ساعدنیوز
ساعدنیوز

دولت هنوز استراتژی مشخصی برای حل مسائل کلان کشور ندارد!

  سه شنبه، 02 آذر 1400   زمان مطالعه 30 دقیقه
دکتر احمد علیرضا بیگی : دولت هنوز استراتژی مشخصی برای حل مسائل کلان کشور ندارد!
دکتر احمد علیرضا بیگی نماینده مردم شریف تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی با حضور در دفتر ساعد نیوز به سؤالات خبرنگاران ما درباره مسائل کلان کشور در عرصه داخلی و بین المللی پاسخ دادند. نظر مخاطبان ساعدنیوز را به مطالعه گزارش این نشست جلب می کنیم.

سفرهای استانی آقای رئیسی این را می رساند که ایشان این احساس را دارند که سفرهای استانی آقای دکتر احمدی نژاد سفرهای مفید و سازنده ای بوده است و مورد قبول مردم بوده است.

ساعد نیوز: دولت آقای رئیسی با شعار عدالت و مبارزه با فساد بر سر کار آمد و نقد کارنامه 8 ساله دولت آقای روحانی به صورت مستمر در دستور کار دولت سیزدهم چه در طول کمپین انتخاباتی، چه در انتخابات و چه بعد از انتخاب و استقرار در پاستور بوده است. یکی از اساسی ترین نقدهای آقای رئیسی به دولت یازدهم و دوازدهم عدم حضور در میان مردم و رصد میدانی بوده است. سفرهای استانی که بانی آن، آقای دکتر احمدی نژاد بود و با استقبال فرآوانی از سوی مردم نیز روبرو شد امروز در دستور کار دولت قرار گرفته است. برخی منتقدان معتقد هستند که سفرهای استانی اساساً با تصویب مصوبه های فرآوان همراه است که بسیاری از آن ها عملیاتی نمیشود. با توجه به سابقه مدیریت عالی اجرایی حضرتعالی در دولت نهم و دهم و آشنایی با این شیوه مدیریت، ارزیابی حضرتعالی از عملکرد صد روزه دولت آقای رئیسی چگونه است؟
دکتر احمد علیرضا بیگی: بسم الله الرحمن الرحیم. از محبت ساعد نیوز به خاطر دعوت از بنده برای حضور در این نشست و استفاده از ظرفیت ساعد نیوز برای رساندن حرف های خودمان به گوش مخاطبان تشکر میکنم. در خصوص این سؤال و ارزیابی درباره عملکرد دولت آقای رئیسی و این مطلب که رویکرد دولت سیزدهم، رویکرد دولت آقای احمدی نژاد است، مطالبی را عرض می کنم که حتماً مورد توجه دوستان قرار خواهد گرفت. آقای رئیسی مثل هر سیاستمدار دیگری که لاجرم بایستی به اولویت های جامعه توجه داشته باشد، نقطه ثقل فعالیت های خودش را بر موضوع نجات جان انسان ها متمرکز کرد و این قدم را با موفقیت برداشت. در شرایطی که دو ماه قبل از انتخابات، مردم ما در ارمنستان در صف واکسن بودند، نه تنها مردم عادی کوچه و بازار بلکه قهرمانان ما مثل آقای دایی؛ وقتی شنیدم از آقای دایی که فرمودند بنده برای نجات جان خودم حاضر شدم که در ارمنستان در صف بایستم، و واکسن تزریق کنم، این بسیار برای ما مایه نگرانی بود. آقای رئیسی توانست به این مسأله پاسخ خوبی دهد و نتیجه اش هم نجات جان انسان ها بود. الان که مرور می کنیم وضعیت 4 یا 5 ماه پیش را با الان، متوجه می شویم که به دلیل همین نبود واکسن و عدم مدیریت درست واکسیناسیون ملی، بسیاری از افراد اعم از دوست، همکار و پدر و مادر جان خودشان را از دست دادند و بسیاری از هموطنان ما داغدار شدند. این افراد امروز می توانستند در کنار ما باشند اگر یک سیاستگذاری درست صورت می گرفت، آنها می توانستند الان از نعمت حیات برخوردار باشند. بدیهی ترین کاری که یک دولت می توانست برای شهروندان انجام دهد، از مردم مضایقه شد. نتیجه هم ایجاد یک سرخوردگی ملی بود. باز تأکید می کنم که مردم ما زمانی در ارمنستان صف ایستاده بودند برای واکسن، بالأخره امروز از مرز صد نفر تلفات عبور کردیم و تقریباً ناچیز شده است. این اقدام بسیار خوبی بوده است.
رویکرد دوم آقای رئیسی در سفر استانی؛ اگر که پول و اسکناس نافذ است، همه سعی می کنند آن اسکناس را به دست بیاورند. کاری که آقای رئیسی انجام می دهد، این را می رساند که ایشان احساس را داشتند که سفرهای استانی آقای دکتر احمدی نژاد سفرهای مفید و سازنده ای بوده است و مورد قبول مردم بوده است. به همین دلیل ایشان تصمیم گرفته اند از همین روش برای مدیریت کشور استفاده کنند. ولی این که استراتژی ایشان برای دست یافتن به هدف - یعنی استقلال ایران، آبادی ایران، اشتغال و رفاه که هدف تمام احزاب سیاسی در ایران است - چیست؛ جای بحث و گفتگو است! آقای روحانی برای رسیدن به این هدف، صراحتاً اعلام میکرد که باید با غرب وارد تعامل شویم؛ توجه به غرب طریق رسیدن به اهداف ما است. دیگری می گوید که ما نباید به بیگانگان تکیه کنیم؛ ما با تکیه به ظرفیت های داخلی مان است که می توانیم به اهدافمان برسیم. ما یک چنین تفاوت هایی در استراتژی ها مشاهده می کنیم. آقای رئیسی، طبق نظر شما شیوه دکتر احمدی نژاد را برگزیدند؛ اما من با این فرمایش شما، موافق نیستم. واقعیت امر این است که استراتژی آقای رئیسی هنوز مبهم است و ما تصور دقیقی از این استراتژی نداریم. سیاست مشخصی را ما ندیدیم. در جلسه دو هفته پیش مجلس هم خطاب ما به آقای رئیسی و آقای خاندوزی این بود که بگید که استراتژی شما برای حل مشکل اشتغال، تأمین مسکن، شکوفایی اقتصادی، سیاست خارجی چیست؟ شما چه استراتژی ای را دنبال می کنید. از این جهت ما منتظریم که دولت تکلیف استراتژی خودش را مشخص کند و ما هم کمک می کنیم که دولت بتواند به اهداف خودش برسد.
تصویر

