بلاتکلیف بودن در رابطه عاطفی و خطرات آن

  پنجشنبه، 29 اردیبهشت 1401   زمان مطالعه 18 دقیقه
بلاتکلیف بودن در رابطه عاطفی و خطرات آن
مشکل بزرگی که بسیاری از جوانان در روابط عاطفی خود با همسر آینده شان تجربه میکنند بلاتکلیفی است، وضعیتی که هر دو عضو زندگی مشترک را دچار نگرانی میکند. با ما همراه باشید تا به شما بگوییم چگونه خود را از بلاتکلیفی در رابطه عاطفی برهانید.

در جامعه امروز بسیاری از دخترها و پسر ها در محیط کار، دانشگاه و یا حتی در فضای مجازی باهم در ارتباط هستند که گاهی این ارتباط تبدیل به یک رابطه عاطفی می شود.معلق ماندن در رابطه یا همان احساس بلاتکلیفی یکی از مشکلات عمده ایست که بسیاری از جوانان در روابط عاطفی خود با جنس مخالف آن را تجربه می کنند. در این شرایط افراد اغلب در مورد سرنوشت آینده خود دچار اضطراب و نگرانی هستند که این مسئله می تواند از عوامل گوناگونی نظیر وجود مشکلات مالی، نبود تعهد کافی در رابطه و احساس وابستگی بیمارگون نشات بگیرد. در این روابط معمولا یکی از زوجین خواستار روشن شدن تکلیف و وضعیت زندگی با فرد است و دیگری به بهانه های مختلف آن را به تعویق می اندازد.

در اکثر مواقع ذهنیت دخترها از یک رابطه، رابطه منجر به ازدواج است، اما بسیاری از پسرها تعابیر دیگری دارند و گاهی برخی از آنها بدون هیچ هدف بلند مدتی وارد رابطه می شوند. حتی در مواردی که پسر از انتخاب دختر مصمم است دلایلی مانند عدم توانایی مالی، مشکلات کاری و یا مخالفت خانواده مانع از او می شود که برای جدی کردن رابطه اقدام کند. بلاتکلیف ماندن دختر در رابطه دوستی برای مدت طولانی صدمات جبران ناپذیری به موقعیت اجتماعی و آینده او می زند.

نشانه های بلاتکلیف و نامطمئن بودن در رابطه عاطفی

ناامنی به معنای این است که نمی دانید رابطه شما و همسرتان دقیقاً شما را به کجا می برد. در نتیجه همیشه یک نوع ترس شما را دنبال می کنند. ناامنی در رابطه به این معناست که شما فردی را به شدت دوست دارید اما احساسات تان به خوبی پاسخ نمی گیرد. در نتیجه احتمال اینکه رابطه موجود در زندگی مشترکتان سرانجامی نداشته باشد، وجود دارد.البته علائم دیگری هم هستند که نشان می دهند شما در یک رابطه بلا تکلیف هستید که در این قسمت آنها را به شما معرفی می کنیم.

نا امنی

همانطور که بالاتر هم اشاره کردیم، این ناامنی روی عزت نفس شما تاثیر منفی خواهد گذاشت و یکی از عوامل مخرب بودن رابطه است. اگر شما در رابطه با همسر فعلی یا آینده خود رضایت کافی را احساس نمی کنید، خودتان را سرزنش می کنید و برای خودتان ارزش قائل نیستید، بدانید که در یک رابطه بی سر و ته هستید.اگر مدام از خودتان سوال می پرسید که پایان رابطه با نامزدتان چه می شود، این سوال ها نشان دهنده این است که عزت نفس شما تخریب شده است اما باید برای خودتان و این رابطه کاری انجام دهید. در غیر این صورت این افکار سمی به شما آسیب جبران ناپذیری وارد می کند، زیرا احساس می کنید که ارزش عشق و احترام را ندارید و در نتیجه به هر ذلتی تن می دهید.

پاسخگو نبودن

اگر در مورد وضعیت رابطه خود با همسر یا نامزدتان احساس ناامنی می کنید اما در این مورد با او صحبت نمی کنید و یا اگر صحبت می کنید، پاسخ خوبی برایتان ندارد، بدانید که در یک رابطه بلاتکلیف گیر کرده اید. شخص مقابل مسئولیت رابطه را به عهده نمی گیرد و هیچ پاسخی هم برای اشتباهات و کم کاری هایش ندارد. همه این ها نشان دهنده این است که رابطه شما امنیت کافی را ندارد و احتمالاً در مسیر منفی گیر افتاده اید.

