اتفاقات امروز در عراق، آبشخورهای تاریخی، عقیدتی و هویتی دارد

  سه شنبه، 11 مرداد 1401   کد خبر 216562
اتفاقات امروز در عراق، آبشخورهای تاریخی، عقیدتی و هویتی دارد
عراق یکی از زخم های کهنه منطقه است. این کشور در دو دهه گذشته دستخوش تحولات بسیاری بوده است. نهال دموکراسی در این کشور در تندباد عصبیت و قوم گرایی و سهم خواهی در حال ریشه کن شدن است. ساعدنیوز در گفتگو با دکتر شهرام فتاحی رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد کرمانشاه به این موضوع پرداخته است.

دموکراسی آمرانه در عراق، به جای آن که در عمل به تکوین هویت ملی منجر شود، گسل ها و شکاف های پرتنازع هویتی حول محور قومیت و مذهب را به شدت فعال می کند.

ساعدنیوز: برخی تحلیلگران معتقدند نبود مشروطیت سیاسی و نهادهای مدنی قوی در عراق امروزباعث به شماره افتادن دموکراسی نیمه جان در این کشور شده است؟ آیا این مسأله در تحولات جدید در عراق و تنش های موجود مؤثر بوده است؟
دکتر شهرام فتاحی: از همان زمانی که زمزمه های حمله ایالات متحده به عراق به بهانه حملات 11 سپتامبر شنیده می شد و در شرایطی که آمریکایی ها با تئوری هایی مانند دکترین دفاع پیشدستانه، دکترین محور شرارت و یا راهبرد تکوین خاورمیانه بزرگتر «Greatest Middle East» در واقع در حال بسترسازی برای این اقدام بودند، همان زمان هم بسیاری از صاحبنظران در آمریکا، اروپا و حتی در کشور خود ما هم این بحث را مطرح کردند که اصولاً با داعیه تکوین و ایجاد حقوق بشر و بسط و نهادینه سازی دموکراسی نمی شود به یک کشور که به قول مورگنتا در وضعیت پیشاپوزیتویستی حمله کرد-ولو این که آن کشور یکی از اقتدارگراترین ساختارهای سیاسی جهان معاصر را داشته باشد-با این مدعی که قرار است در برهوت بین النهرین نهال دموکراسی کاشته شود.
سوال مطروحه آن است که چرا در عراق نمی توان دموکراسی را نهادینه کرد؟ چرا این کشور نمی تواند به سمت دموکراسی حرکت کند؟ این مسأله دلایل زیادی دارد و اگر بخواهیم به اختصار به این دلایل بپردازیم؛
اولین مسأله برمی گردد به این که عراق به لحاظ پیدایی و پیدایش بالاصاله یک موجودیت مجعول است.اگر به«تاریخ خاورمیانه» لنچافسکی یا کتاب«صد میلیون عرب»تیری دژاردن نگاه کنید، متوجه می شوید که از همان آغاز هم، همه باور داشتند که در واقع به وجود آمدن عراق، یک نقشه راه برای تداوم حضور و استیلای بریتانیا بر منطقه و دسترسی به منابع نفتی بین النهرین بوده است.
چنانکه دژاردن در کتاب "صد میلیون عرب" به صراحت آورده است که عراق ساخته کاملاً مصنوعی و مجعول انگلیسی ها است. آنها برای دستیابی به منابع نفتی کرکوک و موصل در شمال و بصره در جنوب، موجودیتی را بعد از سایکس-پیکو به وجود آورند که در آن، هیچ نوع هم آوایی فیمابین عناصر متفرقی که در درون این جغرافیای محصور تعریف شده بودند، وجود نداشته است.
