ساعدنیوز
ساعدنیوز

ارتباطات میان فرهنگی و مناقشه قره‌باغ

  سه شنبه، 02 آذر 1400   زمان مطالعه 8 دقیقه
امیر رضا عباس زاده : ارتباطات میان فرهنگی و مناقشه قره‌باغ
مناقشه قره‌باغ به عنوان زخم سی ساله بر تن قفقاز جنوبی باعث ریخته شدن خون نزدیک به 50 هزار نفر آذری و ارمنی شده است. نگاه فرهنگی و تحلیل این مناقشه از منظر ارتباطات میان فرهنگی در سایه نگاه نظامی و سیاسی مورد غفلت واقع شده است. امیر رضا عباس زاده پژوهشگر ارتباطات میان فرهنگی دانشگاه امام صادق (ع) این موضوع را از این منظر مورد کنکاش قرار می دهد.

روایت های قومی-دینی از واقعه قره باغ در طول سی سال گذشته در دل و جان مردم دو طرف ریشه دوانده است/ روس ها علاقمند بودند که یک حایل ارمنی بین ایران و روسیه ایجاد کنند/ تصور آذری ها و ارامنه از همدیگر بیشتر به یک کاریکاتور شبیه است و یا فیلم های هالیوودی را تداعی می کند.