من به عنوان نماینده مردم در مجلس، وظیفه خودم را انجام دادم ولی طرح استیضاح وزیر کشور به خاطر حوادث آبان 98 و وزیر اقتصاد به خاطر نابودی 400 هزار میلیارد تومان سرمایه مردم در بورس در فراموشخانه هیئت رئیسه مجلس بایگانی شده است. باید به مردم بگویند که چرا این طرح استیضاح بایگانی شده است؟!

ساعد نیوز: یک سری لوایحی در مجلس در حال بررسی است مثل طرح صیانت در فضای مجازی یا طرح حمایت از حقوق عامه در برابر حیوانات خطرناک و از این دست طرح ها که اصولاً با مشکلات مبتلابه مردم هیچ ارتباطی ندارد. امروز مشکل اصلی مردم معیشت است چیزی که رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانی های متعددشان به این موضوع پرداخته اند و از مسئولان خواسته اند که تلاش های مجدانه ای را برای حل مشکل معیشت مردم صورت دهند. نظر حضرتعالی در مورد عملکرد مجلس در یک سال اخیر چیست؟
دکتر احمد علیرضا بیگی: عملکرد مجلس، در واقع مبتنی است به وعده هایی که به مردم داده است. نمایندگانی که به جریان خاص سیاسی تعلق دارند و مورد اقبال مردم قرار گرفته اند، در مجلس توانستند حضور پیدا کنند. اگر بخواهیم نقطه قوت مجلس شورای اسلامی را برشماریم؛ طرح استراتژیک لغو تحریم ها نماد برجسته ترین کاری بود که مجلس توانست در جایگاه قانونگذاری خودش انجام دهد. مجلس آمد دست دولت را پر کرد از این جهت که دولت بتواند در مذاکرات با استحکام بیشتری مدافع حقوق ملت ایران باشد. هرچند دولت دوازدهم به خاطر تعارض این مصوبه با منافع سیاسی آن، اعتراض داشت. مجلس آمد با قدرت این طرح را تصویب کرد. مجلس فرصتی را تعیین کرد برای تعلیق تعهدات داوطلبانه ایران؛ این تعهدات داوطلبانه بخش عمده اش مربوط بود به نظارت ها؛ نظارت هایی که ما همه آنها را به صورت داوطلبانه پذیرفته بودیم. امروز اگر دقت کنید، تمام تأکید آژانس انرژی اتمی بر این موضوع نظارت ها است و آقای گروسی مدام بر روی این موضوع تأکید می کند. هرچند آقای دولت روحانی معتقد بود که این موضوع ضروری نبوده و این موضوع سد راه توافقات ما میشود. الان آقای امیرعبداللهیان می گوید که این مصوبه مجلس دست ما را در مذاکرات پر کرده است. این قانون باارزشی بود که دستمایه مذاکرات ما با غربی ها است. حتماً ما نمی توانستیم انتظار چنین خروجی ای را از مجلس گذشته داشته باشیم. مجلس گذشته ما، یک مجلسی بود که تکیه اش به غرب بود. همه چیز معطل نظر غرب بود. مجلس قبل منتظر این بود که غرب یک عنایت و تفضلی به ما داشته باشد.
مجلس در طرح جهش مسکن اقدام می کند؛ مالیاتی که بر مساکن خالی یا مالیات بر سرمایه ورود پیدا می کند؛ در واقع نشان می دهد که مجلس تلاش می کند به شرایط کنونی جامعه پاسخ دهد. تصور مجلس این است که با وضع یک سری قوانین مالیاتی میتواند زمینه را برای افزایش عرضه مسکن افزایش دهد. کسانی که مسکن را احتکار کرده اند با این قوانین مجبور می شوند که این خانه ها در بازار اجاره یا فروش عرضه کنند. صرفنظر از درستی یا نادرستی این نگرش مجلس به مسأله مسکن، باید بگوئیم که مجلس نشان داده است که نسبت به مسأله مسکن حساسیت دارد و با اقداماتی در تلاش است که به این بازار سر و سامان دهد. لکن مجلس بایستی یک نگرش صحیح اقتصادی از خودش نشان دهد. مجلس باید به اقتصاد به عنوان یک موجود زنده نگاه کند. این طور نیست که بگوئیم که اقتصاد یک موجود بی جانی است و ما هر اقدامی انجام دهیم به صورت مکانیکی قابل انجام است. مالیات برای مساکن خالی وضع می کنیم؛ هنوز اجرا هم نشده؛ زیرساخت های لازم برای اجرا آن هنوز مهیا نیست؛ ولی