ابعاد تمدنی و فرهنگی اربعین

  چهارشنبه، 16 مهر 1399   کد خبر 105911
امیر حسین عرب پور : ابعاد تمدنی و فرهنگی اربعین
اربعین اباعبدالله الحسین (ع) به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی به یک رویداد جهانی تبدیل شده است و جهانی تر هم خواهد شد. اما این رویداد جهانی چه ابعاد تمدنی و فرهنگی در بر دارد؟ اربعین چه نقشی می تواند در بنیادگذاری تمدن نوین اسلامی داشته باشد؟ مبانی نظری و عملی این تمدن سازی در رابطه با اربعین چیست؟ استراتژی مورد نیاز برای تحقق این تمدن سازی چیست؟

اربعین شهادت امام سوم شیعیان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به یکی از بزرگترین رویدادهای دینی و آئیینی در جهان تبدیل شده است. این رویداد جهانی از منظرهای مختلفی قابل تحلیل است. یکی از مهمترین ابعاد این رویداد جهانی، ابعاد تمدنی و فرهنگی آن است. امیر حسین عرب پور پژوهشگر بازاریابی سیاسی بین المللی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) در گفتگوی اختصاصی با ساعد نیوز به بررسی ابعاد تمدنی و فرهنگی رویداد جهانی اربعین پرداخته و ارتباط این رویداد جهانی را با پروژه استراتژیک تمدن نوین اسلامی مورد تأکید مقام معظم رهبری مورد تحلیل قرار داده است:

تصویر

ساعد نیوز: چرا اربعین به یک پدیده تمدنی و فرهنگی تبدیل شده است؟

امیر حسین عرب پور: بسم الله الرحمن الرحیم؛ هر نوع آئینی خصوصاً آئیین های منتسب به ادیان ابراهیمی برای خودشان مناسک خاصی دارند. اغلب این مناسک جنبه محلی دارند و در موارد نادری شاهد آن هستیم که این مناسک بُعد بین المللی پیدا کند. اربعین اباعبدالله الحسین (ع) یکی رویداد آئیینی در جهان اسلام است که به یک پدیده فرامحلی تبدیل شده است و طبق فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی، جهانی شده است. حقیقت امر آن است که این طور نبوده است که حادثه اربعین از همان ابتدا این ظرفیت را داشته و این طور بوده باشد. به بیان دیگر قدرت نرم اربعین در سال های اخیر و بعد از حضور نیروهای تکفیری در عراق ظاهر شده است و در اصل از سال 1393 و 1394 به این سو، این ظرفیت، آهسته آهسته به ظهور رسیده است. فضای آخرالزمانی ای که در آن زمان در عراق حاکم شده بود، به یک معنا، یکی از زمینه های اصلی ظهور جنبه تمدنی اربعین بوده است. در بحبوحه ی سقوط صدام و استقرار حاکمیت جدید، عراق در آتش اختلافات قرار داشت و البته تا تشکیل حشد الشعبی زمینه برای پدیده راهپیمایی اربعین هنوز آنچنان مهیا نبود. بعد از تشکیل حشد الشعبی یک نوع روح تحول خواهی در عراق به وجود آمد و کربلا به نقطه مشترک و وحدت شیعیان ایران و عراق تبدیل شد. شما شاهد هستید که این راهپیمایی دیگر، محل حضور زائران عراقی و ایرانی نیست و از تمام کشورهای دنیا چه مسلمان و چه غیرمسلمان زائرانی در این راهپیمایی شرکت می کنند. حال برگردیم به جنبه تمدنی و تمدن سازی اربعین. همان طور که مستحضر هستید، مسأله امام زمان (روحی لتراب مقدمه الفدا) در دو دهه اخیر بسیار پر رنگ شده است و نگاه آخر الزمانی در عرصه بین الملل و در میان سیاستمداران به یک جریان تبدیل شده است. دولت آمریکا و جبهه استکبار، با حملات 2001 و به راه افتادن جریان اسلام ستیزی در تلاش بود تا با حضور در عراق و محاصره ایران ریشه بحث اصیل مهدویت را بخشکانند ولی در عمل عکس این مطلب رخ داد و همان طور که شاهد هستیم، عراق به جای این که یک صحنه برای اجرای طرح آمریکایی ها باشد، به سکویی برای ایجاد تمدن نوین اسلامی تبدیل شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی می گویند که تمدن نوین اسلامی برای این تشکیل می شود که زمینه حضور حضرت مهدی را فراهم سازد. بر اساس احادیث و روایات معتبر هم می دانیم که وقتی امام زمان در مکه ظهور می کنند، خودشان را با انتساب به امام حسین (ع) معرفی می کنند و در اینجا این ظرفیت اربعین و ارتباط این دو مسأله ظهور و عزاداری برای امام حسین و راهپیمایی اربعین کاملاً عیان می شود. اربعین در اصل به یک رویدادی تبدیل شده است که با استفاده از کشش امام حسین زمینه را برای تمدن نوین اسلامی بر اساس وحدت اسلامی مهیا می کند. تمدن نوین اسلامی در اصل مستلزم مساهمت و همکاری تمام ملل اسلامی است و همه ملل اسلامی باید در این جریان سهیم باشند تا این تمدن به عنوان تمدنی جهانی شکل گیرد. غرب آسیا یکی از جبهه های اصلی تلاش برای تحقق تمدن نوین اسلامی است. ظرفیت بسیار زیادی در این منطقه وجود دارد که واقعاً می شود از این ظرفیت در جهت ایجاد یک اتحاد استراتژیک مهم برای تمدن سازی استفاده کرد. اصلاً در اوایل تاریخ اسلام در قرن سوم و چهارم هجری هم تحولات تمدنی در همین غرب آسیا رخ داده است. ما همه می دانیم که احادیث و روایات معتبر نبوی هم تأکید دارند که رویدادهای مرتبط با ظهور حضرت حجت در همین منطقه رخ خواهد داد. ظهور داعش در عراق و سایر گروه های تکفیری زمینه را برای بسیج جبهه مقاومت مهیا کرد. ما شاهد این هستیم که بعد از ظهور داعش، اتحاد ایدئولوژیک و استراتژیک میان ملت ایران و عراق عمیق تر شد. شهادت سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس این اتحاد را تعمیق کرد و یک ارتباط خونی در اینجا ایجاد شد. پس جریان تمدن سازی و وجه تمدنی اربعین به طور خلاصه این است. تمدن سازی، فرایندی است که از زمان شهادت حضرت اباعبدالله الحسین و حادثه عاشور تا حضور حضرت حجت جاری است. امام حسین برای اصلاح دین جدش رسول الله که از مسیر اصلی اش خارج شده بود، قیام کرد. درباره ظهور حضرت حجت ابن الحسن هم همین مسأله حاکم است. اگر تمدن سازی می کنیم، هدفمان آن است که نگاه و جهان بینی اسلامی اصیل را حاکم کنیم.

