به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، داستان اصلی این مجموعه درباره نوروز، نقاش جوانی است که دلبستگیاش به یک زن کولی، او را وارد ماجراهایی سرنوشتساز میکند. در این سریال بازیگرانی چون پارسا پیروزفر، علی شادمان، پردیس پورعابدینی، ندا جبرائیلی و رضا بهبودی به ایفای نقش پرداختهاند.
در یکی از سکانسهای برجسته این سریال، تضاد میان لطافت هنر و چارچوبهای سختگیرانه سنتی در قالب یک کلاس آموزش خطاطی به نمایش درمیآید. معلم خط جوان (با بازی علی شادمان) در حال آموزش سرمشق «عشق» به شاگرد خود (با بازی پردیس پورعابدینی) است. او برای انتقال بهتر مفاهیم زیباییشناسی و ظرافتهای اتصال حروف، از استعارههای شاعرانه استفاده کرده و نحوه نگارش حروف را به «وصل عاشق به معشوق» و کرشمههای عاشقانه تشبیه میکند.
این فضای شاعرانه با ورود ناگهانی و برخورد سرد برادر شاگرد (با بازی پارسا پیروزفر) در هم میشکند. برادر که از شنیدن این تعابیر برآشفته است، مشقهای قبلی را بهانه کرده و با لحنی تحکمآمیز به معلم جوان هشدار میدهد: «نمیخوام دیگه تو کلاس خط، صحبت عشق و وصل و کرشمه باشه.» او حضور یک مرد غریبه و استفاده از چنین ادبیاتی را برای خواهرش نامناسب دانسته و ضمن سرزنش خواهر خود، دستور میدهد که از این پس مشقها باید تغییر کنند. این رویارویی کوتاه اما پرالتهاب، به خوبی نمایانگر محدودیتهای اجتماعی و حساسیتهای طبقاتی در بستر تاریخی قصه است.
سریال «سرخ و سیاه» یک درام تاریخی به نویسندگی ارسلان امیری و آیدا پناهنده است که محمد یمینی و محسن خباز تهیهکنندگی آن را بر عهده دارند. این مجموعه قرار است در نیمه دوم سال در شبکه نمایش خانگی منتشر شود.
پارسا پیروزفر، علی شادمان، رضا بهبودی، پردیس پورعابدینی، پوریا رحیمیسام و ندا جبرائیلی از جمله بازیگران این مجموعه هستند؛ ترکیبی از چهرههای شناختهشده که حضورشان بر جذابیت این اثر تاریخی میافزاید.
قصه «سرخ و سیاه» در دو فصل و مجموعاً 14 قسمت روایت میشود و محوریت آن، زندگی دخترانی است که در روزگاری نهچندان دور، طعم بیمهری و بیاعتنایی را چشیدهاند. داستان در بستری از مردسالاری، نظام اربابرعیتی و شکاف عمیق طبقاتی پیش میرود؛ جهانی که در آن، زنان برای یافتن جایگاه خود با محدودیتها و بیعدالتیهای فراوانی روبهرو هستند.
با این حال، روایت تنها به رنجها و محرومیتها محدود نمیشود؛ بلکه از نسلی سخن میگوید که با تکیه بر علم و هنر، در برابر ظلم حاکمان قد علم میکنند و برای تغییر شرایط خود و جامعهشان قدم برمیدارند.
در چنین فضایی، سکانس دلبری دختر کولی و جلب توجه شخصیت علی شادمان میتواند یکی از لحظات کنجکاویبرانگیز این مجموعه باشد؛ عاشقانهای که در کنار مناسبات اجتماعی و طبقاتی آن دوران، مخاطبان را به انتظار برای تماشای سرنوشت شخصیتها مینشاند.
به نظرتان پارسا پیروزفر حق داشت به کلاس خطاطی خواهرش اعتراض کند یا زیادی سختگیر بود؟ شما جای علی شادمان بودید، چه جوابی به این تشر میدادید؟ نظرتان را در کامنتها بنویسید.