سقوط پنجشیر و رفوزه شدن طالبان در امتحان اعتدال

  سه شنبه، 16 شهریور 1400   کد خبر 166530
دکتر احمد بخشی : سقوط پنجشیر و رفوزه شدن طالبان در امتحان اعتدال
سقوط پنجشیر به دست طالبان و با مداخله نظامی پاکستان، اثبات کرد که در سیاست نمی توان سخن از قول و قرار زد بلکه واقع گرایی تنها راه موفقیت در این عرصه است. دکتر احمد بخشی مدیر برنامه مطالعات افغانستان گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند در گفتگوی اختصاصی با ساعد نیوز به تحلیل رخدادهای پنجشیر می پردازد.

اخبار ضد و نقیضی از پنجشیر در حال مخابره به جهان است/ پنجشیر نماد مقاومت ملی مردم افغانستان در برابر استعمار و افراط گرایی است.

ساعد نیوز: تحولات 24 ساعت گذشته در پنجشیر با اعلام سقوط آخرین سنگر مقاومت در برابر سلطه طالبان بر افغانستان بازتاب گسترده ای در رسانه های جهان و ایران داشته است و تحلیل های مختلفی از این رویداد مهم ارائه می شود. پنجشیر چه اهمیتی در تحولات افغانستان دارد و سقوط جبهه مقاومت ملی افغانستان با مداخله مستقیم نظامی پاکستان چه پیامدهایی برای آینده این کشور به همراه دارد؟

دکتر احمد بخشی: اخبار ضد و نقیضی از پنجشیر در حال مخابره به جهان است. حتی شب گذشته خبرهایی درباره ورود هواپیماهایی از ازبکستان و تاجیکستان به پنجشیر منتشر شد و برخی از منابع اعلام کرده اند که طالبان نتوانسته است بر کل پنجشیر تسلط پیدا کند و گرفتن عکس در مقابل استانداری (مقام ولایت) پنجشیر به معنای سلطه کامل طالبان بر این منطقه استراتژیک نیست. به هر روی، پنجشیر مشخصاً در 24 ساعت گذشته، در صدر اخبار جهان قرار داشته است و این کاملاً حاکی از اهمیت این منطقه استراتژیک در افغانستان است. اما این که پنجشیر از چه جهاتی مهم است؟ این سؤال مهمی است. پنجشیر نماد مقاومت ملی افغانستان در دهه 1990 به رهبری احمد شاه مسعود در برابر تجاورز خارجی و افراط گرایی داخلی است. امروز احمد مسعود پسر احمد شاه مسعود راه پدر فقیدش را ادامه می دهد. بنابراین، منطقه پنجشیر به لحاظ تاریخی خصوصاً در سی سال گذشته از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

تصویر

منطقه پنجشیر می تواند به عنوان نمادی برای راستی آزمایی سخنان طالبان مبنی بر تغییر این گروه افراط گرا عمل کند.

از سوی دیگر، منطقه پنجشیر می تواند به عنوان نمادی برای راستی آزمایی سخنان طالبان مبنی بر تغییر این گروه افراط گرا عمل کند. به عبارت دیگر، رفتار طالبان با گروه مقاومت ملی و منطقه پنجشیر سنجه ای است در دست جامعه بین المللی و همسایگان افغانستان تا بر اساس آن، بدانند که آیا تئوری تغییر طالبان و رویکرد جدید به اصطلاح روادارانه این گروه حقیقت دارد یا نه؟ به هر صورت این گروه برای ادامه حیات سیاسی اجتماعی خودش نیاز به تعامل با همسایگان دارد و اگر حمایتی هم از حرکت این گروه وجود دارد، بر مبنای همین فرضیه تغییر طالبان بوده است وگرنه عملکرد این گروه در گذشته به هیچ وجه قابل دفاع نبوده و نیست. بنابراین، این گروه نیازمند به رسمیت شناخته شدن از سوی بازیگران بین المللی و منطقه ای است. اگر قرار بر تشکیل دولت وحدت ملی با مشارکت تمام اقوام و گروه ها و نیز کل مردم افغانستان اعم از زن و مرد بود، نباید چنین رفتاری در ولایت پنجشیر با تجاوز نظامی یک کشور دیگر رخ می داد. به هر صورت، پنجشیر برای سالیان متمادی در ذهن مردم به عنوان نماد مقاومت ملی مردم افغانستان در برابر استعمار خارجی و افراط گرایی داخلی نقش بسته است و امروز اگر ما شاهد خبرهایی مانند سقوط پنجشیر به دست طالبان با مشارکت مستقیم نظامی پاکستان و حمایت مالی عربستان و دخالت قدرت های دیگر هستیم، این نشان می دهد که مقاومت مردمی شکننده بوده و این یعنی نبود حمایت کامل مردم افغانستان و حمایت بازیگران منطقه خصوصاً همسایگان کلیدی افغانستان. این در حالی است که مقاومت ملی پنجشیر می توانست زمینه ای باشد برای شکل گیری یک دولت فراگیر با شرکت تمام گروه های افغان و در عمل سناریویی که در پنجشیر اجرا شد، مسیر تشکیل این دولت فراگیر را دشوارتر ساخت.