کمرنگ شدن حس دوست داشتن

برای ما پیش می آید که گاهی اوقات احساسمان نسبت به دیگری کاهش پیدا می کند. یعنی دقیقه ای بسیار گرم هستیم و او را دوست داریم اما دقیقه دیگر احساس سردی و بی علاقگی می کنیم. این قضیه ما را دیوانه می کند. این موضوع ممکن است در مورد طرف مقابل صدق کند. یعنی زمانی احساس می کنید که شما را خیلی دوست دارد اما در اوقات دیگر احساس می کنید که هیچ علاقه ای به شما ندارد. همه اینها نشان دهنده این است که تکلیف همسرتان در رابطه با شما مشخص نیست.

کاهش شانس روبرو شدن با فرد مناسب

درست است که شما ناامنی های زیادی در رابطه موجود در زندگی مشترک خود دارید اما شما امیدوار هستید که این رابطه سرانجامی داشته باشد اما هیچ گاه این اتفاق نمی افتد. خودتان را محدود می کنید تا با افراد دیگر آشنا نشوید و شانس روبرو شدن با فرد مناسب را از خودتان می گیرید. این سوال ذهن دختران بسیاری را مشغول کرده که چرا با وجود ویژگی های خوب زیادی که دارم اما هیچ مردی من را برای ازدواج نمی خواهد و یا هیچ پسری از من خوشش نمی آید. و این امر باعث ایجاد بلاتکلیفی می شود و خطراتی را به همراه دارد.

استرس مزمن

بلاتکلیف بودن در رابطه باعث می شود که احساس تنهایی و خستگی کنید و سایه ی غم و ناراحتی تمام زندگی تان را تیره و تار کند. درست است که وقتی کنار هم هستید، سرخوشانه می خندید و از بودن در کنار هم لذت می برید، اما اگر بلاتکیف باشید و مدت ها از آخرین باری که به طور جدی درباره سر و سامان دادن به رابطه تان صحبت کردید، گذشته باشد، دچار ناسازگاری می شوید. از دوستی با هم لذت می برید، اما این که او هنوز از شما خواستگاری نکرده و اجازه نمی دهد که وارد زندگی اش شوید، مانند خوره روحتان را می خورد.

بلاتکلیفی در رابطه استرس و احساس تزلزل و ناامنی را به شما تحمیل می کند. حتی گاهی اوقات به عاقل بودن خودتان شک می کنید. خودتان را گول نزنید! اگر بیشتر از یک سال است که دوست پسرتان شما را بین آسمان و زمین نگه داشته است، این بلاتکیفی خراج جبران ناپذیری را از ذهن و جسم شما خواهد گرفت. دو راه پیش رو دارید، یا ساعت های طولانی مدیتیشن کنید یا با جدیت با این مشکل روبرو شوید و تکلیفتان را مشخص کنید.

ناامید شدن در مورد برنامه های زندگی

همهٔ ما در گذر از دشواری ها نیازمند امید هستیم. برای رسیدن به امید باید از منطقی بودن بیش از اندازه دست بردارید. ما باید به راستی بپذیریم که رویدادها و فرصت های بهتری در پیش روی مان هستند. شما دوست دارید که ازدواج کنید، بچه دار شوید، با همسرتان به مکان های شاد بروید اما معمولاً هر بار که با او در مورد این موضوعات صحبت می کنید، سعی می کند که موضوع را عوض کند. شما برای خودتان برنامه ریزی دارید اما نمی توانید این برنامه ها را با او به اشتراک بگذارید. همین موضوع نشان دهنده این است که شما در یک رابطه بلاتکلیف با همسرتان هستید.

