تحلیل حوادث روسیه در گفتگو با کارشناس مسائل روسیه و اورآسیای مرکزی

  دوشنبه، 06 بهمن 1399   کد خبر 131650
تحلیل حوادث روسیه در گفتگو با کارشناس مسائل روسیه و اورآسیای مرکزی
بازگشت آکسی ناوالنی به روسیه و دستگیری او توسط نیروهای امنیتی روسیه موج جدیدی از درگیری های داخلی میان کرملین و اپوزیسیون را دامن زده است. در تازه ترین تحولات طی اعتراضات سراسری در 23 ژانویه 2021 دستگیری های گسترده در شهرهای مختلف رخ داده است. برخی رسانه ها از دستگیری بیش از سه هزار تن از شهروندان معترض خبر داده اند.

آلکسی ناوالنی 44 ساله یکی از رهبران قدرتمند جریان اپوزیسیون ضد پوتین در روسیه است. ناوالنی بین سال های 2011 و 2012 حضور پررنگی در ناآرامی های روسیه و اعتراضات بر علیه سیاست های کرملین داشت. مسمومیت ناوالنی در 20 اوت 2020 در شهر امسک فعالیت های سیاسی و اعتراضی وی را وارد برهه جدیدی ساخت. با این که ناوالنی پیشتر در چندین دادگاه در روسیه به اتهامات مختلفی محکوم شده است ولی او بی محابا به فعالیتهایش بر علیه پوتین ادامه می دهد. بعد از مسمومیت ناوالنی و قطع امید پزشکان روسی از بهبود وی، با تلاش های خانواده ناوالنی وی به یک بیمارستان در آلمان انتقال یافت و به صورت معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات پیدا کرد. آزمایشات انجام گرفته بر روی نمونه های خون ناوالنی نشان داد که او با یک سم مهلک مسموم شده است که توسط نیروهای امنیتی شوروی سابق مورد استفاده قرار می گرفت. بعد از فاش شدن این یافته های بالینی و آزمایشگاهی موجی از اعتراضات داخلی و خارجی بر علیه دولت پوتین شکل گرفت. دولت پوتین، این اتهامات را رد کرد و اعلام نمود که تمام این جریانات حاصل سناریوسازی های دولت های غربی برای امتیازگیری دیپلماتیک از روسیه است. ناوالنی چهار ماه در آلمان حضور داشت و حتی برخی رسانه ها از دیدار صدر اعظم آلمان با این فعال سیاسی روس خبر دادند که موجب اعتراض دولت روسیه شد. دولت روسیه بارها به ناوالنی هشدار داد که از فرافکنی و سمپاشی سیاسی علیه پوتین و نظام حاکم در روسیه دست بردارد. ناوالنی در 29 دی ماه بلافاصله بعد از بازگشت از آلمان به روسیه در فرودگاه توسط نیروهای امنیتی روسیه بازداشت شد. دستگیری ناوالنی موجی از اعتراضات را در پی داشته است. روسیه در 23 و 24 ژانویه 2021 آخر هفته ناآرامی را سپری کرد. ناوالنی طی یک ویدئو با "وزغ" خطاب کردن پوتین مردم را به حضور در خیابان ها دعوت کرد. برخی رسانه ها از دستگیری بیش از 3 هزار شهروند روسی معترض خبر داده اند. ساعد نیوز برای بررسی بیشتر حوادث اخیر در روسیه، مصاحبه ای اختصاصی را با آقای میکائیل مدیر روستا فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای از دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و متخصص مسائل روسیه و اورآسیای مرکزی و پژوهشگر مرکز مطالعات دیپلماسی اقتصادی انجام داده است که توجه مخاطبان را به مطالعه آن دعوت می کند.

تصویر

ساعد نیوز: چرا آلکسی ناوالنی با وجود این که می دانست در بدو ورودش به روسیه دستگیر خواهد شد باز از آلمان راهی وطن شد؟