ساعد نیوز: مناقشه قره باغ تا به حال بیشتر از منظر سیاسی و نظامی مورد تحلیل قرار گرفته است و اصولاً راه حل های ارائه شده نیز اکثراً در قالب پارادایم های سیاسی و گاهاً نظامی قابل دسته بندی هستند در حالی که ما در قره باغ با تقابل دو نگاه فرهنگی-دینی مواجهیم. با توجه به تخصص حضرتعالی در حوزه مطالعات میان فرهنگی؛ مناقشه قره باغ از منظر فرهنگی و ارتباطات میان فرهنگی چگونه قابل مفصلبندی است؟
امیر رضا عباس زاده: بسم الله الرحمن الرحیم؛ مسأله بحران قره باغ که به تقابل دو جریان ارمنی و آذری در قفقاز جنوبی منجر شده، ریشه در تحولات تاریخی رخ داده در این منطقه در دو قرن گذشته دارد. بعد از اشغال ایران توسط روسیه تزاری با توجه به نزدیکی فرهنگی ارامنه با تزارها به دلیل داشتن دین مشترک مسیحی و تمایل بیشتر مسلمانان آذری به هویت ایرانی در مقابل روس ها، ارامنه بیشتر مورد اعتماد تزارها بودند و مسئولیت ها بیشتر به ارامنه داده می شد. این وضعیت تا زمان تشکیل اتحادیه جماهیر شوروی ادامه پیدا کرد. یعنی ارامنه بر آذری ها ترجیح داده می شدند و مسئولیت های سیاسی و اجتماعی بیشتر به ارامنه اعطا می شد. به این ترتیب، این تحولات تاریخی باعث شد که این دو ملت در مقابل هم قرار بگیرند. بعد از تضعیف شوروی و استقلال کشورهای اتحادیه جماهیر شوروی، قره باغ مجلس ملی زیر نظر مسکو داشت. و در سال آخر حکومت شوروی اعلام استقلال کرد. آذربایجان به این اعلام استقلال واکنش نشان داد و گفت که قره باغ ذیل این کشور تعریف شده است و استقلال این منطقه بی معنا است. قره باغ ترکیب جمعیتی یک دستی نداشت؛ ارامنه از 200 سال پیش در این منطقه سکونت داشتند ولی تعداد ارامنه سال به سال به دلیل همان سیاست اعتماد روس ها به ارامنه بر پایه علایق دینی، بیشتر شد.
روس ها علاقمند بودند که یک حایل ارمنی بین ایران و روسیه ایجاد کنند. بعد از ادعای استقلال از سوی ارامنه قره باغ، آذربایجان برای دفاع از تمامیت ارضی خودش وارد فاز نظامی شد تا استقلال طلبان را سرکوب کند. ارامنه به شدت علایق قومی دارند؛ حتی اگر یک ارمنی دین اش را عوض کند باز یک ارمنی به حساب می آید و این اهمیت فرآوان قومیت را برای ارامنه نشان می دهد. ارمنستان برای دفاع از ارامنه قره باغ وارد جنگ با آذربایجان شد و یک جنگ تمام عیار در قفقاز جنوبی شکل گرفت. دو طرف، روایت های کاملاً متفاوتی از این جنگ دارند. روایت آذری ها شباهت بسیاری به ذکر مصائب کربلا دارد. این روایت خاص، باعث تشدید تقابل میان مسلمانان و ارامنه می شود. چنین روایت می کنند که ارامنه حمله کردند و مردان را کشتند و زنان را به اسارت بردند؛ یا در روایت دیگر، ذکر مصیبت کشته شدن زنی باردار به دست ارامنه می شود که بچه اش را زنده زنده از شکم اش بیرون می کشند. روایت ارامنه نیز یک وجه تاریخی دارد. آنها به نسل کشی ارامنه در حکومت عثمانی اشاره دارند. هرچند هیچ ربطی میان این دو واقعه وجود ندارد ولی با ربط دادن این مناقشه به رویداد تاریخی دیگر، ارامنه در مقابل پان ترکیسم موضع گرفته و اهداف خودشان را دنبال می کنند. ارامنه به هویت مشترک ترکان عثمانی، آذری و مغول و بربرهای ترک تأکید می کنند و آنها را خونخوار معرفی می کنند.
این روایت های قومی-دینی از واقعه قره باغ در طول سی سال گذشته در دل و جان مردم دو طرف ریشه دوانده است. آذری ها بر اساس این روایت، ارامنه را افرادی آب زیرکاه و غیرقابل اعتماد معرفی می کنند و ارامنه هم در مقابل، آذری ها را به دلیل تبار و قومیت شان بَربَر معرفی می کنند. این روایت ها باعث تعمیق نفرت متقابل دو قوم از همدیگر شده است در حالی که دو ملت هیچ شناخت مستقیمی از همدیگر ندارند چرا که اصلاً مواجهه مستقیم نداشته اند. در راهپیمایی اربعین با شیعیان آذربایجان هم کلام شدیم؛ سخنانی که درباره ارامنه می گفتند واقعاً مایه تعجب بود و دقیقاً ریشه در همین عدم شناخت مستقیم دو ملت از همدیگر داشت. آنها میگفتند که وقتی یک ارمنی به دنیا می آید او را در خون یک شیعه آذری غسل تعمید می دهند. این تصویر رسانه ای از یک قومیت است؛ ترسیم یک ملت به عنوان خون آشام. هر دو طرف چنین تصوری از همدیگر دارند. بنابراین، تا وقتی که این تصویر در ذهن دو ملت اصلاح نشود به هیچ وجه این مناقشه قابل حل نیست. من بر این باور هستم که حتی اگر کل خاک های اشغالی آزاد شود و به آذربایجان بازگردد؛ خواه حکومت علی اف ادامه یابد یا اسلام گراها سر کار بیایند یا غربگرایی به اوج خودش برسد، این مشکل قابل حل نیست. راه حل این مناقشه ایجاد پل ارتباطی مستقیم میان دو ملت برای شناخت هویت فرهنگی-دینی همدیگر است. تفاهم فرهنگی میتواند کلید حل این مناقشه باشد و هیچگاه این مناقشه از طریق سیاسی یا نظامی قابل حل نیست.
تصویر

اسرائیل برخلاف جنگ اول، در جنگ 44 روزه 2020 اروپا را متقاعد ساخت تا در کنار آذربایجان بایستد و همین مسأله باز نشان میدهد که این مناقشه نمی تواند در قالب فهم دینی و ایده های دینی درک شود.

