خروج آمریکا از افغانستان، پیشروی طالبان و آینده منطقه

  سه شنبه، 08 تیر 1400   زمان مطالعه 10 دقیقه
دکتر احمد بخشی : خروج آمریکا از افغانستان، پیشروی طالبان و آینده منطقه
نیروهای آمریکایی در حالی آماده خروج کامل از افغانستان می شوند که نگرانی های بین المللی از سقوط دولت مرکزی و گسترش خشونت در این کشور افزایش یافته است. طالبان هر روز اخباری را از تصرفات جدیدش در خاک افغانستان مخابره می کند و بحث های فرآوانی بر سر صحت و سقم این اخبار در جریان است.

افغانستان سالهاست که در اذهان عمومی به عنوان نماد رنج و خشونت در سطح بین المللی شناخته می شود. مردم این کشور حدود دو دهه است که نه تنها از خشونت ها و چالش های گروه های افراطی داخلی رنج می برند بلکه تاوان جنگ های نیابتی قدرت های جهانی و منطقه ای در خاک این کشور را نیز تحمل می کنند. دولت بایدن در راستای اجرای توافق دوحه با طالبان و نیز دولت مرکزی افغانستان، تصمیم گرفته است تا یازدهم سپتامبر سال 2021 میلادی بخش اعظمی از نیروهای خود را از خاک افغانستان خارج کند و مدیریت امنیت این کشور را به دست گروه های افغان دهد. این در حالی است که بلافاصله بعد از آغاز جریان خروج نیروهای آمریکایی، بار دیگر شاهد شعله ور شدن آتش خشونت در افغانستان بوده ایم. نیروهای طالبان، با هدف اشغال کامل ولایات مختلف افغانستان، عملیات گسترده ای را بر علیه نیروهای دولت مرکزی آغاز کرده اند و خبرهای ضد و نقیضی از توفیقات میدانی این گروه در رسانه ها منتشر می شود. از سقوط مزار شریف گرفته تا محاصره کابل، همگی حاکی از وخامت وضعیت موجود در این کشور است. بلاشک دامنه تأثیرات زبانه خشونت به داخل خاک افغانستان محدود نخواهد بود و می تواند کل منطقه را به آتش کشیده و مناسبات بین المللی را در سطح کلان تحت تأثیر قرار دهد. علیرغم سکوت معنادار مسئولین سیاست خارجی کشورمان در این خصوص، کنشگران سیاسی بنا بر سلیقه و مرام حزبی شان مواضع پارادوکسیکالی نسبت به گسترش خشونت در خاک افغانستان دارند. کار به جائی رسیده است که برخی کنشگران و تحلیلگران برای گروه های افراطی ای که زمانی نماد خشونت بودند، هلهله سر داده و از سقوط شهرها و تضعیف حکومت مرکزی افغانستان استقبال می کنند. به هر روی باید منتظر ماند تا دید که آیا کشورهای همسایه و بازیگران بین المللی اجازه خواهند داد که یک گروه افراطی در افغانستان زمام امور را به دست بگیرد؟ برای بررسی بیشتر این موضوع به سراغ آقای دکتر احمد بخشی مدیر برنامه مطالعات افغانستان گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند و تحلیلگر مسائل منطقه رفته ایم. توجه مخاطبان ساعد نیوز را به مطالعه این مصاحبه دعوت می کنیم:

تصویر

خروج آمریکا از افغانستان فقط در بُعد نظامی است ولی حضور این کشور به دلیل منافع اش به شکل دیگری ادامه دارد.

ساعد نیوز: خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان که یکی از قول های انتخاباتی آقای بایدن نیز بود، در حال تحقق یافتن است. پیرو این واقعه، شاهد تشدید فعالیت های طالبان در داخل خاک افغانستان و نیز شعله ور شدن آتش خشونت در این کشور هستیم. دیدگاه حضرتعالی درباره خروج آمریکا از افغانستان چیست؟ آیا واقعاً آمریکا از این کشور خارج می شود؟

دکتر احمد بخشی: خود آمریکایی ها از زمان دولت اوباما بحث خروج از خاک افغانستان را مطرح کرده اند. این تصمیم زیر فشار افکار عمومی سنگین گرفته شد و نیز تجربه حضور طولانی مدت آمریکا در منطقه و عراق در اتخاذ این تصمیم تأثیرگذار بود. البته خروج آمریکا از عراق، ناامنی هایی را در این کشور در پی داشت که همچنان ادامه دارد. با روی کار آمدن ترامپ، سیاست جدید آمریکا این بود که خود کشورهایی که نیروهای آمریکایی در آنها حضور دارند باید هزینه ها را متقبل شوند ولی این رویکرد، مورد پسند تئوریسین های سیاست خارجی ایالات متحده قرار نگرفت از جمله جان بولتون که به صراحت در کتابش اعلام کرده است که توافق با طالبان و خروج آمریکا از افغانستان ساختارها را دچار چالش خواهد کرد. بعد از آمدن آقای بایدن طبق توافق دوحه با طالبان قرار بود که نیروهای آمریکایی اردیبهشت ماه شروع به خروج از خاک افغانستان کنند که آقای بایدن این تاریخ را تا 11 سپتامبر یعنی تا شهریور تمدید کرد. آن چیزی که در ظاهر وجود دارد، قرار است، بخش اعظمی از نیروهای آمریکایی از خاک افغانستان خارج شوند و فقط تعدادی از نیروهای آمریکایی برای حفاظت از سفارت آمریکا و برخی مواضع مهم در افغانستان باقی بمانند. به هر صورت بعد از فروپاشی شوروی، آمریکا پایگاه هایی را در افغانستان و نیز کشورهای مختلف حوزه جنوب غرب آسیا تشکیل داد تا منافع خودش را را تأمین کند. اخیراً بحث حضور آمریکا در پاکستان پر رنگ تر شده است.