به همین دلیل، لنچافسکی هم در کتاب "تاریخ خاورمیانه" به این مسأله اشاره می کند و می گوید: چیزی به نام هویت در این سرزمین که قرار است یک کشور باشد، قابل مشاهده نیست. در فقدان موضوعیت بسیار مهمی به نام هویت ملی طبیعتاً نهادهای جامعه مدنی شکل نمی گیرند.
اما مسأله بسیار مهم و معمولا مغفول در باب دمکراتیزه کرده القایی و آمرانه آن است که اگر در کشورهایی که دچار شکاف ها و گسل های فعال قومیتی و عقیدتی هستند،شما بر دموکراتیزاسیون و تکوین جامعه مدنی اصرار بورزید، معمول مراتب اتفاق عجیبی می افتد! دموکراسی به جای آن که در عمل به تکوین هویت ملی منجر شود، گسل ها و شکاف های پرتنازع هویتی حول محور قومیت و مذهب را به شدت فعال می کند و این پروژه دولت-ملت-سازی آمرانه معمولاً راه به جایی نمی برد و حتی بعضا منجر به تشدید تنازعات می شود
عراق نمونه برجسته این مسأله است. از بدو پیدایش اش و انفکاک از امپراطوری عثمانی در یک دوره تقریباً 12 ساله از 1920 تا 1932 که تحت قیمومیت بریتانیا است، و بعد از 1932 تا فروپاشی حزب بعث در 2003، 70 سال در این کشور،دومینوی کودتاها و سرزمینی مالامال از خشم،خروش و عصبیت و خشونت را شاهد هستیم.
در این گستره سرزمینی که به شدت متأثر از گسل های بسیار فعال قومیتی و مذهبی بوده است عملا مقدمات دموکراسی و جامعه مدنی به وجود نیامد تا بعد از فروپاشی رژیم توتالیترمآب بعثی، بستر مناسبی برای پیدایش دموکراسی فدرال عراقی وجود نداشت. لذا (فقدان نهادهای جامعه مدنی), (مجعول بودن این کشور به لحاظ پیدایش)، (متأسفانه نیروهای گریز از مرکز فعالی که در همه این سال ها وجود داشته اند) برای مثال،کردها در شمال هرگز خودشان را جزئی از این منظومه ندانسته اند و هنوز هم وضعیت به همین منوال باقی مانده است. از یاد نبریم پروژه رفراندوم استقلال کردستان که آقای بارزانی ترتیب داد، نمایشی که خیلی زود پایان تراژیکی پیدا کرد.
از طرفی، سهم خواهی های پایان ناپذیر و متقابلی که بین اعراب شیعه و سنی و حتی ترکمن ها وجود دارد، عملاً اجازه نمی دهد که موضوعیتی به نام هویت ملی و عبارتی به نام عراقیَّت به وجود بیاید.قاطبه این اقوام و مذاهب قبل از این که عراقی باشند، کُرد هستند، شیعه، سنی یا ترکمن هستند و قس علیهذا! در یک چنین شرایطی نه نهادهای مدنی، نه ارکان دموکراسی، نه رویه های دموکراتیک هیچ کدام به وجود نمی آیند. خلاصه آن که اتفاقات امروز در عراق، آبشخورهای تاریخی، عقیدتی و هویتی دارد.
تصویر