میکائیل مدیر روستا: آلکسی ناوالنی یک اپوزیسیون داخلی در روسیه است و این شخص فعالیت اش به گونه ای است که طبیعتاً اگر در داخل مرزهای روسیه حضور داشته باشد، فعالیت اش مؤثرتر از زمانی است که به عنوان یک اپوزیسیون خارج نشین عمل کند. ناوالنی مشخصاً از سال 2009 به این سو به صورت متمرکز به عنوان منتقد کرملین فعالیت سیاسی دارد. وقتی جریان مسمومیت ناوالنی پیش آمد و او به آلمان منتقل شد، یک فضای خاص سیاسی در جهان حاکم بود. ایالات متحده آمریکا به عنوان رقیب سیاسی روسیه و حامی اصلی منتقدین و اپوزیسیون روس درگیر انتخابات ریاست جمهوری بود و هنوز وضعیت سیاسی در آمریکا به آن ثبات لازم نرسیده بود. ناوالنی در این مدت دنبال یک فرصت بود تا بار دیگر به عنوان رهبر مخالفین و اعتراضات مردمی بر علیه کرملین مطرح شود. واقعیت این است که ترامپ از ناوالنی حمایت نمی کرد. ناوالنی برای بازگشت به روسیه به فرصتی مثل ریاست جمهوری جو بایدن احتیاج داشت و این اتفاق افتاد. خوب این حرکت اعتراضی که طی آن، ما شاهد حضور خیل عظیمی از معترضان در شهرهای مختلف روسیه هستیم، نمی توانست توسط یک شخص سامان دهی شود. این یک امر بدیهی است که ناوالنی به تنهایی نمی توانست این را مدیریت کند. فیلمی که منتشر شد و البته کرملین آن را تکذیب کرد، یکی از نمونه کارهایی است که طبیعتاً از دست ناوالنی بر نمی آمده است. در این فیلم یک ویلای یک و نیم میلیارد دلاری در نزدیکی دریای سیاه نشان داده می شود که گفته می شود مال پوتین است. تهیه این نوع اسناد و دسترسی به این نوع اطلاعات نمی تواند از دست یک اپوزیسیون تنها برآید.

تصویر

ساعد نیوز: آیا به اعتقاد حضرتعالی این جریان مسمومیت آلکسی ناوالنی یک سناریوی طراحی شده اتحادیه اروپا بوده که هدفش مدیریت اعتراضات مردمی و ایجاد ناآرامی در روسیه در پی شکست پروژه تغییر رژیم در بلاروس بوده است؟

میکائیل مدیر روستا: به اعتقاد من، این مسأله یک مقداری مبهم است. برای این که بخواهیم این حادثه را سناریویی طراحی شده بدانیم، نیاز به مستندات محکمی داریم که طبیعتاً فعلاً دسترسی به این مدارک و مستندات میسر نیست. اتحادیه اروپا در رابطه با کشورهای همسایه روسیه معمولاً سیاست های متفاوت با دولت روسیه دارد. خوب دامنه مرزهای روسیه از شرق آسیا، آسیای مرکزی و قفاز گرفته تا اروپای شرقی گسترش دادر. در اروپای شرقی، سیاست های اتحادیه اروپایی شباهت بسیار زیادی به سیاست هایش در قفقاز جنوبی دارد. هدف اتحادیه اروپا در اصل گسترش ناتو به شرق است؛ تا آنجایی که ممکن است، به مرزهای روسیه نزدیک می شود. چیزی که در اوکراین، گرجستان و بلاروس رخ داد؛ این حوادث همگی در راستای همین پروژه سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا است. آن چیزی که در بلاروس رخ داد، شباهت فرآوانی به اوکراین دارد. مخالفین بلاروسی در اصل کسانی بودند که از سیاست های پوتین در حمایت از لوکاشنکو در بلاروس ناراضی بودند. البته این طور نیست که این مخالفین، خودشان را غربگرا بدانند. ولی پروژه اتحادیه اروپا در رابطه با روسیه، تضعیف این کشور از داخل است. تمام این ناآرامی ها برای آن است که روسیه در حوزه سیاست خارجی به یک موضع ضعیف قناعت کند. طبیعتاً این گروه های مخالف، گروه های سازمان یافته هستند. در بلاروس هم یک جریان مخالف به رهبری رقیب سیاسی لوکاشنکو، اصرار بر جابجایی قدرت داشت که این اتفاق نیفتاد. در روسیه هم، این مردم هستند که خواه غلط خواه درست، به خیابان ها آمده اند. البته همان طور که گفتم، این نوع حرکت ها، به صورتی سازمان یافته رخ می دهد و این تجمیع عقاید موجب می شود که یک جریان مخالف شکل بگیرد. اتحادیه اروپا می خواهد با تشدید ناآرامی ها و اعتراضات در کشورهای همسایه روسیه، این کشورها را از مدار تأثیر روسیه خارج سازد. البته در داخل روسیه اتحادیه اروپا، یک سیاست متفاوتی را هم دنبال می کند. تقویت جریان مخالف پوتین در داخل خاک روسیه، در اصل هدفش این است که یک اهرم فشاری باشد برای امتیاز گرفتن از روسیه در مذاکرات سیاسی و منطقه ای.