تأثیر این، خودش را در ترکیه نشان می دهد. این نشان می دهد که ما در هدفگذاری اشتباه کردیم! یعنی به جای این که شلاق را بر جان دولت و قوه مجریه بکشیم که چرا ارزش پول ملی ما مدام در حال تنزل است؛ ما داریم این شلاق را به جان ملت می کشیم که چرا رفتی مسکن خریدی؟! چرا رفتی 10 تا یا 20 تا مسکن خریدی؟! در جایگاه خودش محل اشکال است ولی وقتی ناامنی ایجاد می کنی؛ این جریان خودش را در بازار مسکن استانبول نشان می دهد. انتقاد دیگری که به عملکرد مجلس دارم این است که ما به عنوان نمایندگان مردم در جریان تبلیغات انتخاباتی خودمان، وعده می دادیم که مردم ما با دولتی مواجه هستیم که آمد قیمت بنزین را در شب انتخابات سه برابر کرد و این همه مردم در خیابان های کشور در اعتراض به افزایش قیمت بنزین کشته شدند. بعد رئیس دولت آمد در تبریز گفت که "مردم من هم مثل شما خبر نداشتم که قرار است صبح روز جمعه بنزین گران شود"! به مردم وعده دادیم که ما در مجلس مقصر این کار را معرفی و محاکمه خواهیم کرد. متأسفانه این اتفاق نیفتاد.
ما به عنوان نمایندگان مردم طرف خطاب مردم بودیم که ما چهل میلیون ایران، به دعوت دولت، 400 هزار میلیارد تومان سرمایه خودشان را آوردند در بورس! اعتماد کردند به حرف مسئولان؛ به یک باره اعلام کردند که مردم، ثروت شما دود شد رفت هوا و الان یک سوم از آن ثروت باقی مانده است! مردم از ما انتظار دارند بپرسیم که چه اتفاقی افتاد؟! چه کسی مسئول این شرایط است؟! متأسفانه از این جهت دچار لکنت بودیم؛ ما درباره استیضاح وزیر کشور و وزیر اقتصاد که مسبب این وضعیت بودند، استیضاح را به هیئت رئیسه بردیم ولی هیئت رئیسه اعلام وصول نکرد! حتماً شما در جریان اخطارهای من در این مورد به هیئت رئیسه بودید. من به عنوان نماینده مردم در مجلس، وظیفه خودم را انجام دادم ولی این طرح استیضاح در فراموشخانه هیئت رئیسه مجلس بایگانی شده است. باید به مردم بگویند که چرا این طرح استیضاح بایگانی شده است؟! ما وزیر اقتصاد را به واسطه این که رئیس سازمان بورس را بدون رعایت مقررات شکلی نصب کرده بازخواست می کنیم و پرونده درست می کنیم، بر اساس ماده 234 او را به دادگاه معرفی کردیم ولی هیچگاه وزیر اقتصاد را به واسطه ظلمی که به مردم شد و ثروت مردم به باد رفت مورد بازخواست قرار ندادیم! کما این که وزیر کشور را هم به دادگاه نفرستادیم. این ایراد مجلس است. متأسفانه هیئت رئیسه مجلس این کار را کرد؛ من و همکاران دیگر به هیئت رئیسه تذکر دادیم؛ انتظار این بود که این تذکر خودش را در میزان رأیی که هیئت رئیسه از نمایندگان برای مجلس دوم دریافت می کند نشان دهد ولی چنین نشد و حتی همین هیئت رئیسه با شرایطی که عرض کردم با رأی بالاتری ابقا شد. ابقای هیئت رئیسه با این رأی بالا نشان داد که مجلس با تصمیم هیئت رئیسه درباره طرح های استیضاح همراه بوده و این یک پیام داشت برای من و برای مردمی که این مجلس را انتخاب کردند. از این قسم موضوعات خیلی می توان اشاره کرد. انتظار این است که مجلس بر روی اصلی ترین موضوع زندگی مردم متمرکز بشود. شما به دستور کار مجلس نگاه می کنید؛ قماربازی! دستور کارها اکثراً اولویت زندگی مردم نیست.
تصویر

این مذاکرات هر چقدر هم بی ثمر بوده باشد؛ حداقل این ثمر را برای ما داشته است که باطل بودن این فکر را کامل نشان داد. یک تجربه برای ملت ما به وجود آمده که هیچ کس عاشق چشم و ابروی ما نیست؛ این که کسی به صورت ما لبخند می زند؛ در دنیای سیاست تبسم و لبخند بی معنی است. همه ظاهر است. در عالم سیاست، عنصر تعیین کننده قدرت ملی است.