عملاً مجموعه این استخوانهای لای زخم عراق را به بازیگری نفوذپذیر و به یک میدان برای موازنه جویی بازیگران بزرگ بین المللی و منطقه ای تبدیل کرده است.

ساعدنیوز: ساختار طایفه ای دموکراسی عراق یکی از مسائلی است که این روزها در محافل به عنوان یکی از ریشه های اصلی تنشهای اخیر مطرح می شود. برخی از افول قدرت گروه های شیعی در عرصه سیاست عراق صحبت می کنند؟ نظر شما در این خصوص چیست؟
دکتر شهرام فتاحی: اگر به انتخابات برگزار شده در عراق از زمان همان شورای حاکمیتی ای که پُل برمر در عراق ترتیب داد، تا الان نگاه کنید، وزن گروه های شیعی در ساخت قدرت در عراق، چه کمی و چه کیفی، بیشتر بوده است، اما زمانی که حاکمیت جدید از عمل به وعده هایش ناتوان است؛ زمانی که حاکمیت جدید غوطه ور در فساد است.به استناد اسناد و آمار سازمان شفافیت بین المللی، که عراق امروز به لحاظ ساختارهای اقتصادی و اداری در دنیا از فاشل ترین و فاسدترین هاست.
اگر قرار باشد که در عرصه جهانی یک بازیگر را به عنوان تجلی فساد سیستماتیک مثال بزنید،مع الاسف می توانید از عراق نام ببرید!
این روزها، عراق در اوج وفور درآمدهای نفتی است،زمانی که اعلام می شود که این کشور در طول یک ماه گذشته بالاترین درآمد نفتی کل تاریخ اش را داشته است، و از طریق صادرات نفت در سه ماه اخیر 40 میلیارد دلار درآمد به دست آورده،اما مردم بینوا و رنج کشیده آنچه که در زندگی روزمره شان می بینند برآورده نشدن بدیهی ترین حوایج انسانی شان است. نه آب آشامیدنی در دسترس است،و نه از برق خبری هست. در گرمای رقت آور بغداد و قاطبه استان های عراق، عملاً شاهد آن هستیم که قطع برق و فقدان زیرساخت های تولید نیرو در عراق مردم را به ستوه آورده است؛ از طرفی، فسادی که در مدیران در تمامی سطوح وجود دارد، باعث ناامیدی مردم شده است.
و البته ناامنی هایی که باعث شده تا در طول 20 سال اخیر صدها هزار نفر جانشان را از دست بدهند.
عملاً مجموعه این استخوانهای لای زخم عراق را به بازیگری نفوذپذیر و به یک میدان برای موازنه جویی بازیگران بزرگ بین المللی و منطقه ای تبدیل کرده است. به همین دلیل است که معمولاً هر کدام از این گروه هایی که در قالب ائتلافهای مختلف در انتخابات پارلمانی عراق شرکت می کنند و وارد پارلمان می شوند، عملا سر زلفشان به یکی از این بازیگران تأثیرگذار بین المللی و منطقه ای گره خورده است و تشخیص این مسأله کار چندان سختی نیست. همین مسأله باعث آزردگی و سرخوردگی عظیمی در متن جامعه عراق شده است
در چنین فضای ملتهبی کاراکتر متلون المزاجی مانند مقتدی صدر به صحنه گردان مناسبات سیاسی عراق مبدل می شود در حالی که او از یکسو ثبات و استمرار شخصیتی لازم برخوردار نیست و به لحاظ مراتب فقهی هم ابدا کاراکتر قابل اعتنایی نیست، اما با ارتزاق از سابقه مبارزاتی خانوادگی اش و عصبیت قومیتی که مع الأسف در عراق موج می زند از این عصبیت قومی-مذهبی سؤاستفاده می کند؛ هم در انتخابات آراء بیشتری را کسب می کند، و هم با یک نمایش به اصطلاح اصلاح طلبانه ولی ویرانگر کشور را در آستانه یک بحران بزرگ قرار داده است.
به نحوی که این روزها به نظر می رسد با کمترین واکنشی از سوی گروه های شیعی ناهمسو با او، کشور در آستانه یک جنگ داخلی تمام عیار قرار گرفته است.
افول منزلت گروه های شیعی در عراق در اصل ناشی از همین تفرق درونی، فساد غیرقابل انکار و عقیم و مغفول ماندن بسیاری از مواعید انتخاباتی ای است که به مردم داده می شود و همین بدقولی ها،تزویرها و وابستگی های مشهود، یک بدبینی تمام عیار را در جامعه عراق به وجود آورده است. اگر به انتخابات پارلمانی در عراق نگاه کنید، شیب نزولی شدید مشارکت مردم را به عینه مشاهده می کنید.
تصویر

یکی از عقده های شخصیتی مقتدا صدر خارج شدن از زیر بار سنگین سایه خانواده اش است. او از یک طرف، از خوشنامی پدر و خانواده اش ارتزاق می کند، و از سوی دیگر، می خواهد کاراکتری در عرض آنها داشته باشد.