تصویر

ساعد نیوز: آیا اتفاقات قفقاز جنوبی و منعقد شدن قرارداد صلح مد نظر پوتین در مسأله قره باغ و منزوی شدن غرب در این جریان، ارتباطی با وقایع روسیه دارد؟

میکائیل مدیر روستا: اگر بخواهیم آنچه را که در قفقاز جنوبی رخ داد، به صورت دقیق تحلیل کنیم، باید برگردیم به رویدادهای سیاسی در ایالات متحده آمریکا. کشور ایالات متحده آمریکا در دوره ترامپ، سیاست مستقیمی در رابطه با دولت روسیه نداشت. البته این بدان معنا نیست که دولت ترامپ منطقه را رها کرده بود. خوب در وزارت خارجه آمریکا، هر منطقه ای میز خاص خودش را دارد و مطالعات دقیقی روی مناطق استراتژیک که ارتباط مستقیمی با منافع آمریکا دارند صورت می گیرد. آنچه مد نظر من است، بحث سیاستگذاری کلان سیاسی است. اگر به صورت کلان نگاه کنیم، دولت ترامپ، اتفاقاتی که در قفقاز جنوبی رخ داد را اصلاً مشکلی که دغدغه ای برای دولت آمریکا محسوب شود قلمداد نمی کرد. از طرف دیگر، حوادثی که در داخل خود خاک آمریکا اتفاق افتاد، واقعاً تمرکز دولت ترامپ را به هم زد. هیچ وقت فکرش را هم نمی کردند که یک پاندمی به این وسعت رخ دهد و کل کشور را درگیر خودش بسازد؛ اعتراضات خیابانی به تبعیض نژادی در پی کشته شدن یک شهروند سیاهپوست توسط پلیس آمریکا؛ همه و همه دست به دست هم دادند تا ترامپ شکست بخورد. ترامپ هرگز فکر نمیکرد که ریاست جمهوری اش تک دوره ای باشد. به هر صورت، جنگ در قفقاز جنوبی در بحبوحه ی این حوادث رخ داد. در طول حدود سی سال بحران قره باغ، فعالترین عنصر سیاسی بین المللی برای حل این مناقشه، گروه مینسک متشکل از روسیه، فرانسه و آمریکا بود. آمریکا همیشه در این گروه می خواست رهبر باشد. فرانسه هم طرف آمریکا بود. وقتی خلأ آمریکا در این گروه به وجود آمد، طبیعتاً روسیه صحنه گردانی را به دست گرفت. البته فرانسه تلاش زیادی کرد تا جای آمریکا را پر کند ولی نتوانست کار به جایی ببرد. روسیه موفق شد تا قرار داد صلح مد نظر خودش را به امضای طرفین دعوا برساند. این حوادث قفقاز جنوبی بود. ولی این که ارتباطی بین این حوادث و وقایعی که در روسیه در حال شکل گرفتن است وجود داشته باشد یک مسأله پیچیده است. خوب رویکرد روسیه نسبت به این کشورهای قفقاز جنوبی این است که تا زمانی که همسو با سیاست های کرملین حرکت میکنند، مداخله ای مستقیم از طرف روسیه در رویدادهای داخلی و خارجی شان وجود ندارد. ولی به محض این که با روسیه زاویه پیدا می کنند، پاسخ محکم دریافت می کنند. نمونه اش عدم حمایت روسیه از دولت پاشینیان و شکست ارمنستان در جنگ با آذربایجان بود. غرب گرایی نیکول پاشینیان کرملین را متقاعد ساخت که در حمایت نظامی از ارمنستان باید تجدید نظر کند. آذربایجان با نزدیک شدن به کشورهای اروپایی و رژیم صهیونیستی توانست از عدم توازن قدرت و عدم تمرکز آمریکا در این منطقه بهره ببرد و چیزی را که میخواست عملی سازد. روسیه نیز در این ماجرا طرح خودش را دنبال کرد و به نتیجه رساند. تحولات منطقه کاملاً با همدیگر مرتبط هستند. البته نمی شود اعتراضات روسیه را به این حوادث به این آسانی گره زد. حداقل نقطه شروع اینها نبوده اند. این مخالفت ها با کرملین سال ها است که جریان دارد؛ حداقل بیش از 5 سال است که اعتراضات در روسیه وجود دارد.