ساعد نیوز: مذاکرات وین قرار است در پنجم آذر از سر گرفته شود. مردم با مشکلات فرآوانی در جامعه روبرو هستند. ما به مدت طولانی با غربی ها مذاکره کرده ایم و در عمل جز دشواری بیشتر برای مردم هیچ ثمری نداشته است. دولت آقای رئیسی به نظر حضرتعالی چه استراتژی ای باید اتخاذ کند تا این مسأله حل شود؟
دکتر احمد علیرضا بیگی: بالأخره یک تفکری در ذهن مردم ما وجود دارد که ما با مذاکره می توانیم به حقوق حقه خودمان نائل شویم. کما این که انتخابات سال 92 با همین توجه مردم صورت پذیرفت؛ ملت باید تجربه ای به دست می آوردند؛ هرچند در گذشته هم تجربه داشتیم ولی گروه قابل توجهی از جامعه - اصلاح طلب ها - نگاه شان این بود که ما با گفتگو می توانیم با دنیا کنار بیائیم و مشکلات کشور را حل کنیم. این باعث ایجاد برخی توقعات در ذهن مردم درباره مذاکرات می شد. همواره از سوی این گروه این مطلب بیان می شد که می شود با تحمیل هزینه و دشواری کمتری این مسأله را حل کرد! تنگنا و مضیقه برای مردم پیش نیاید. ما باید تجربه میکردیم. این مذاکرات هر چقدر هم بی ثمر بوده باشد؛ حداقل این ثمر را برای ما داشته است که باطل بودن این فکر را کامل نشان داد. یک تجربه برای ملت ما به وجود آمده که هیچ کس عاشق چشم و ابروی ما نیست؛ این که کسی به صورت ما لبخند می زند؛ در دنیای سیاست تبسم و لبخند بی معنی است. همه ظاهر است. در عالم سیاست، عنصر تعیین کننده قدرت ملی است. همین قدرت ملی است که سبب می شود، چین پس از انقضای قرارداد هنگ کنگ؛ اجاره صد ساله هنگ کنگ توسط بریتانیا دقیقاً در روز و ساعت انقضا این قرارداد، ناوگان نظامی چین در هنگ کنگ لنگر می اندازد و ارتش چین وارد هنگ کنگ می شود و اعلام می کند که قرارداد اجاره صد ساله به پایان رسیده است. همین کار را ما باید در مورد عهدنامه ترکمنچای می کردیم ولی نتوانستیم بکنیم! چون قدرت ملی برای انجام این کار را در اختیار نداشتیم! الان تجربه با ارزش از این رهگذر به دست آمده است. بالاخره با انجام تمام تعهداتمان و تعلیق تمام ظرفیت های کشور به امید این که فرجی از غرب برای ما حاصل شود، و اتفاق نیفتاد! فرصت ها از دست رفته و کسی هم نمی تواند بگوید که آن مذاکرات میتوانست مذاکرات مؤثری باشد! کاری که آقای ترامپ کرد باعث شد تمام سرمایه های غرب در ایران که همین اصلاح طلبان هستند بی اثر شود! ترامپ همه این سرمایه ها را به آتش کشید. اصلاح طلبان دیگر نمی توانند از غرب و لیبرالیسم پشتیبانی داشته باشند. شما دیدید که همین اصلاح طلبان در مجلس با لباس سپاه حاضر شدند؛ آیا می توانستند کاری جز این انجام دهند؟! در مقابل فشار افکار عمومی قرار داشتند. این دستاورد باارزشی است. این باید آویزه گوش سیاستمداران و ملت ما باشد که لازم است روی قدرت ملی متمرکز شویم. الان هم ما مذاکرات را ادامه می دهیم ولی این مذاکرات خیلی فرق دارد با مذاکراتی که دولت آقای روحانی انجام میداد. در دولت آقای رئیسی اعلام می شود که اقتصاد کشور به برجام گره زده نشده است؛ خواه این برجام موفق باشد یا نباشد. ما کاری با این موضوع نداریم. ما یک راه دیگری را در پیش گرفتیم.
برای برجام هزینه ای پرداخت کردیم. کلی انرژی صرف کردیم. ما برای انجام تعهداتمان صنایع هسته ای خودمان را تعطیل کردیم. خسارت فرآوانی به کشور وارد شده؛ بنابراین، حتی اگر بتوانیم از این توافق حداقل منفعتی هم برداشت کنیم برایمان مطلوب است. بعد هم بتوانیم پاسخگوی کسانی باشیم که هنوز امید به مذاکرات دارند؛ به جهان بگوییم که ما در حال مذاکره هستیم و به تعهداتمان هم پایبندیم. ما عمل کردیم به تعهداتمان ولی طرف مقابل تعهدات اش را عمل نکرده است. ما با پیگیری مذاکرات می خواهیم به کشورهای دنیا اعلام کنیم که ما جنگ طلب نیستیم ولی در عین حال می دانیم که برجام برای اجرا شدن نوشته نشده است. این حرف را هشت سال پیش زدیم و الان هم می زنیم. چون وزن تعهدات با همدیگر سازگار نیست! آنها همیشه به مکانیسم ماشه می بالند؛ اگر شما خطا کنید؛ شما یک رأی هستید ولی ما 6 رأی هستیم. طرف غربی هم می داند که این توافق برای اجرا نوشته نشده است! وزیر خارجه ما میگوید که من واژه "تعلیق یا ساسپند" را ندیده بودم؟! چقدر داد زدیم این را در مجلس؛ ولی ایشان آمد در مجلس سخنرانی قرائی کرد و گفت "تحریم های ایالات متحده بالمره لغو خواهد شد!" الان هم آنها ما را حواله میدهند به این که اگر شما ننوشته بودید روی موشک "مرگ بر اسرائیل" این اتفاق ها نمی افتاد. طرف غربی اصلاً به این موضوع استناد نمی کند ولی اصلاح طلب ها دارند با این حرف هایشان به دشمن خط می دهند.