ساعدنیوز: تحولات اخیر در منطقه خصوصاً گفتگوهای میان ایران و عربستان با وساطت عراق خلاف نظر آمریکا به عنوان یکی از موضوعات مؤثر در تنش های اخیر در این کشور مطرح می شود. آیا می توانیم از یک کودتای آمریکایی در عراق صحبت کنیم؟
دکتر شهرام فتاحی: گفتگوهای تهران و ریاض در عراق در اصل یکی از ابتکارات قابل تحسین مصطفی کاظمی است؛ هرچند ما از وجود سمپاتی شدید او به سعودی ها و واشنگتن کاملاً آگاهیم. این ابتکار مصطفی کاظمی در اصل ریشه در آگاهی او از وزن قابل توجه گروه های نزدیک به تهران در عراق در صحنه سیاسی این کشور دارد. او سعی می کند که با ادامه گفتگوهای ریاض و تهران که تا به حال 5 یا 6 دور این مذاکرات در عراق انجام گرفته است، تنش بین این دو بازیگر بزرگ در منطقه را کاهش دهد تا بتواند از قِبل این موضوع به سمت مدیریت بحران در داخل عراق حرکت کند.
اما مسأله مغفول مانده آن است که مع الأسف بحران موجود میان تهران و ریاض یک بحران چندلایه است.
از یک طرف، این بحران ریشه های ایدئولوژیک غیرقابل انکاری دارد و از طرفی دیگر این تقابل ریشه در یک سری ملاحظات استراتژیک دارد تقابلی که در داعیه های منطقه ای و اُم القرایی دو بازیگر تجلی می یابد و از طرف دیگر، در واقع این مسأله به ساختارهای اقتصادی منطقه و بازار انرژی بازمی گردد و نکته دیگری که به معارضه موجود میان تهران و ریاض دامن می زند، مبحث مهم Agent-Structure ساختار-کارگزار و نوع نقش آفرینی کاملا متفاوت این دو بازیگر است که طبعا بر روابط عربستان و ایران هم پیامدهایی جدی داشته و دارد.
همسویی و هم آوایی ریاض با نظم حاکم بر نظام بین الملل و به طور مشخص با آمریکا و غرب، و از سوی دیگر، ایرانی که اصولاً انکار نمی کند که بر این نظم شوریده و در واقع، قواعد مطمح نظر خودش را در دستور کار دارد؛ به همین خاطر واقعیت این است که برای ایجاد یک رابطه تعاملی پایدار و به دور از تنش و تنازع بین این دو بازیگر مهم و موثر منطقه ای بعید به نظر می رسد که این تلاشها به نتیجه روشن و پایداری برسد؛ و شخصاً به این روند خوشبین نیستم.
اما این که آیا در عراق در حال حاضر یک کودتای آمریکایی در جریان است یا نه؟ به اعتقاد من، تحولات عراق را نمی شود بر پایه چنین ایده ای به درستی تحلیل کرد. این را به صراحت عرض می کنم، هرچند رابطه راهبردی ریاض و واشنگتن غیرقابل انکار است، اما اثرگذاری ای که تهران و ریاض در عراق دارند، بلاشک از آمریکا بسیار قویتر است. در اصل این دو بازیگر مهم منطقه ای هستند که تعیین می کنند که در عراق روندها و رویه ها به چه سمت و سویی باید حرکت کنند. به همین دلیل، ژست استقلالی که آقای مقتدا صدر گرفته، و در واقع، نگاه تقابل گرایانه ای که با جریانات شیعی مؤثر در عراق و به طور مشخص حتی حشدالشعبی اتخاذ کرده، اگر به این شکل ادامه پیدا کند، بیش از هر چیز، من در تحلیل این موضوع، به خود کاراکتر مقتدا و در واقع، آبشخورهای منطقه ای آن، نگاه می کنم؛ یکی از عقده های شخصیتی مقتدا خارج شدن از زیر بار سنگین سایه خانواده اش است. او از یک طرف، از خوشنامی پدر و خانواده اش ارتزاق می کند، و از سوی دیگر، می خواهد کاراکتری در عرض آنها داشته باشد.
تصویر

در میان برخی گروه های شیعی و برخی جریانات کُردی، سرمایه اجتماعی ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران تقلیل پیدا کرده است و به دلایلی به طور جدی آسیب دیده است.