زن غمگین

احساس وقت تلف کردن

شاید دغدغه بسیاری از دخترانی که یک رابطه عاطفی را جنس مخالف شروع می کنند، این سوال باشد که آیا رابطه شان به ازدواج می انجامد یا خیر؟ و این که رابطه عاشقانه پایدار چه نشانه هایی دارد؟ نکته مهم در آن این است: اگر همه خانم ها بتوانند تحقق پذیر بودن این انتظار را در ابتدای هر رابطه شان بفهمند، آنوقت میزان دلشکستگی ها به حداقل خواهد رسید. ما هیچ گاه به سن جوانی خود برنمی گردیم. اگر در یک رابطه بلاتکلیف برای آغاز و یا ادامه زندگی مشترک باشید، بعد از گذشت مدت زمانی با خودتان فکر می کنید که زمان خوش زندگی خود را هدر داده اید. خودتان را پیدا می کنید و می فهمید که از زندگی و رابطه ای که داشته اید لذت نبرده اید. اگر چنین احساسی به شما دست داد، احتمالاً در یک رابطه بلاتکلیف و بدون آینده هستید.

شاد نبودن

به نظر می رسد میزان شادی در زنان نسبت به مردان کمتر است ، به نظر شما علت اصلی آن چیست ؟شاید همه چیز رابطه شما و همسرتان خوب به نظر برسد اما احساس شادی ندارید. به نظر شما دلیل این اتفاق چیست؟ کمبود عشق و علاقه می تواند یکی از دلایل این اتفاق باشد اما ناامنی و حس سردرگمی در مورد احساسات فرد مقابل هم این مشکل را چند برابر می کند. در چنین حالتی شما احساس ناامیدی می کنید و دیگر شاد نیستید.

صادق نبودن

صداقت جزء اصلی روابط سالم است. نه تنها به این دلیل که به ما کمک می کند تا از عهدشکنی های مخرب جلوگیری کنیم، بلکه به این دلیل که به ما امکان می دهد برخلاف وهم و خیال در واقعیت زندگی کنیم و بتوانیم این واقعیت را با فرد دیگری درمیان بگذاریم.آیا در رابطه برای اینکه همسرتان را خوشحال کنید، باید چیزی را از او پنهان کنید؟ آیا نمی توانید صادقانه هر چیزی که می خواهید را بیان کنید؟ پس احتمالا احساس ناامیدی دارید و فردی که دوستش دارید، تضمین نداده است که می تواند همیشه با شما بماند و در نتیجه شما در این رابطه حاکم در زندگی زناشویی بلا تکلیف هستید.

شک و دودلی

عشق در مورد اعتماد و وفاداری صحبت می کند. اگر شما نسبت به رفتار و طرف مقابل مشکوک هستید، یعنی احساس ناامیدی دارید. این شک و تردید شما را آزار می دهد، روی رابطه تان اثرگذار است اما اگر عشق واقعی وجود داشته باشد، هیچ جایی برای شک و تردید باقی نمی گذارد . پس سعی کنید دوباره به رابطه خود و همسرتان نگاهی بیاندازید.شک و تردید در رابطه امری است که در همه روابط وجود دارد.ردیدهای عاشقانه طبیعی است و فارغ از اینکه در چه مرحله ای از رابطه خود قرار دارید، می آیند و می روند. این تردید ها علت های اساسی دارند، اما این دلایل اغلب می توانند به اندازه تردیدها مهم باشند.

شفاف نبودن

آیا از صحبت کردن با او می ترسید؟ زیرا او صادقانه با شما صحبت نمی کند یا اگر زیاد سوال بپرسید عصبانی می شود؟ اگر در ارتباط برقرار کردن و صحبت کردن با او دچار مشکل می شوید، احتمالاً او شفافیت کامل را در رابطه ندارد و رابطه شما و نامزد یا همسرتان بلاتکلیف است.اگر میخواهید با فرد مقابلتان به طرز شگفت انگیزی ارتباط برقرار کنید و ارتباط عاطفی بی نظیری داشته باشید، نیاز است تا در مورد شفافیت عاطفی و احساسی تعهد داشته باشید یا عادتی از راست گویی را در خود بپرورید. شفافیت احساسی می تواند خشم های پنهان از همدیگر را آزاد کند و قلب افراد را بگشاید و ارتباطات عمیق و بدون اندوه را در پی داشته باشد.

