به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، پیمان قاسمخانی در تازهترین حضور رسانهای خود در برنامه «قیاسی»، درباره ریشههای قطع همکاری و فاصله افتادن میان خود و مهران مدیری توضیحاتی ارائه داد. وی با اشاره به همکاریهای خاطرهانگیز گذشته نظیر سریال «مرد هزارچهره»، از وجود یک دلخوری کوچک و ایجاد لحظهای غیردوستانه در روابط دیرینهشان سخن گفت که نقطه عطفی در تغییر مسیر کاری آنها شد.
این نویسنده برجسته سینما و تلویزیون در ادامه صحبتهایش به جزئیات سفرها و پروژههای مشترک پیشین اشاره کرد و افزود که پس از بروز آن اختلاف نظر، مسیرهای کاریشان از یکدیگر جدا شد. قاسمخانی با تاکید بر اینکه سالها از آن ماجرا گذشته و به سراغ کارهای دیگری همچون سریال «هیولا» رفتهاند، این جدایی را دائمی و عمیق توصیف کرد.
در بخش دیگری از این گفتگو، هنگامی که درباره احتمال شکلگیری دوباره «گنگ قدیمی» و بازگشت همکاریهای مشترک پرسیده شد، قاسمخانی این ایده را دور از ذهن و غیرممکن دانست. او تصریح کرد که با توجه به شرایط فعلی و تغییر نگرش افراد، تکرار آن فضای پرانرژی و موفق گذشته دیگر امکانپذیر نیست و پرونده آن همکاریها برای همیشه بسته شده است.
پیمان قاسمخانی (متولد 30 دی 1344) یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین فیلمنامهنویسان، کارگردانان و بازیگران سینما و تلویزیون ایران است که نقش بسیار مهمی در خلق کمدیهای ماندگار و پرمخاطب دهههای اخیر داشته است. در کارنامه هنری او، نگارش آثار درخشانی همچون فیلمهای سینمایی «مارمولک»، «سنپطرزبورگ» و «ورود آقایان ممنوع» و سریالهای محبوبی مانند «پاورچین»، «شبهای برره»، «مرد هزارچهره» و «پژمان» به چشم میخورد که جوایز معتبری از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را برایش به ارمغان آوردهاند؛ او همچنین با نویسندگی و کارگردانی مجموعه پرفروش «خوب، بد، جلف» تسلط خود را در عرصه کارگردانی نیز ثابت کرد. در بعد زندگی شخصی، او برادر بزرگتر مهراب قاسمخانی (نویسنده و طراح دکور) است و پس از پایان زندگی مشترک چندین سالهاش با بهاره رهنما (بازیگر) که حاصل آن دختری به نام پریا است، در سال 1399 با میترا ابراهیمی (روانشناس و مستندساز) ازدواج کرد و همچنان به عنوان یکی از ستونهای اصلی سینمای کمدی ایران شناخته میشود.
جای خالی آثار مشترک مهران مدیری و پیمان قاسمخانی چقدر توی طنز امروز تلویزیون و شبکه نمایش خانگی احساس میشه؟ به نظرتون دیگه هیچوقت شاهد شاهکاری مثل «مرد هزارچهره» خواهیم بود؟