تصویر

تنها راه نجات افغانستان متقاعد شدن طالبان به تشکیل یک دولت فراگیر با حضور تمام اقوام و کل شهروندان افغان اعم از زن و مرد است.

امروز پاکستان نقش بسیار پررنگی را در تحولات افغانستان ایفا می کند. استقرار طالبان در افغانستان نیز با کمک های چندین کشور از جمله پاکستان تحقق پیدا کرد. سفر رئیس سازمان اطلاعات پاکستان به افغانستان و عملیات شبانه به پنجشیر همه حاکی از ورود مستقیم پاکستان به مسأله سرکوب جبهه مقاومت ملی افغانستان است. البته تحلیل دلایل سقوط پنجشیر نیازمند ورود به جزئیات بیشتری از تحولات چند ماه اخیر یا حتی چند سال اخیر در افغانستان است. مردم حضور فعالی در صحنه نداشتند و دولت غنی دچار فساد گسترده بود و سناریوهای خارجی به اراده داخلی افغانستان چربید و رویدادهایی که نباید رخ می داد رخ داد و وضعیت به این صورتی شد که ما امروز شاهدش هستیم. حتی برخی از تحلیلگران معتقدند که اشرف غنی که خودش پشتون است در تلاش بوده تا با تبانی با طالبان زمینه ی تشکیل یک دولت پشتون در افغانستان را فراهم کند تا طایفه خودش بر این کشور حاکم شود. برخی نیز از نقش پررنگ انگلستان و شبکه دولتی این کشور یعنی بی بی سی در تحولات اخیر افغانستان خبر می دهند. به هر صورت، همان طور که عرض کردم، این موضوع بسیار پیچیده است و تحلیل آن، مستلزم پرداختن به تمام فاکتورهایی است که در روند تحولات دخیل بوده اند.

تصویر

پاکستان، قطر و عربستان هر کدام اهداف خاص خودشان را در افغانستان دنبال می کنند و در برخی جاها این اهداف در تضاد کامل با یکدیگر قرار دارد.

ساعد نیوز: ما دیروز در خبرها داشتیم که بعد از عملیات گسترده پهبادها و تانک های پاکستانی به رهبری رئیس سازمان اطلاعات پاکستان در پنجشیر و اعلام سقوط این ولایت، عمران خان با بن سلمان و امیر قطر گفتگوی تلفنی داشته است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این گفتگوها و تحولات 48 ساعت گذشته در افغانستان همه قرار است سیگنال هایی را برای جمهوری اسلامی ایران مخابره کند. نظرتان در این خصوص چیست؟