عوامل بلاتکلیفی یا معلق ماندن در یک رابطه عاطفی

در رابطه دوستی بین دختر و پسر غالبا پیشنهاد ازدواج از سمت پسر است در واقع شرم و یا غرور دختر اجازه نمی دهد بطور مستقیم تصمیم پسر را در مورد آینده رابطه از او بپرسد. بعضی از پسر ها بدون هیچ هدفی برای ازدواج و فقط برای تنها نبودن به یک دختر پیشنهاد دوستی می دهند، در این صورت اگر از همان ابتدا این موضوع را مطرح نکنند ممکن است برای دختر این سوء تفاهم پیش بیاید که اورا برای ازدواج انتخاب کرده و برای بودن با او در آینده برنامه ریزی کند. اما گاهی نیز، پیشنهاد دوستی به قصد ازدواج مطرح می شود اما بدلیل مشکلاتی از جمله موارد زیر پسر مصمم به ازدواج نیست و بطور خواسته یا ناخواسته دختر را در بلاتکلیفی قرار می دهد:

  • شک کردن به درست بودن انتخابش
  • مشکلات مالی مانند نداشتن کار و درآمد مناسب
  • مخالفت خانواده
  • شروط سخت از طرف دختر یا خانوده اش
  • ترس از مسئولیت های زندگی مشترک
  • ترس از دست دادن آزادی
  • سرد شدن نسبت به دختر بدلیل طولانی شدن رابطه و از دست رفتن هیجان ها

خطرات بلاتکلیفی یا معلق ماندن در رابطه عاطفی

شاید در ابتدای رابطه وقتی هنوز به درستی همدیگر را نمی شناسید اینکه بطور قطعی در مورد آینده رابطه تصمیم بگیرید منطقی نباشد، اما اگر در طولانی مدت، هدف و برنامه مشخصی برای رابطه تان نداشته باشید احتمال بروز مشکلات زیر به شدت بالا می رود در ادامه در خصوص بلاتکلیفی و تاثیرات آن بر عزت نفس، روابط خانوادگی، برنامه ریزی شما در زندگی، درصد شانس شما برای ازدواج موفق توضیحاتی خواهیم داد پس تا انتها با ما همراه باشید.

بلاتکلیفی آسیب شدیدی به عزت نفس می زند

اگر از وضعیت رابطه تان ناراضی باشید، ممکن است شروع کنید به سرزنش کردن خودتان و برای خودتان احساس تاسف کنید. در این وضعیت پا در هوا از خودتان می پرسید که: “واقعاً من حق ندارم احساس امنیت کنم؟” یا این که “به اندازه کافی برای برقراری یک رابطه پایدار خوب نیستم؟”این سوالات دائماً فکرتان را مشغول می کند و عزت نفس و اعتماد به نفس تان را به شدت کاهش می دهد. اگر نتوانید انتظارات خود را مدیریت کنید و رابطه تان را سامان دهید، این افکار مسموم مانند گردابی شادی و عزت نفس تان را می بلعد. به تدریج باور می کنید که شایستگی دریافت عشق را ندارید، و هر چیزی را که سر راهتان قرار می گیرد، قبول می کنید. شاید خودتان متوجه نباشید، اما به آهستگی در دام خطرناکی می افتید که بیرون آمدن از آن دشوار است و هر روز که می گذرد عزت نفس تان کمتر و کمتر می شود.

شانس تان برای یک ازدواج موفق پایین می آید

اگرچه آگاهید که آینده شما در این رابطه مشخص نیست اما ممکن است از بقیه فرصت های خود برای داشتن یک رابطه مطمئن تر که به ازدواج ختم می شود امتناع کنید زیرا هنوز امید دارید که شرایط عوض بشود و دوست پسرتان برای ازدواج مصمم شود، در نتیجه خواستگارهایتان را بدون اینکه به خوبی در موردشان فکر کرده باشید رد می کنید. با گذشت زمان و بالا رفتن سنتان اینکار باعث می شود شانس شما برای داشتن یک خواستگار مناسب و یک ازدواج موفق پایین بیاید چون دختر ها در جامعه ما عمدتا انتخاب می شوند بجای اینکه انتخاب کنند و وقتی سن دختر بالا می رود احتمال داشتن خواستگار خوب و مناسب نیز کمتر می شود. علاوه بر این، این موضوع غیر قایل انکار هست وقتی بعد از یک رابطه بلند مدت و بلاتکلیف تصمیم می گیرید با فرد دیگری وارد یک رابطه پایدار مثل ازدواج بشوید او ممکن است با این مسئله به سختی کنار بیاید و جلب کردن اعتمادش کار دشواری باشد.