تصویر

ساعد نیوز: چرا موج اخیر اعتراضات این طور گسترش پیدا کرده است و حضور معترضان در خیابان های روسیه این همه پر رنگ شده است؟

میکائیل مدیر روستا: یک چیزی را ما در اینجا باید حتماً مد نظر بگیریم و آن هم حضور فعال رسانه های اجتماعی است. شبکه های اجتماعی و رسانه ها واقعاً در این جریانات مؤثر بوده اند. البته پیشتر هم این رسانه ها وجود داشته اند ولی این طور به صورت هدفمند به کار گرفته نمی شدند. در این حوادث اخیر، اپوزیسیون از شبکه مجازی بیشترین بهره را برده است. این طور به نظر می رسد که حضور 4 ماهه ناوالنی در آلمان، همراه بوده است با ارتقای دانش اپوزیسیون در زمینه بهره گیری از شبکه های اجتماعی برای سازماندهی حرکت های اعتراضی. شما ببینید، رسانه ها و شبکه های روسی خصوصاً شبکه دوژد (که معنای آن در روسی باران است) چه فعالیتی دارند. این شبکه تلویزیونی دوژد برنامه هایی با کیفیت را تولید می کند و در عرصه اینترنت فعال می باشد. اینها مهارت فرآوانی در مدیریت افکار عمومی دارند. این شبکه های روس زبان متعلق به اپوزیسیون تأثیر بسیار زیادی در پررنگ شدن اعتراضات داشته اند. مردم روسیه به این شبکه ها توجه دارند. پیام رسان های مختلف هم در این جریانات بسیار مؤثر عمل کرده اند. البته اتحادیه اروپا و سه کشور فرانسه، انگلیس و آلمان با آمدن بایدن سیاستهای ضدروسی شان طبیعتاً پررنگ تر خواهد شد.

تصویر

ساعد نیوز: اپوزیسیون روسیه در پی دستگیری های گسترده در این کشور، بیانیه های متعددی صادر کرده است و از موج قوی تر اعتراضات خیابانی در هفته آتی خبر داده. چقدر این بیانیه ها با فضای امنیتی و سیاسی روسیه و رویکرد کرملین در مدیریت اعتراضات انطباق دارد؟

میکائیل مدیر روستا: همان طور که اشاره کردم، نقطه عطف اعتراضات اخیر خیابانی در روسیه به دلیل شرایط بین المللی حاکم استفاده گسترده از شبکه های اجتماعی است. این رسانه های جمعی، افکار عمومی را به صورتی هدفمند هدایت می کنند. البته تجربه نشان داده است که این نوع حرکت ها با گذشت زمان، از تب و تاب می افتند. بنابراین، به اعتقاد من این چیزهایی که در رسانه ها گفته می شود، با واقعیت فاصله زیادی دارد. البته امکان دارد که با گذشت زمان، این اعتراضات حتی بیشتر هم بشوند. این بستگی به این دارد که مدار ذهنی مردم روسیه چه آینده ای را برای خودشان متصور شوند. ذهنیت فرهنگی مردم روسیه هم در این خصوص تأثیر فرآوانی دارد. در دنیای سیاست هر چیزی امکان پذیر است. تحولات آینده روسیه مستقیماً با اراده مردم روسیه ارتباط دارد. بعد از انتخابات مارس 2018 اعتراضات شدیدی در روسیه وجود داشت ولی شاهد آن بودیم که این اعتراضات آرام آرام از تب و تاب افتاد. اقدام اخیر دومای روسیه در تصویب قوانینی در خصوص ریاست جمهوری پوتین هم خیلی مورد اعتراض واقع شده است. کرملین در بیانیه های متعدد اعلام کرده است که این حرکتهای اعتراضی توسط سفارت آمریکا در موسکو هدایت می شود. طبیعتاً ناوالنی و دیگر رهبران اپوزیسیون به غرب توجه دارند. ولی مردم روسیه به دخالت های خارجی خوشبین نیستند. کرملین هم هنوز مستندات قانع کننده ای را درباره دخالت کشورهای خارجی در حوادث روسیه ارائه نداده است. باید نشست و دید که چه آینده ای در انتظار این معترضان است.


دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/