دکتر احمد بخشی: سیگنال اصلی می تواند مربوط به تغییر معادلات پسااستقرار دولت جدید افغانستان باشد. ورود مستقیم و آشکار رئیس سازمان آی اس آی پاکستان به مسأله پنجشیر خود نشان از دست بالای این کشور در معادلات و تحولات افغانستان دارد. تشکیل امارت اسلامی در افغانستان یکی از استراتژی های منطقه ای مهم پاکستان در این برهه است. قطر به صورت مستقیم فعالیت هایی را در جهت صلح سازی در افغانستان شکل داده است و عربستان نیز به مانند دهه 1990 تأمین مالی گروه طالبان را برعهده گرفته است. البته بعد از تشکیل و استقرار دولت جدید به رهبری طالبان در افغانستان،پاکستان با همین گروه، تنش هایی را خواهد داشت چرا که ما با تکانه هایی تاریخی مواجهیم که خود منشأ یک سری معضلات جدی در کشور افغانستان است. به هر صورت، در 20 سال گذشته طالبان ماهیت پیچیده تری پیدا کرده است و نمی توان کنش های این گروه را بر اساس یک دیدگاه ساده انگارانه تحلیل کرد. در 6 سال اخیر خصوصاً شاهد تحولاتی اساسی در آرایش این گروه بوده ایم. از زمانی آقای اوباما از طالبان خوب و طالبان بد صحبت کرد زمینه برای همین موضوع داشت آماده می شد. تأسیس دفتر امارت اسلامی در قطر و ادامه کمک های مالی عربستان سعودی به این گروه همه و همه حاکی از تحولات ویژه در این گروه است. به هر صورت ما می دانیم که نگاه قطر و عربستان به این گروه یکسان نیست. البته با آمدن بن سلمان، عربستان سعودی تلاش کرده است تا تغییراتی را در مواضع خودش شکل دهد.

تصویر

افغانستان می تواند به نبردگاه قدرت های منطقه ای تبدیل شود/ بعد از تشکیل دولت توسط طالبان، اختلافات آشکارتر خواهد شد.

اما در خصوص خود طالبان هم سخن گفتن از طالبان معتدل به نظر سنجیده نیست. این گروه یک عقبه تاریخی و یک نظام اندیشگانی مشخص دارد. درست است که در داخل این گروه ما شاهد شکل گیری جریانات مختلفی در این بیست سال بوده ایم ولی تضادهای موجود خودش زمینه ای است برای شکل گیری درگیری درون گروهی در طالبان. جریان عبدالغنی برادر و مجاهد که ادعای اعتدال می کنند یا شعبه حقانی، یا گروه کویته و قندهار همه با همدیگر در آینده مشکلاتی خواهند داشت. حتی خود قطر و عربستان به دلیل نوع خاص رویکردشان به طالبان ممکن است درگیری هایی را داشته باشند. قطر از جریان اخوانی و نواخوانی در میان طالبان حمایت می کند در حالی که عربستان وهابیت و افراط گرایی را ترویج می دهد. قطر همگرایی سیاسی و اقتصادی ویژه ای با کویت دارد. در بهار عربی قطر و ترکیه مواضع متفاوتی نسبت به عربستان و کشورهای محافظه کار دیگر داشتند. همه این مسائل خودش را در کانتکست افغانستان به صورت تضاد منافع و درگیری ها نشان خواهد داد. حتی بین پاکستان و عربستان نیز اختلافات جدی ای وجود دارد که در دوران پسااستقرار نیز خودشان را به صورت مشخص نشان خواهند داد.

تصویر

آنچه ما در 24 ساعت اخیر در دستگاه دیپلماسی و اصولگرایان و نیز در صدا و سیما شاهدش بودیم حکایت از رخ دادن چرخشی اساسی در رویکرد رسمی ما به مسأله افغانستان دارد.

ساعد نیوز: با توجه به تحولات 48 ساعت گذشته و موضع تند وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نسبت به مداخله مستقیم نظامی پاکستان در پنجشیر برای سقوط جبهه مقاومت ملی افغانستان، برخی تحلیلگران از رکب خوردن جمهوری اسلامی ایران در افغانستان سخن می گویند. تا چه حدی این تحلیل درست است؟