اصلاح ساختار اقتصادی کشور مستلزم یک عمل جراحی دقیق و هوشمندانه است و این عمل جراحی هم نیازمند یک جراح حاذق است بایستی توانمندی این جراح را عموم ملت ایران باور کنند. طبیعتاً اگر باور و اعتماد ملی وجود نداشته باشد انجام این عمل جراحی به این سادگی میسر نیست.

ساعد نیوز: ارز 4200 تومانی که به ارز جهانگیری در کوچه و بازار معروف است یکی از مصائب اقتصادی دولت آقای روحانی بود که جز فساد و رانت برای کشور هیچ ثمری نداشت و اصولاً میلیاردها دلار ارز که قرار بود صرف ورود مایحتاج اساسی مردم شود به جیب خواص رفت. به هر صورت، آقای رئیسی در کمپین های انتخاباتی و بعد از استقرار همواره از این سیاست ارزی دولت انتقاد کرده و مسئولان اقتصادی از معاون اقتصادی رئیس جمهور گرفته تا وزیر اقتصاد درباره حذف این ارز و مدیریت یارانه ها به نحو دیگری صحبت می کنند ولی باز ما با نبود استراتژی دست به گریبان هستیم. بهترین روش برای اصلاح این رویه چیست؟
دکتر احمد علیرضا بیگی: آنچه مسلم است این است که یک انقلاب اساسی باید در ساختار اقتصادی کشور رخ دهد. اگر ما ساده اندیشانه فکر کنیم که امروز ما ارز کافی برای تأمین نهاده های دامی نداریم، و این ارز دولتی خودش را در سفره مردم نشان نمی دهد و ما این ارز را برداریم و یک پولی به مردم بدهیم و همین جا قال قضیه رو بکنیم. دقیقاً همون کاری که دولت در آن لایحه دوفوریتی اش انجام داده بود. با دو تا خط می خواست از مجلس اختیارات بگیره برای حذف ارز 4200 تومنی؛ برخورد مجلس این بود که شما از این جهت مشکلی ندارید؛ ما در قانون بودجه 1400 از این جهت اختیارات کافی را به دولت داده ایم. آنچه که شما دارید می گید نیازمند یک طرح جامع اقتصادی است که در آن، تمام مسائل و موضوعات به صورت همه جانبه دیده شده است. نمی شود یک سمت اقتصاد را ببینید و از بخش های دیگر غفلت بکنید. این هم مستلزم یک عمل جراحی دقیق و هوشمندانه است و این عمل جراحی هم نیازمند یک جراح حاذق است بایستی این توانمندی را عموم ملت ایران باور کنند. طبیعتاً اگر باور و اعتماد ملی وجود نداشته باشد انجام این عمل جراحی به این سادگی میسر نیست. این بدیهی ترین زیرساخت مورد نیاز برای انجام این عمل جراحی است.
تصویر

برای حل مشکل دریاچه ارومیه باید برویم سمت مدیریت منابع آبی؛ این مدیریت هم با دیدن حق مردم باید انجام شود. ما می گوئیم که پیرامون دریاچه ارومیه کاشت انجام نشود! پس مردم چه کار کنند؟ مهاجرت کنند؟ جایگزین تان چیست؟