ساعد نیوز: برخی از تحلیلگران بر این باورند که مناقشه قره باغ ادامه جنگ های صلیبی است و اساساً ما در این منطقه شاهد تقابل دو دین اسلام و مسیحیت هستیم. نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟
امیر رضا عباس زاده: ایده های دینی در این جنگ حضور دارد ولی این حضور به آن شدتی نیست که ما از دور جدیدی از جنگ های صلیبی سخن بگوئیم. این جنگ بیشتر سویه قومیتی دارد. ارامنه همان طور که قبلاً عرض کردم، بر قومیت بیش از دین تأکید دارند. در طرف آذری نیز بیشتر بحث قومیت مطرح است تا دین. حضور کشورهایی مثل فرانسه در کنار ارامنه شاید حضور عُلقه های دینی در این مناقشه را به ذهن متبادر سازد ولی اصل ماجرا این نیست. در میدان ما شاهد چیز دیگری هستیم. حضور اسرائیل در این مناقشه نیز اصولاً فضا را تغییر داده است. اسرائیل دوست دارد که این جنگ بیشتر سویه قومیتی به خود بگیرد. اساساً رژیم غاصب صهیونیستی درکی قومی از دنیا دارد و به همین دلیل به این جنگ هم از این منظر وارد شده است. اسرائیل برخلاف جنگ اول، در جنگ 44 روزه 2020 اروپا را متقاعد ساخت تا در کنار آذربایجان بایستد و همین مسأله باز نشان میدهد که این مناقشه نمی تواند در قالب فهم دینی و ایده های دینی درک شود. از سوی دیگر، ما در مقاطعی شاهد همراهی ایران با ارمنستان بودیم و این هم باز شاهدی است بر بی اساس بودن تحلیل های متمرکز بر ایده جنگ صلیبی. به نظر، بهتر است بگوئیم که ما در قره باغ شاهد یک جنگ قومیتی همراه با ایده های دینی هستیم. عارهای دینی هم حضور دارند. مثلاً آذری ها شعار می دهند "یا علی یا علی به خاک و خون می کشیم ارمنی را"! ولی این شعار باعث نمی شود که این جنگ هویت یک جنگ صلیبی را به خود بگیرد.
تصویر

نگاه فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی به دلیل ساختار خاص وزارت خارجه در سیاست خارجی ما غایب است. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی باید ذیل وزارت خارجه تعریف می شد تا اصولاً به عنوان یک بازوی قدرتمند این وزارتخانه در بزنگاه های دیپلماتیک چاره سازی می کرد.

ساعد نیوز: جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران منطقه قفقاز جنوبی از ظرفیت بالای فرهنگی برای حل این مناقشه برخوردار است ولی به نظر هنوز این ظرفیت مورد توجه تصمیم سازان دیپلماسی کشور قرار نگرفته است. دلیل این غفلت از دیپلماسی فرهنگی چیست؟
امیررضا عباس زاده: این سؤال بسیار مهمی است. به نظر من، نگاه فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی به دلیل ساختار خاص وزارت خارجه در سیاست خارجی ما غایب است. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی باید ذیل وزارت خارجه تعریف می شد تا اصولاً به عنوان یک بازوی قدرتمند این وزارتخانه در بزنگاه های دیپلماتیک چاره سازی می کرد. خود این سازمان نیز چنین نگاهی را ندارد که بتواند در این عرصه نقش آفرینی کند. ما در قفقاز جنوبی ظرفیت بسیار بالای فرهنگی داریم. نزدیکی جغرافیایی ما به محل مناقشه و منافع مشترک اقتصادی و سیاسی با همسایگان همه دلیلی است برای حضور فعالانه تر ما برای حل این مناقشه. یک مثلی وجود دارد که می گوید "جنگ در خانه همسایه دودش به چشم همسایه می رود". ما برای حل این مناقشه کارهای زیادی می توانستیم بکنیم. حضور هر دو قومیت ارمنی و آذری در کشورمان می توانست زمینه گفتگوی فرهنگی دو طرف مناقشه باشد. ادبیات ما قصه های لیلی و مجنون و هجران های شیرین و فرهاد همه در ادبیات هر دو ملت وجود دارند. حتی شما در سبک زندگی ارامنه و آذری ها دقت کنید چقدر ما مشترکات داریم. فرش یکی از اسباب زندگی در هر دو کشور است. فرش تبریز حرف اول را در این منطقه می زند. ما با پررنگ کردن این مشترکات می توانستیم راهی به سوی تعامل فرهنگی و گفتگو میان دو ملت باز کنیم. تصور آذری ها و ارامنه از همدیگر بیشتر به یک کاریکاتور شبیه است و یا فیلم های هالیوودی را تداعی می کند. اصلاح این تصویر راه حل این مناقشه است. ورود جمهوری اسلامی ایران با ابزار دیپلماسی فرهنگی به این مناقشه برای صلح در منطقه اهمیت استراتژیک دارد.

دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/