دکتر احمد بخشی: اتفاقی که ما در 24 ساعت اخیر در دستگاه دیپلماسی و اصولگرایان و نیز در صدا و سیما شاهدش بودیم حکایت از رخ دادن چرخشی اساسی در رویکرد رسمی ما به مسأله افغانستان است. نوع گفتمان و ادبیاتی که در خصوص جبهه مقاومت ملی افغانستان به کار گرفته می شد تغییرات اساسی داشته است و این خودش حاکی از این است که ما انتظار چنین رخدادهای را در افغانستان نداشتیم. از زمان شروع پیشروی طالبان در افغانستان ما در عرصه فضای مجازی شاهد همدلی مردم ایران با مردم افغانستان بودیم به دلیل رویدادهای غم انگیزی که در حال رخ دادن بود و جبهه مقاومت ملی افغانستان به صورت کامل در فضای مجازی حمایت می شد و دیدگاه ها به طالبان عمدتاً منفی بود و هنوز هم هست. اما در عرصه دیپلماسی رسمی ما رویکرد دیگری را داشتم. عمده دلایل ما برای همسوئی با طالبان و امارت اسلامی افغانستان یکی اخراج آمریکا از افغانستان و دیگری مبارزه با داعش و افراطی گری در این کشور برای حفظ امنیت مرزهای شرقی مان بود.

تصویر

طالبان به هیچ وجه رابطه خودش با آمریکا را قطع نکرده است و طبق توافق دوحه این رابطه در سطحی دیگر دنبال می شود و این خلاف منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است.

این دو هدف منوط به شکل گیری یک دولت مستقل مردمی مبتنی بر وحدت ملی و فراگیر با حضور تمام اقوام افغانستان و زنان و مردان افغان بود. به نظر می رسد، توجه کافی به ماهیت گروه طالبان نشده است. ارتباطات طالبان با آمریکا یک ارتباط راهبردی است و خروج آمریکا از افغانستان به معنای تمام شدن حضور این کشور در افغانستان نیست. حقیقت این است که طبق توافقات دوحه، طالبان رابطه خودش با آمریکا را حفظ کرده و تصمیم دارد در حیطه اقتصاد این رابطه را پررنگ تر کند. دلیل این رابطه هم دقیقاً بحث مشروعیت است. طالبان نیازمند به رسمیت شناخته شدن در مجامع بین المللی است و کلید این مسأله هم ارتباط با آمریکا است که این گروه این مسأله را درک کرده. طبیعتاً این نوع نگاه، با منافع ملی ما حداقل در چارچوب تعریفی که ما امروز در دستگاه دیپلماسی بر مبنای آن عمل می کنیم، در تضاد است. بنابراین، عملاً امیدی برای قطع دست آمریکا از افغانستان با کمک طالبان وجود ندارد.

تصویر

ما به لحاظ گفتمانی و نظام اندیشگانی با گروه طالبان اختلاف های جدی داریم و همان طور که گفته می شود خشن ترین دعواها، همیشه دعواهای درون گفتمانی است.

در مورد مبارزه با داعش و افراط گرایی، همان طور که قبلاً اشاره کردم، این موضوع منوط به این است که ما در افغانستان شاهد شکل گیری یک دولت فراگیر مبتنی بر وحدت ملی با حضور تمام گروه های افغان اعم از زن و مردم باشیم. تأکید من بر حضور زنان به دلیل رنج هایی است که زنان افغانستان سال ها متحمل شده اند. متأسفانه این روزها ما شاهد این هستیم که همچنان طالبان بر نگاه حذفی تأکید دارد و سختگیری در رابطه با حضور زنان در عرصه های اجتماعی حکایت از این دارد که انتظار تغییر از گروه افراطی طالبان انتظار عبثی بوده است. بنابراین، اگر یک دولت فراگیر با حضور تمام گروه ها تشکیل نشود، ما در این کشور شاهد آنارشی و بی نظمی خواهیم بود. و همین مسأله زمینه شکل گیری گروه های افراطی جدید را فراهم خواهد کرد. از سوی دیگر، ما به لحاظ گفتمانی و نظام اندیشگانی با گروه طالبان اختلاف های جدی داریم و همان طور که گفته می شود خشن ترین دعواها، همیشه دعواهای درون گفتمانی است. اگر ما و طالبان ذیل گفتمان اسلام با همدیگر تعامل داشته باشیم، دوگانگی شیعه گری ایرانی و سلفیسم دیوبندی طالبان یا دوگانگی جمهوری اسلامی و امارت اسلامی یا دوگانگی ولی فقیه و امیر، و خیلی دوگانگی های دیگر، زمینه های جدی برای اختلافات عمیق است. دشمنان جمهوری اسلامی و رقبای منطقه ای ایران مثل پاکستان و عربستان می توانند از این اختلافات برای پیگیری مقاصد خودشان بهره ببرند.