ساعد نیوز: احیای دریاچه ارومیه یکی از اساسی ترین اولویت های زیست محیطی شمالغرب کشور است. این مسأله فقط به آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی مربوط نمی شود و عواقب طوفان نمک حاصل از خشک شدن کامل دریاچه ارومیه گریبانگیر مناطق دیگر هم خواهد شد. چه اقداماتی در خصوص احیای دریاچه ارومیه در مجلس صورت گرفته است مشخصاً از طرف نمایندگان آذربایجان و به نظر حضرتعالی، اجرای کدام طرح باید در اولویت قرار بگیرد؟
دکتر احمد علیرضا بیگی: در مورد مدیریت منابع آب باید این واقعیت را بپذیریم که بخش عمده مصرف آب در بخش کشاورزی صورت می گیرد. صنعت و شرب سهم به مراتب کمتری از منابع آبی را به خودشان اختصاص می دهند. کشاورزی ما هوشمند و مدرن و حساب و کتاب داری نیست. در وسط فلات مرکزی ایران در کویر ما برنج می کاریم و می گوئیم که مردم تشنه هستند! این نشان می دهد که ما مدیریت منابع آب نداریم. آیا ما آب نداریم؟ در آذربایجان شرقی آب نداشتن ما مثل آب نداشتن سیستان و بلوچستان است؟ ما باید منابع آبی خودمان را مدیریت بکنیم. آب را صرف هندوانه ای می کنیم که آب معدنی گرانتر از آن هندوانه است. آن کسی که هندوانه را می کارد باید بازار خودش را شناسایی کند؛ داده و ستاده را محاسبه بکند؛ ولی این اتفاق رخ نمی دهد. کشاورز سواد لازم برای این کار را ندارد؛ این را ما باید در قالب مدیریت جامع کشاورزی انجام دهیم. از ابزارهاش باید استفاده کنیم. تا زمانی که این اتفاق نیفتاده امید هیچ تحولی نیست. شما فکر می کنید که ما با بارور کردن ابرها می توانیم مشکل دریاچه ارومیه را حل کنیم؟! حتی اگر این امکان به لحاظ میدانی هم وجود داشت؛ با این کار می دانید باید چقدر جیوه و سرب تنفس کنیم؟! این کلی عوارض زیست محیطی دارد. یا طرح انتقال آب از حوزه به حوزه؛ مثل انتقال از زاب به دریاچه ارومیه را از تونل 35 کیلومتری با یک مسیر 60 کیلومتری برای انتقال به دریاچه. این کلی عوارض زیست محیطی دارد. این اراضی خشکی که بین زاب و دریاچه ارومیه قرار گرفتند؛ 650 میلیون متر مکعب آب شیرین را که می تواند در آن مناطق اسباب زندگی و رونق باشد منتقل می کنیم بریزیم روی نمک! کدام آدم عاقلی این را قبول می کند؟! اصلاً مردم این مناطق خواهند گذاشت که این انتقال صورت بگیرد؟ باید یک لشکر بسیج کنید که مراقب خطوط انتقال آب باشند. اتفاقی برای این لوله انتقال نیفتد؛ کسی با پمپ آب برداشت نکند؛ نمی شود که مردم را از این آب منع کرد. پس ما باید برویم سمت مدیریت منابع آبی؛ این مدیریت هم با دیدن حق مردم باید انجام شود. ما می گوئیم که پیرامون دریاچه ارومیه کاشت انجام نشود! پس مردم چه کار کنند؟ مهاجرت کنند؟ جایگزین تان چیست. وقتی یک طرفه به موضوعات نگاه می کنیم نتیجه اش این چیزی می شود که الان هست! ما در دوره آقای دکتر احمدی نژاد سند احیای دریاچه ارومیه را با تعیین تکالیف تمام بخش های حاکمیتی به امضا رساندیم. این سند جامع وظایفی را برای تمام دستگاه ها تعیین شده به همراه کارهایی که باید برای مردم انجام شود. مردم باید بتوانند زندگی خودشان را مدیریت کنند. این شهرک بعثت با همین انگیزه تشکیل شد. آبی که صرف کشاورزی روی اراضی کمتر بازده می شد قرار شد در صنعت به کار گرفته شود و از هدررفت آب در کشاورزی غیراصولی پیشگیری شود.

درباره اصولگرایی، آیا اصول غیر از تکیه بر آرای مردم است؟ آیا اصول مساوی با نادیده گرفتن مردم است؟ این وجه ممیزه فروعاتی است که در گفتمان اصولگرایی که ما را شما منتسب به آن می کنید پیش آمده است.

ساعد نیوز: شکاف های به وجود آمده در جبهه اصولگرایی که ما در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز به عینه شاهد آن بودیم حاصل چه نوع تفکراتی است و اساساً به نظر حضرتعالی حاکمیت تک حزبی به نفع مردم است یا به ضرر مردم؟
دکتر احمد علیرضابیگی: اصول قانون اساسی به عنوان مترقی ترین قانونی که الان به آن دسترسی داریم تماماً تکیه به آرای مردم دارد. اصل ششم قانون اساسی تکیه بر آرای مردم را تکلیف کرده است. ولی آنچه که در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم رخ داد حاکی از شکاف با آرمان های انقلاب داشت. سخنگوی شورای نگهبان اعلام می کند که رأی دادن یا ندادن مردم چندان مهم نیست! برای ما تلخ و ناگوار بود. درباره اصولگرایی، آیا اصول غیر از تکیه بر آرای مردم است؟ آیا اصول مساوی با نادیده گرفتن مردم است؟ این وجه ممیزه فروعاتی است که در گفتمان اصولگرایی که ما را شما منتسب به آن می کنید پیش آمده است. الان ما به این نوع نگرش معترض هستیم. نتیجه اش هم این شده که انتخاباتی برگزار کردیم با 48 درصد مشارکت و 52 درصد عدم مشارکت و اگر آرای باطله را هم به این اضافه کنیم میزان مشارکت به مراتب پائین تر است. در حالی که من سه هفته پیش ناظر انتخابات در ازبکستان بودم؛ کشور از کمونیسم رها شده با سی سال سابقه انتخاباتی را برگزار کرد با 80 درصد مشارکت؛ اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه همه به عنوان ناظر در این انتخابات دعوت شده بودند! و اتحادیه اروپا با تعداد بسیاری در این انتخابات به عنوان ناظر حضور داشت و تنها نکته ای که در جلسه جمع بندی بیان کردند این بود که فلان خانم مسن که نمی توانست بیاید سر صندوق کسی که صندوق را برده بود رأی را به او تکلیف کرد! گزینه آقای میرزایف را تکلیف کرد. این را ایراد گرفته بودند. بنابراین، ازبکستان با این سابقه اندک برگزاری یک انتخابات با حضور 80 درصدی را به جهان به عنوان نقطه قوت خودش معرفی می کند. این به هیچ عنوان این زیبنده جمهوری اسلامی ایران نیست. به هر حال، از نظر ما انتخابات تمام شده است و امروز باید به داد مردم برسیم. بنا نیست مردم را ناامید کنیم و حرف تلخ بزنیم و زخم های کهنه را باز کنیم و برجسته کنیم. امروز باید نگاه رو به جلو داشته باشیم تا مردم را امیدوار کنیم. آیا این شیوه هایی که اعمال کنیم می تواند سبب امیدواری مردم باشد؟ آیا طرح صیانت می تواند موجب امیدواری مردم باشد؟ نمی تواند! من می گویم که گندم از گندم بروید جو ز جو!
تصویر

