوید پورفرج بود. این بازیگر با اشاره به روزهای طولانی فیلمبرداری گفت که پورفرج از ادکلنهای مردانه و بسیار خوشبو استفاده میکند؛ اعترافی که میتواند برای طرفداران سریال، از آن جزئیات جذاب پشت صحنه باشد که معمولاً کمتر به گوششان میرسد!
البته این حرف به معنای دلباختگی واقعی بازیگر نقش نیمتاج به نوید پورفرج نیست؛ ماجرا صرفاً به تعریف او از عطر خوش همبازیاش برمیگردد. بااینحال، کنار هم قرار گرفتن قصه عاشقانه منصور و نیمتاج در سریال و این خاطره خوشبو از پشت صحنه، سوژهای بامزه برای مخاطبان ساخته است.
فراهانیراد در بخش دیگری از این گفتوگو، به پرسشی فرضی درباره ابراز علاقه و پیشنهاد ازدواج حسن پورشیرازی پاسخ داد. او با استفاده از ضربالمثل «کبوتر با کبوتر، باز با باز» گفت که خودش را به آن راه خواهد زد؛ پاسخی شوخطبعانه که نشان میدهد قصد نداشته به این سؤال فرضی جواب عاشقانهای بدهد.
بازیگر نقش نیمتاج درباره برداشت مخاطبان از شخصیتهای داستان نیز نظر متفاوتی مطرح کرد. به باور او، در این ماجرا منصور قربانی اصلی نیست، بلکه رحیم است که در موقعیت قربانی قرار میگیرد؛ دیدگاهی که میتواند بحثهای تازهای میان طرفداران شخصیتهای محبوبه، منصور و رحیم به راه بیندازد.
او همچنین در واکنش به انتقادهای کاربران درباره ارتباط نیمتاج با منصور تأکید کرد که مخاطبان نباید یک داستان نمایشی را بیش از اندازه جدی بگیرند. فراهانیراد حتی در پاسخ به این پرسش که اگر نیمتاج بخواهد محبوبه را نصیحت کند چه خواهد گفت، با لحنی تند و طنزآمیز پاسخ داد که به گوش او سیلی خواهد زد!
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.
حالا شما بگویید؛ در ماجرای عاشقانه بامداد خمار، حق با منصور است که محبوبه را میخواهد یا رحیم که محبوبه انتخابش کرده؟ و به نظرتان نیمتاج واقعاً میتواند جای محبوبه را در دل منصور پر کند؟ نظرتان را برایمان بنویسید!