بنابراین، تشکیل یک دولت افراطی و بنیادگرا با علقه های قوم گرایی در افغانستان به هیچ وجه در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران نیست. با توجه به تحولاتی که در 48 ساعت گذشته رخ داده است، دولت جمهوری اسلامی ایران باید تمرکزش را بر روی تعامل با همسایگان و بازیگران منطقه ای قوی برای متقاعد کردن گروه طالبان برای گردن نهادن به تشکیل یک دولت فراگیر فراقومی در افغانستان بگذارد. در غیر این صورت، امارت اسلامی طالبان یک تهدید جدی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی خواهد بود. بنابراین، رکب خوردن در ماجرای افغانستان با توجه به تغییر لحن دستگاه دیپلماسی و نیز نوع رفتار رسانه ملی در ساعات اخیر، می تواند درست باشد.

تصویر

ایده پشتون والی در کلان فکری، یک استخوان لای زخم برای پاکستان است/ پاکستان اولین کشوری است که از تجزیه افغانستان به صورت جدی متضرر خواهد شد.

ساعد نیوز: پاکستان در تحولات اخیر افغانستان به صورت مشخص یکه تازی می کند و سقوط پنجشیر به دست ارتش این کشور نشان می دهد که پاکستان نقشه های بسیار مهمی برای افغانستان تحت کنترل امارت اسلامی طالبان دارد. بسیاری بر این باور هستند که هدف پاکستان، احیای گروه های افراطی در دره فرغانه و به آتش کشیدن آسیای میانه و درگیر کردن رقبای خود به مسأله افراط گرایی است. نظر حضرتعالی درا ین خصوص چیست؟

دکتر احمد بخشی: طالبان نیاز جدی به پاکستان برای به رسمیت شناخته شدن دارند. پاکستان با توجه به عمق راهبردی منطقه ای خودش، یک بازیگر قابل اعتنا برای طالبان است و طالبان می داند که باید نظر پاکستان را جلب کند. امروز طالبان در جامعه افغانستان در لایه های مختلف رسوخ کرده است. بخشی از مردم افغانستان در واقع حامی این گروه هستند. ولی حتی در مورد پاکستان هم، نگرانی های جدی در خصوص افغانستان تحت کنترل امارت اسلامی طالبان وجود دارد. به هر روی، طالبان متعلق به فرقه ای به نام دیوبندیه با گرایشات تند سلفی و قومی است. آنها به پشتونستان بزرگ اعتقاد دارند و همین مسأله می تواند مایه یک نگرانی جدی برای پاکستان باشد. ایده پشتون والی در کلان فکری، یک استخوان لای زخم برای پاکستان است. اگر آنارشی در افغانستان حاکم شود و بحث تجزیه این کشور جدی شود، پاکستان نخستین کشوری است که از این موضوع متضرر می شود. جدایی پشتونستان از پاکستان به تحریک طالبان دور از نظر نیست. بنابراین، طالبان برای تمامیت ارضی پاکستان و امنیت ملی این کشور یک خطر بالقوه است.

البته، تنها پاکستان نیست که منافع ملی اش از سوی طالبان تهدید می شود. بسیاری از تحلیل گران بر این باور هستند که خروج آمریکا از افغانستان با طرح قبلی و برای درگیر کردن روسیه و چین در یک بلوای منطقه ای صورت گرفته است. خصوصاً، رقابت آمریکا با چین؛ آمریکا می خواهد با بحران افغانستان برای چین یک مشکل منطقه ای جدی ایجاد کند و به این صورت، چین را در منطقه مهار کرده و از حضور جدی در نبردگاه های دیگر دور نگه دارد. این مسأله درباره روسیه و ایران هم صدق می کند. بنابراین، مسأله تشکیل امارت اسلامی طالبان فقط یک رویداد ساده نیست و با یک نگاه ژئواستراتژیک ساده باورانه نمی توان آن را فهمید.


دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/