زمانی می گفتند که آقای احمدی نژاد به دلیل رد هولکاست باعث تحقیر ما در عرصه بین الملل شده است. ولی دیدند که در اکسپوی دبی از دکتر احمدی نژاد استقبال بسیار خوبی به عمل آمد و سناریوی مورد نظر این طیف عملیاتی نشد.

ساعد نیوز: در رسانه ها اخیراً درباره هزینه هایی که سفر آقای احمدی نژاد به اکسپوی دبی داشتند ابهاماتی مطرح شده است که طبیعتاً حضرتعالی به دلیل همراهی ایشان در این سفر بهترین گزینه برای پاسخ دادن به این ابهامات هستید؛ لطفاً در این خصوص یک توضیحاتی ارائه دهید؟
دکتر احمد علیرضا بیگی: اجازه دهید اول به شما توضیح بدهم که اکسپو چیست و هدفش چیست؟ در اکسپو کالا و محصول نشان نمی دهند. اکسپو در جهان 5 سال یک بار برگزار می شود. امسال با دو سال تأخیر در دوبی برگزار شد. در اکسپو 280 کشور جهان از فرصت به وجود آمده استفاده می کنند تا به مخاطبان بگویند که از کجا آمده اند؛ چه فراز و نشیب هایی را طی کرده اند؛ الان در کجا قرار گرفته اند؛ این نقطه دارای چه شاخصه هایی است؛ هدفگذاری شان برای آینده چیست؛ و با چه استراتژی ای قرار است به این هدف دست بیابند؛ مثلاً غرفه مصر یک ساختمان 2000 متری بود؛ برای هر کشور یک مساحتی را در نظر گرفته بودند؛ برای ایران 400 متر در نظر گرفته بودند؛ برای چین 15 هزار متر مربع بود؛ برای کره 7500 متر مربع بود؛ من در اینجا مصر را مثال می زنم. مصر آمده بود تاریخ مصر را از فراعنه و تمدن نیل تا کودتای جمال عبدالناصر تا جنگ 7 روزه تا ترور انور سادات توسط خالد استانبولی، انقلاب التحریر، روی کار آمدن مرسی و بعد از آن السیسی را بیان می کند نه با عدد و رقم و سخنرانی بلکه با استفاده از شیوه های نوین جهت جذب مخاطب. برای دیدار از غرفه چین شما باید سه ساعت صف می ایستادید تا نوبتتان برسد که از غرفه دیدن کنید. مصر با استفاده از فناوری های نوین فضایی را ایجاد کرده بود که شما می توانستید حس کنید که وسط جنگ 7 روزه هستید؛ یا وسط صحنه ترور انور سادات هستید. همین طور مالزی می آید در غرفه خودش می گوید که ما یک ملتی بودیم که بر روی درختان زندگی می کردیم این مسیر تمدنی را پیمودیم به این شاخص های پیشرفت دست پیدا کردیم و هدفگذاری مان این است و قرار است به اینجا برسیم. مالزی می گوید این ظرفیت گردشگری و ترانزیتی من است. برای شما گردشگری طبیعی و جنگل خودش را نشان می دهد؛ با چنان فناوری هایی که گویی یک شیر بغل گوش شما نعره می کشد یا جنگل های بارانی را نشان می دهد طوری که شما حس می کنید که خیس شده اید و زیر باران هستید. شما را می برد وسط دریا و ظرفیت ژئوپلتیکی خودش را نشان دهد احساس می کنید که روی عرشه کشتی نشسته اید؛ وقتی جنگل را نشان می داد رایحه جنگل پخش می شد؛ فضا عوض میشد می رفتید روی عرشه طوری القا می شد که شما از قدرت موج ها تکان می خورید!
با زبان هنر نشان می دادند که کجا هستند و کجا قرار است بروند. ما را دعوت کردند از سوی یک ایرانی که به صورت سلیس فرانسوی صحبت می کرد که از غرفه فرانسه دیدن کنیم. غرفه فرانسه گذشته این کشور تا انقلاب کبیر را ترسیم می کرد و به شما می گفت که من از نظر تمام شاخص ها توانسته ام رفاه ملتم را تأمین کنم. می توان در این حرف فرانسه ان قلت کرد! اگر این طور است پس این کت زردها چه می گویند؟ به هر صورت، فرانسه می گوید که من امروز یک رسالت جهانی برای خودم تصویر کرده ام که نگاهبان میراث بشریت هستم؛ با همان نگاهی که لوور را تأسیس کردم و دستاوردها و آثار تمدن بشر را حفظ کردم؛ دستاوردهایی که شاید در کشورهای مبدأ از میان می رفتند و نسل های بعد نمی توانستند به آنها دسترسی داشته باشند. الان هم یک ماکت کشتی بزرگ با تالارهای مختلف ساخته شده بود که قرار بود در سطح عالم حرکت کند و تمدن های مختلف را به هم متصل خواهد کرد و گنجینه تمدنی را حفظ خواهد کرد. عمان از ما استقبال کرد؛ وزیر مشاور عمان از ما استقبال کرد. آقای احمدی نژاد و تیم همراه وارد هر غرفه ای می شد تلویزیون ملی آن کشور، مصاحبه می کرد؛ ونزوئلا، مکزیک و ویتنام مصاحبه آقای دکتر احمدی نژاد را پخش کردند. این اکسپو است. کسانی که اکسپو می آیند، از خوشگذرانی معمول جهانگردی عبور کردند و در سطح متفاوتی این سفر را برای خودشان تعریف می کنند. هزینه ای را کرده اند تا بیایند ببینند کشورها چه کرده اند؛ کجا بودند؛ کجا می خواهند برسند. آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان یک دانشگاهی و رئیس جمهور سابق ایران با گذرنامه سیاسی و با تعدادی از همراهان خودش به اکسپو سفر کرده؛ من یکی از هشت نفر از همراهان آقای احمدی نژاد در این سفر بودم. هفده نفر هم محافظ آقای احمدی نژاد بودند. تیم حفاظتی یک هفته قبل به امارات سفر کردند؛ باشگاه ایرانیان را به عنوان میزبان آقای دکتر احمدی نژاد چک کردند هماهنگی با پلیس دوبی برای انتقال آقای دکتر احمدی نژاد و تأمین امنیت ایشان انجام شد.
ما به یک کشوری سفر کردیم هزینه بلیط اش بیشتر از هفت و نیم میلیون نیست؛ 4 روز هم اقامت کردیم؛ پولش را خودمان پرداخت کردیم. انبوهی از شایعات درباره این سفر منتشر شد. آقای احمدی نژاد در این سفر با اسرائیل ملاقات خواهد کرد؛ قرار است از غرفه اسرائیل دیدن کند و این حرف ها! دولت در تبعید تشکیل می دهد و حرف های این طوری! معلوم شد که هیچ کدام از این حرف ها درست نبوده است؛ هنگام بازگشت هم گفتند که آقای احمدی نژاد دیپورت شد! ما بلیطی که گرفته بودیم با همان بلیط برگشتیم! حتی فرضاً که آقای احمدی نژاد دیپورت شده؛ شما به عنوان خبرگزاری وابسته به نظام چرا باید ذوق کنید که رئیس جمهور ایران دیپورت شده است؟ اگر فکر می کنید که این برای شما کاربرد سیاسی دارد کاری ندارد؛ به سفیر بگوئید که مصاحبه کند و بگوید که آقای دکتر احمدی نژاد بنا به درخواست دولت امارات به جهات ملاحظات امنیتی خواسته شد که به سفر خودشان پایان دهد. اگر این مصاحبه را می کردند دولت امارات بلافاصله تکذیب می کرد و وضعیت بدتر می شد. هزینه سفر به دوبی کمتر از سفر به استانبول است. کمتر از 20 میلیون تومان! این حکایت از یک سناریوی تخریب آقای احمدی نژاد داشت. فیلم هایی هم که از این سفر منتشر شد هم کاملاً این موضوع را اثبات می کند. مادر 85 ساله من از من می پرسید که چرا آقای احمدی نژاد با این زنان بی حجاب عکس می گرفت! گفتم مادر آنجا همه این طور هستند. ولی این ها منتظر بودند که یکی به آقای احمدی نژاد گوجه پرتاب کنه؛ یا تخم مرغ پرتاب کنه؛ نه تنها این اتفاق نیفتاد. مردم حاضر استقبال میکردند. برای عکس گرفتن با دکتر احمدی نژاد صف ایستاده بودند. زمانی می گفتند که آقای احمدی نژاد به دلیل رد هولکاست باعث تحقیر ما در عرصه بین الملل شده است. ولی دیدند که از دکتر احمدی نژاد استقبال بسیار خوبی به عمل آمد و سناریوی مورد نظر این طیف عملیاتی نشد. از غرفه ایران هم بارها و بارها دیدن کردیم؛ اصلاً برای نماز دائماً به غرفه مراجعه می کردیم؛ همان طور که گفتم غرفه ایران 400 متر بود. با آقای دکتر احمدی نژاد قرار گذاشته ایم که درباره غرفه ایران هیچ جایی صحبت نکنیم. فقط این را بگویم که تا دلتان بخواهد در غرفه ایران خاک شیر خوردیم!!

دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/