به گزارش سرویس چندرسانهای ساعدنیوز، روزگاری گفته میشد که کمدی، هم باید بخنداند و هم تلنگر بزند. درست در همان دورانی که دغذغه اصلی کمدینها نه شهرت، بلکه حفظ حرمت مخاطب بود. اما امروز، شاهد مبتذلتر شدن شوخیها، سخیفتر شدن کلمات و کمرنگتر شدن مرزهای اخلاقی در آثار کمدینها هستیم. گویی هرچه این روند شیب و شدت بیشتری پیدا کند، احتمال خنداندن مخاطب هم بیشتر خواهد شد.
طنز در فرهنگ ایرانی، سابقهای طولانی در استفاده از کنایه، ظرافت کلام، هجو اجتماعی و افشای تناقضهای رفتاری دارد. طنزپرداز موفق کسی است که از دل یک موقعیت معمولی، نکتهای تازه بیرون بکشد و مخاطب را با هوشمندی خود غافلگیر کند. اما در بخشی از سرگرمیهای امروز، به نظر میرسد مسیر دیگری آغاز شده است: استفاده از شوخیهای جنسی، اشارههای دوپهلو، الفاظ رکیک و تحقیر اشخاص برای گرفتن خنده.
در اینجا مسئله، صرفا ناظر به استفاده از یک شوخی نامناسب نیست؛ بلکه عادیشدن این شیوه و تبدیل آن به الگویی تکرارشونده است. وقتی کمدینها برای خنداندن مخاطب، بهجای موقعیتسازی و ایدهپردازی، سراغ دمدستیترین ابزارهای تحریک و غافلگیری میروند، باید از افت سطح خلاقیت در کمدی امروز سخن بگوییم.
امروز در اجرای کمدینهای مشهوری چون امیرحسین قیاسی، ابوطالب حسینی، امیرمهدی ژوله و دیگران، با قالبهایی به ظاهر متفاوت و شگردهایی یکسان، از هجو اخبار و اشخاص و مسائل اجتماعی گرفته تا گفتوگوهای پرچالش و جنجالی با چهرههای شناختهشده مواجهیم. در این راستا میتوان پرسید که آیا این کمدینها به اندازه کافی از خلاقیت، ظرفیت و ظرافتهای مستتر در طنز بهره میبرند یا غالبا به سراغ آسانترین راهها میروند؟

آیا در انبوه تاکشوهایی که با هدف سرگرمسازی مخاطب ساخته میشوند، شوخی با حریم شخصی مهمان میتواند مجاز تلقی شود؟ چرا در گذر زمان، اتکای کمدینها به شوخیهای نازل و کممایه افزایش یافته و حرمتشکنی بهتدریج جای خلاقیت و ظرافت در شوخیپردازی را گرفته است؟
شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای نمایش خانگی، قواعد رقابت در صنعت سرگرمی را تغییر داده و به الگوهای غلطی ضریب بخشیدهاند. در فضای بازدید و بازنشر، یک شوخی جنجالی ممکن است سریعتر از یک موقعیت طنزآمیز چندلایه دیده شود. اینجاست که اقتصاد توجه میتواند کمدین را به سمت محتوایی سوق دهد که بیش از آنکه بر بداعت و خلاقیت متکی باشد، بر ابتذال و میانمایگی متکی است و صرفا با هدف وایرال سریع و وسیع طراحی شده است.
در چنین فضایی، خطر بالقوه آن است که شوخیهای مبتذل به ابزار سهلالوصول و پراستفاده کمدینها تبدیل شوند؛ کما اینکه شدهاند! اما این ابزار، عموما فاقد ارزش و عیار کمیک است. پلتفرمها نیز در این مسیر با سرمایهگذاری و وایرال برشهای خاصی از این برنامهها، در استعمال و فراگیری این الگو سهم بسزایی را ایفا میکنند.

اگر قرار باشد معیار موفقیت کمدینها، صرفا در میزان بازدید و وایرالشدن اجراهایشان تعریف شود، چه انگیزهای برای سرمایهگذاری بر طنز عمیق، متن قوی و موقعیتپردازیهای خلاقانه باقی میماند؟ این پرسش بسیار مهمی است که کمدینها، تهیهکنندگان و مدیران پلتفرمها نمیتوانند از زیر بار پاسخگویی به آن شانه خالی کنند.
البته باید توجه داشت که هر شوخی صریحی مبتذل نیست؛ معیار، کیفیت پرداخت و کارکرد شوخی است. در جامعهای با مختصات ایران که از پیشینه فرهنگی و ادبی غنی برخوردار است، انتظار از کمدی و کمدینها نمیتواند محدود به خنداندن مخاطب به هر قیمت باشد. بیشک سرگرمی بخش مهمی از زیست فرهنگی جامعه است اما نباید به معنای عادیشدن شوخیهای نازل، غیراخلاقی و کممایه در فضای رسانهای باشد.

خطر اصلی برای کمدی امروز، صرفا ناظر به افزایش شوخیهای نازل و مبتذل نیست؛ خطر آن است که سطح انتظار و سلیقه مخاطب، بیش از پیش تنزل پیدا کند و میانمایگی به امری عادی و حتی نشانهای از جسارت و نوآوری بدل شود.
کمدی امروز به ارتقای شاخصها و استانداردها نیاز دارد. مخاطب باید بتواند از طنزی هوشمندانه، ناقد و جسور لذت ببرد، بیآنکه رکاکت و تحقیر دیگران، به بهانهای برای خندیدن او بدل شوند. اگر قرار باشد در ماراتن مبتذل جلب توجه به هر قیمت، هر روز مرز و حریم تازهای شکسته شود، دیگر چیزی از اخلاق و ارزشهای اخلاقی باقی نمیماند.
وقت آن رسیده است که کمدینها و مدیران پلتفرمهای نمایش خانگی به یک پرسش جدی پاسخ دهند: تا کجا قرار است ابتذال به نام جسارت و شوخیهای سخیف به نام خلاقیت فروخته شوند؟ مخاطب ایرانی شایسته طنزی فاخر، هوشمندانه، منقد و برخوردار از غنای فرهنگی است، نه مسابقهای برای شکستن حرمتها و خنده گرفتن از مخاطب به هر قیمت که نتیجهای جز تنزل سلیقه و ذائقه عمومی نخواهد داشت.
به نظر شما کدام کمدین این روزها رکورد «خنده به هر قیمت» رو زده؟ اسمش رو بدون تعارف کامنت کنید.