عدم مسئولیت پذیری

وقتی جایگاهتان در رابطه مشخص نشده باشد، طرف مقابل در قبال شما و زندگی تان احساس مسئولیت نمی کند. وقتی به مشکلی برمی خورید یا بیمار می شوید، طبعاً دوست دارید که عشقتان به ملاقاتتان بیاید تا با او درد و دل کنید، آیا این خواسته در رابطه ی شما توقع نابجایی است؟ بلاتکلیفی در رابطه فقط برای فردی مفید است که می خواهد زیر بار هیچ مسئولیتی در زندگی نرود. این افراد بی خیال دوست روزهای خوشی هستند، اما در روزهای سخت جا می زنند. از چنین افرادی نمی توانید توقع زیادی داشته باشید، مطمئن باشید که این بی خیالی و بی توجهی در روزهای دشوار به نحو دردناکی آزارتان خواهد داد.

استرس مزمن

بلاتکلیف بودن در رابطه باعث می شود که احساس تنهایی و خستگی کنید و سایه ی غم و ناراحتی تمام زندگی تان را تیره و تار کند. درست است که وقتی کنار هم هستید، سرخوشانه می خندید و از بودن در کنار هم لذت می برید، اما اگر بلاتکیف باشید و مدت ها از آخرین باری که به طور جدی درباره سر و سامان دادن به رابطه تان صحبت کردید، گذشته باشد، دچار ناسازگاری می شوید. از دوستی با هم لذت می برید، اما این که او هنوز از شما خواستگاری نکرده و اجازه نمی دهد که وارد زندگی اش شوید، مانند خوره روحتان را می خورد.

بلاتکلیفی در رابطه استرس و احساس تزلزل و ناامنی را به شما تحمیل می کند. حتی گاهی اوقات به عاقل بودن خودتان شک می کنید. خودتان را گول نزنید! اگر بیشتر از یک سال است که دوست پسرتان شما را بین آسمان و زمین نگه داشته است، این بلاتکیفی خراج جبران ناپذیری را از ذهن و جسم شما خواهد گرفت. دو راه پیش رو دارید، یا ساعت های طولانی مدیتیشن کنید یا با جدیت با این مشکل روبرو شوید و تکلیفتان را مشخص کنید.

برنامه های زندگی تان هم بلاتکیف می ماند

همیشه آرزو داشتید که با عشق ازدواج کنید و صاحب سه بچه شوید، دلتان می خواست یک ویلا کنار دریا داشتید یا برای مهاجرت برنامه داشتید، اما هر بار که درباره این برنامه ها با عشقتان صحبت می کنید، او طفره می رود. همه ما قبل از آن که با نیمه ی گمشده مان ملاقات کنیم، نقشه هایی برای زندگی مان در سر داریم، اما وقتی او وارد زندگی مان می شود، این نقشه ها را مطابق روحیه و خواسته محبوبمان تغییر می دهیم.و وقتی در یک رابطه بلاتکلیف هستید، برنامه هایی هم که در ذهنتان است را نمیتوانید دنبال کنید چون مطمئن نیستید قرار است چه اتفاقی در آینده بیافتد.

با خانواده تان دچار مشکل می شوید

یک روز متوجه می شوید که ده سال از عمرتان را در انتظاری بیهوده هدر داده ایدبه خوبی می دانید که جوان تر نخواهید شد، اما ایمان دارید که کارها سرانجام روبراه خواهد شد. خوش بینی و عشق بی قید و شرط خصلت های فوق العاده ای هستند، اما اگر مدتی طولانی است که منتظر معجزه ی عشق، تغییر کردن وضعیت و سر و سامان یافتن مانده اید، شاید وقتش رسیده که با خودخواهی وارد عمل شوید.

چطور از یک رابطه بلاتکلیف خارج شوم؟

این که شما میخواهید در یک رابطه دوستی بی هدف باقی بمانید یا خیر انتخاب شخصی خود شما است. شاید شما از این که زمانی را با جنس مخالف سپری کنید و از او محبت بگیرید حس خوبی پیدا میکنید شاید شادی برای شما صرفا قرار گرفتن کنار جنس مخالف است و چیز بیشتری از او نمیخواهید ولی بیهوده صرف کردن زمانتان کنار شخصی که آینده ای برایتان ندارد باید یک انتخاب آگاهانه باشد و بدانید که رابطه شما صرفا یک دوستی معمولی و برای حمایت عاطفی از هم و تنها نماندن است. در ادامه به شما میگوییم چگونه خود را از حالت بلاتکلیفی رها کنید.