تصویر

ساعد نیوز: عناصر نظری و عملی این جریان تمدن سازی چیست؟

امیر حسین عرب پور: پایه ی تمدن سازی در خود قرآن و دین اسلام وجود دارد. قرآن در سوره مبارکه توبه، آیه ۳۳ می فرماید: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ اوست خدایی که رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند.» این آیه دقیقاً به جریان تمدن سازی اشاره دارد. یعنی قرار است که سلطه فرهنگی و تمدنی با ظهور اسلام محمدی بر دنیا حاکم شود. حال، دینی که می خواهد حاکم شود، نیاز به حکمرانی دارد. برای ایجاد هژمونی دینی ما نیاز به یک حاکمیت داریم که بر مبنای این اصول شکل گرفته باشد و به این اصول با عمق جان باور داشته باشد. تمدن سازی یعنی زمینه را برای هژمونی دین حق مهیا کردن. شما شاهد هستید که چقدر جمعیت مسلمانان در اروپا رو به رشد است. حضور پر رنگ مسلمانان در فرانسه بسیار مثال زدنی است. همین نفوذ می تواند زمینه را آرام آرام مهیا سازد. قرآن و احادیث پیامبر و اولیا یکی از پایه های نظری این تمدن سازی است. عامل دیگر، قرابت های جغرافیایی و فرهنگی است. اگر می خواهیم تمدن سازی کنیم، ما نیاز به یک جغرافیای مشترک داریم که باید شکل بگیرد. اربعین دقیقاً همین زمینه را مهیا کرده است. امام حسین و حرم مطهر آقا اباعبدالله به جغرافیای مشترک برای این تمدن سازی تبدیل شده است. ما باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که این جریان جهانی فرهنگی و تمدنی که با اربعین گره خورده، ارتباط نزدیکی با رخ داده این رویداد در کشور همسایه یعنی عراق دارد. اگر این حادثه فرضاً در جای دیگری به جز عراق در محلی دورتر رخ میداد بلاشک این فرایند به این نحو نمی توانست باشد. انقلاب اسلامی ایران، دیگر المان اصلی تمدن نوین اسلامی است. حقیقت امر این است که اگرچه قبل از انقلاب، مردم دیندار بودند و حاکمیت هم نگاه تمدنی داشت، ولی تمدن نوین اسلامی اصلاً مطرح نبود. این اصطلاح و گفتمان تمدن نوین اسلامی بر اساس گفتمان انقلاب اسلامی و به زعامت رهبر معظم انقلاب اسلامی شکل گرفته است. انقلاب اسلامی یک انقلاب آرمانگرا و با نگاه تمدنی قوی است. انقلاب اسلامی ایران بر اساس مبانی اساسی اش قرار نبود که فقط ایران را اصلاح کند بلکه این حرکت قرار بود، زمینه را برای اصلاح جغرافیای بزرگتری فراتر از ایران مهیا سازد. نهایت این تمدن سازی در اصل حکومت معصوم (ع) بود. حکومت معصوم قرار است که در همین منطقه غرب آسیا شکل بگیرد پس زمینه سازی هم در همین منطقه باید شکل بگیرد. این زمینه سازی مانند مهیا کردن فرودگاه برای فرود هواپیما است. گفتمان تمدن نوین اسلامی مستلزم شکل گیری یک وحدت جامع است. انقلاب اسلامی نیز بر پایه همین تفکر شکل گرفته است. وقتی سخن از بعد جهانی انقلاب اسلامی به میان می آید، همین وجه وحدت فراگیر مد نظر است. حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه می فرماید: تفرقه زمینه انحراف در جامعه اسلامی را مهیا می سازد. باید وحدت برگردد تا زمینه برای تمدن سازی مهیا شود. اربعین زمینه را برای این کار مهیا می کند. اربعین مرزها را محو می کند. وحدت شکل می گیرد و فارغ از رنگ و نژاد همه برای یک آرمان تلاش می کنند. آرمان، شکل گیری تمدن نوین اسلامی با بعد جهانی است. البته حج هم می تواند زمینه ای برای این نوع تمدن سازی باشد ولی در حج مناسک زیادی وجود دارد و البته محدودیت هایی هم برای حضور وجود دارد. اینها از وقوع یک حرکت مؤثر جلوگیری می کند. ولی اربعین اینگونه نیست.

