لحظات نفس‌گیر درگیری محبوبه و رحیم بر سر گردنبندی که پدر محبوبه در روز عروسی به او هدیه داده بود؛ وقتی شاگرد نجار به حیوان درنده تبدیل شد!+ویدیو

  سه شنبه، 05 آبان 1405
لحظات نفس‌گیر درگیری محبوبه و رحیم بر سر گردنبندی که پدر محبوبه در روز عروسی به او هدیه داده بود؛ وقتی شاگرد نجار به حیوان درنده تبدیل شد!+ویدیو
ساعدنیوز: سینه‌ریز اهدایی در داستان «بامداد خمار»، تنها یادگار ارزشمند محبوبه از پدرش بود که به شدت از آن محافظت می‌کرد. با این حال، این گردنبند در جریان یک درگیری تلخ، با بی‌رحمی و ضربت از گردن او پاره شد.

به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، گردنبندی که پدر محبوبه در روز عروسی به او هدیه داده بود، فراتر از یک زیورآلات ساده، تنها یادگار ارزشمند او از پدرش به شمار می‌رفت. این سینه‌ریز که در روزهای خوشبختی به او تقدیم شده بود، خیلی زود به سوژه یک نزاع دردناک تبدیل شد و محبوبه در مواجهه با پرسش درباره جایگاه این گردنبند، با وحشت به عقب پناه برد و از تحویل دادن آن امتناع کرد.

مقاومت محبوبه برای حفظ این یادگار، با واکنش بسیار خشن همسرش روبه‌رو شد. بر اساس متن رمان، رحیم که در آن لحظه خشمگین شده و به تعبیر محبوبه از حالت انسانی خارج و به «حیوان درنده‌ای» تبدیل شده بود، با بی‌رحمی دست او را گرفت و به پشت پیچاند تا مقاومت زن را در هم بشکند.

اوج این خشونت زمانی رقم خورد که همسر محبوبه با یک ضربت دست راست، گردنبند را به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن از گردن او پاره کرد. پس از تصاحب این یادگار، او رو به مادرش کرد و با لحنی تهدیدآمیز دستور داد که محبوبه از روز بعد حق خروج از خانه را ندارد و با عبارت «وای به حال تو و وای به حال او» بر این اسارت و محدودیت اجباری تاکید ورزید.

خلاصه داستان بامداد خمار

فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیت‌هایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت می‌شود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، هم‌زمان با سال‌های جنگ ایران و عراق.

محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانواده‌ای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبه‌رو می‌شود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.

حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. محبوبه همچنان چشم‌انتظار رحیم است و تصمیم‌های او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیش‌رو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیده‌تر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال می‌رسد یا بار دیگر تقدیر و اختلاف‌های طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.

اگر رمان «بامداد خمار» را خوانده‌اید، به نظرتان سریال چقدر در به تصویر کشیدن این رمان موفق بوده است؟ دیدگاهتان را بنویسید.


برچسب‌ها: ترلان پروانه سریال بامداد خمار رمان بامداد خمار چهره‌ها

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
از سراسر وب   
دسترسی سریع:
چهره‌ها سرگرمی ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه مطلب:

ویدیو ها چهره‌ها سرگرمی