اهداف شخصی خودتان را داشته باشید

اگر چه تا حدودی عدم اطمینان در رابطه طبیعی است اما اضطراب، بی قراری، شک و تردید و بی هدف بودن در رابطه نشانه خوبی نیست و باید برطرف شود.هدفی که برای رابطه دارید را حفظ کنید و تسلیم خواسته و هدف طرف مقابل نشوید.همچنین برای زندگی خودتان اهداف مشخص داشته باشید. نشان بدهید که زندگی شخصی و مستقل خودتان را دارید و هرگز زندگی و اهداف تان را فدای رابطه نکنید.

علت اینکه در رابطه ماندید را کشف کنید

چرا همچنان در رابطه ماندید با اینکه می دانید طرف مقابل قصد جدی ندارد؟ به علت وابستگی است؟ یا به علت ترس هایتان؟ دلایل را به کمک مشاور کشف کنید و حتما این موارد را در خودتان حل کنید تا در رابطه بلاتکلیف سال های زندگی تان را هدر ندهید و بتوانید به دور از احساسات، تصمیم جدی و منطقی بگیرید. در این زمینه می توانید از مشاوران همیار عشق کمک بگیرید.

اگر در گذشته هم روابط بلاتکلیف داشتید، باید این الگوهای تکرارشونده را جدی بگیرید. طرحواره ها یا تله های ذهنی ما باعث می شوند افراد خاصی که افراد اشتباه هستند زیاد به ما جذب شوند. اگر این اتفاق برایتان افتاده است، برای بررسی شدن و درمان طرحواره هایتان حتما از طرحواره درمانگران همیار عشق کمک بگیرید. اگر این مشکلات درمان نشوند، این الگوی تکرارشونده همچنان ادامه خواهد داشت و اجازه نخواهد داد ازدواج موفق داشته باشید.

قاطع باشید

درباره هدفی که برای رابطه دارید و ارزش هایی که دارید قاطعانه صحبت کنید. قاطعانه برای شریک عاطفیتان فرصت تعیین کنید تا بتواند شرایط ازدواج را فراهم کند. اگر این کار را نمی کند بهتر است تصمیم قاطعانه بگیرید. در برخی مواقع خوب است که خودخواهانه و جدی عمل کنید.قاطعیت توانایی ابراز صادقانه نظرات، احساسات، نگرش ها و حقوق خود، بدون اضطراب بی دلیل، به روشی است که موجب نقض حقوق دیگران نشود. همچنین قاطعیت و جرئت ورزی، برای رفاه ذهنی، خوشبختی، سلامت روان و مراقبت از خود امری اساسی است و مهارتی است که می تواند از طریق درمان و تمرین ارتقاء بیابد.

از خود این سوال را بپرسید (آیا او واقعا شما را می خواهد؟)

به نشانه ها و زنگ خطرهای رابطه خوب دقت کنید. آیا کسی که شما را واقعا بخواهد این چنین رفتار می کند؟ آیا رفتار یک عاشق واقعی به این صورت است؟ منطقی این موارد را بررسی کنید. اگر او واقعا شما را بخواهد قطعا برای رسیدن به شما تلاش می کند. برخی از افراد به اشتباه فقط به حرف های طرف مقابل اعتماد می کنند و فکر می کنند همین که طرف مقابل می گوید که من را دوست دارد و من را می خواهد، کافی است یا همین که قول ازدواج می دهد، یعنی او مال من است! اما حرف زدن و قول دادن کافی نیست. شما باید به رفتارهایش هم دقت کنید. آیا رفتارش نسبت به شما و رابطه تان با حرف هایش هم خوانی دارد یا کاملا فرق دارد؟ مثلا می گوید شما را می خواهد و شما زن زندگی اش هستید اما برای ازدواج قدمی برنمی دارد! بهتر است بیشتر به رفتارهایش دقت کنید تا به حرف هایش.

پایگاه خبری ساعدنیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/
/
/