تصویر

ساعد نیوز: چه استراتژی ای برای عملی کردن وحدت جامع در جهان اسلام برای رسیدن به این تمدن نوین اسلامی در بعد جهانی باید اتخاذ شود؟

امیر حسین عرب پور: به اعتقاد من باید بر روی نقاط مشترک متمرکز شویم. برای ایجاد رفاقت، هیچ کس بر اختلافات تأکید نمی کند. این استراتژی اصلی ما باید باشد. چند مسأله اساسی را باید محور قرار دهیم تا زمینه برای وحدت شکل گیرد. دشمن و استکبار می داند که اگر یک وحدتی در جهان اسلام حاکم شود، دیگر مجالی برای توطئه باقی نمی ماند. باورهای اسلامی و قرآن نیروی اصیل خودشان را حفظ کرده اند و همین مسأله یک ظرفیت بزرگی را برای ایجاد تحول عمیق مهیا می سازد. در جهان مسیحیت، این ظرفیت وجود ندارد هرچند به لحاظ عددی و جمعیتی، آنها دست بالا را دارند ولی حقیقت امر این است که دین مسیحیت، اصالت خودش را از دست داده است و آشکارا تحریف شده است. ولی این مطلب درباره اسلام صدق نمی کند. اسلام زمینه قوی تری برای تمدن سازی دارد. به نظر من، وحدت اقتصادی ساده ترین زمینه برای رسیدن به وحدت است. گفتگو باید بر روی گفتمان اسلامی جامع باشد. یک ظرفیت بزرگ در جهان اسلام در این زمینه وجود دارد. وحدت اقتصادی کشورهای مسلمان. شما به غرب آسیا نگاه کنید، جمعیت های میلیونی از مسلمانان در این منطقه وجود دارد. ما فقط نیاز به تمرکز و کار کردن بر روی این مسأله داریم. این وحدت اقتصادی می تواند زمینه را برای نفوذ ایدئولوژیکی مهیا سازد. شما وقتی کالاهای تولیدی یک کشور را در بازار مشاهده می کنید کم کم با آن همدل می شوید. ایران با نفوذ در بازار کشورهای مسلمان می تواند این استراتژی را دنبال کند. در حوزه فرهنگی و نظامی و امنیتی، وحدت در دسترس نیست ولی می شود در زمینه اقتصادی فعالیت و طرح داشت. به اعتقاد من تنها راه حل، اقتصادی است. اسلام به شرق آسیا به همین صورت صادر شد یعنی از طریق تجار و تبادلات اقتصادی. اگر آب و نان ملل اسلامی به هم گره بخورد، لاجرم همدلی هم به وجود می آید. به اصطلاح، یک نوع وابستگی متقابل به وجود می آید. این اتحاد می تواند جلوی خیلی از حوادث نامطلوب در عرصه بین المللی را بگیرد. شما نمی توانید مستقیم به امارات یا بحرین بگویید با رژیم صهیونیستی روابط ات را عادی سازی نکن. ولی وقتی با همدیگر رابطه اقتصادی داشتید این حرف ها را به راحتی می شود به کرسی نشاند. به نظر من اوضاع بحرانی غرب آسیا فقط با این راه حل در حال حاضر قابل مدیریت است و می شود از این طریق یک نوع وحدت را در این منطقه حاکم کرد.


دیدگاه ها