ساعدنیوز: برخی از ناظران معتقدند که تمام این تنش ها و آرایش های سیاسی معارض حاصل تلاش های مویرگی اسرائیل برای کشیدن تنش ها به مرزهای ایران و فتح یکی از مهمترین سنگرهای مقاومت در عراق است. نظرتان در این خصوص چیست؟
دکتر شهرام فتاحی: واقعیت این است که اسرائیلی ها در بخش هایی از نیروهای سیاسی مؤثر در عراق نفوذ دارند؛ به طور مشخص، شاید بشود گفت که حزب دموکرات کردستان مهمترین جریانی در میان جریانات مذهبی، سیاسی و قومی در عراق است که با رژیم اشغالگر قدس در ارتباط است. اما من معتقدم که اسرائیل از ثقل کافی برای برهم زدن موازنه در عراق بر علیه منافع ایران برخوردار نیست، و برای ایران نمی تواند در منطقه با کارت عراق بحران آفرینی کند.
به صراحت عرض می کنم، در میان برخی گروه های شیعی و برخی جریانات کُردی، سرمایه اجتماعی ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران تقلیل پیدا کرده است و به دلایلی به طور جدی آسیب دیده است؛ اما هرگز اسرائیل از این کارآمدی، ثقل و جایگاهی برخوردار نیست، که بتواند قواعد بازی را به نفع خودش و ضرر ما تغییر دهد؛ چرا که نباید فراموش کنیم که بخش قابل توجهی از جامعه عراق، نه فقط در نزد نخبگان بلکه در نزد عوام و در نزد شهروندان عراق از ناصریه در جنوب تا زاخو به جرئت می توان بگویم که بیش از 80 درصد مرزبندی هویتی تعارضی با اسرائیل دارند. مصوبه اخیر پارلمان عراق مؤید این ادعاست.
اسرائیل از جایگاه لازم برای تأثیرگذاری در عراق برخوردار نیست و به صراحت عرض می کنم، شاید تلاش کنند تا از قِبل برخی جریاناتی که با آنها ارتباطات دیرینه دارند کاری بکنند – نفوذ رژیم اشغالگر قدس در برخی گروه ها در عراق به 50 سال قبل بازمی گردد – و در اصل یکی از هدف های اسرائیل آن است که از طریق همین جریانات یک اسرائیل ثانی در منطقه ایجاد کنند تا فشارها از روی خودشان برداشته شود ولی علیرغم تعارضات شدید و نگران کننده ای که میان گروه های شیعی به وجود آمده است اما در مقام مواجهه با رژیم صهیونیستی؛ نه جریان صدر، و نه هیچ یک از جریانات ذیل مجلس اعلاء و حزب الدعوه و ...هیچ کدام حتی همسوئی نسبی یا حتی مماشات هم با رژیم صهیونیستی ندارند.نظر مرجعیت عالی عراق و حوزه نجف هم در این مورد بسیار روشن و مماشات ناپذیر است.
حتی در کردستان هم برخی جریانات مهم نظیر اتحادیه میهنی و نیز احزاب اسلامی کردی در تعارض با اسرائیل هستند.
پایگاه خبری ساعدنیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه ها
تیتر امروز   
آخرین خبر از انتقال مهدی قایدی به استقلال هفته نخست لیگ برتر بدون تماشاگر شد پیام احساسی احمدی نژاد در پی درگذشت امیر هوشنگ ابتهاج به زودی می‌فهمید با آوردن ساپینتو و مورایس فقط پولمان را دور ریخته‌ایم! گلایه بی پرده عبدالله گنجی از رهبری به خاطر تساهل در برخورد با میرحسین موسوی صف طولانی فروش دلار در بازار ارز/ دلار سقوط می‌کند؟ عجیب‌ترین شماره‌ های لباس ملی پوشان ایران برای اولین بار پخش فیلم دیدار رهبر انقلاب با خانواده شهید همدانی از شبکه 1 کشف کم‌سابقه هروئین از فرودگاه امام خمینی خواهر رهبر کره شمالی به سئول هشدار داد برنامه جدید دولت برای کافه‌های اطراف دانشگاه‌ ایران در این دور‌ از مذاکرات در تمام حوزه‌ها پیشرفت‌های زیادی به دست آورد واکنش سخنگوی وزارت خارجه به اتهام زنی‌های بی‌پایان آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران رئیسی: ایران هیچ‌گونه تغییر در جغرافیای سیاسی منطقه را نمی‌پذیرد جدیدترین خبر از افزایش حقوق بازنشستگان
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/