دولت مرکزی افغانستان چندان به خروج آمریکا از افغانستان علاقه ندارد و سفر اشرف غنی و عبدالله عبدالله به آمریکا تلاشی بود برای جلب نظر آمریکا برای ادامه حمایت از دولت مرکزی. چیزی که هست، دولت آمریکا متعهد شده است که 3 میلیارد دلار برای تأمین امنیت افغانستان هزینه کند و در کنار این مبلغ حدوداً 600 میلیون دلار نیز برای فرایند دولت سازی و تقویت دولت مرکزی تخصیص داده است. ولی نکته ای که وجود دارد این است که آمریکا در افغانستان دارای منافع استراتژیک است و این منافع با خروج فیزیکی نیروهای آمریکایی به طرق دیگری حمایت خواهند شد. آمریکا توجه اندکی به نهادهای مدنی و گروه های حاضر در این کشور داشته است و همین مدیریت نامتوازن فرایند دولت سازی در این کشور باعث شده که در حال حاضر دست بالا را گروه طالبان داشته باشد. البته این به نفع آمریکا نیست. طالبان با حضور آمریکا در افغانستان به شدت مخالف است. در آینده نه چندان دور، آمریکا با طالبان مشکلاتی جدی را خواهد داشت.

تصویر

حضور گروه های افراطی در صفوف طالبان محل بحث و گفتگو است.

ساعد نیوز: یکی از بندهای توافق دوحه، قطع رابطه طالبان با داعش و القاعده بوده است. ولیکن برخی اخبار، از ائتلاف گروه های افراطی با طالبان حاکی است و گفته می شود که بسیاری از توفیقات میدانی طالبان در چند روز گذشته با کمک همین گروه های افراطی خصوصاً القاعده به دست آمده است. تحلیل حضرتعالی در این خصوص چیست؟

دکتر احمد بخشی: بله این موضوع یکی از بخش های مهم موافقتنامه فی مابین دو کشور است. خود طالبان هیچگونه واکنشی در این خصوص نداشته و این موضوع را تکذیب می کنند. هدف از این بند، پیشگیری از تکرار حادثه ای شبیه به 11 سپتامبر است. به طور کلی موضوع اخیر را می توان از دو منظر بررسی کرد: منظر اول این است که افغانستان وضع موجود را مد نظر قرار دهیم. از این منظر، گزارشات حاکی از وجود برخی عناصر افراطی در صفوف طالبان است فارغ از این که این افراد به صورت سیستماتیک در این صفوف جای داده شده اند یا به صورت نادانسته. طالبان اشاره ای به این موضوع ندارد. منظر دوم، دیدگاه دولت مرکزی است. دولت مرکزی اعلام کرده است که طالبان روابط اش را با گروه های افراطی قطع نکرده است و همچنان گروه های افراطی در داخل خاک افغانستان در حال جولان دادن هستند. دولت مرکزی به آمریکا می گوید که شما بیهوده به طالبان اعتماد کردید و لازم است که توافقنامه دوحه مورد بازنگری قرار گیرد. این فضا، فضای بی اعتمادی و عدم وحدت است و همین موضوع باعث تشدید خشونت ها می شود. نکته دیگر این است که حضور این گروه های افراطی در میان طالبان و جولان دادن این گروه ها نوعی چراغ سبز به گروه های افراطی حاضر در آسیای مرکزی است. اعلام حمایت وزیر کشور پاکستان از طالبان، حتی خطر افراطی گری را در خاک پاکستان بیشتر برجسته ساخت. به هر صورت هر اتفاقی در خاک افغانستان، عواقب و نتایج و تأثیراتی را در منطقه و خصوصاً در کشورهای همسایه در پی خواهد داشت.

تصویر

اجماع ملی، منطقه ای و بین المللی راه حل بحران افغانستان است. تحلیل وضعیت باید بر ارزشگذاری اولویت داشته باشد.

ساعد نیوز: مسئولان سیاست خارجی کشور در خصوص تحولات افغانستان تقریباً سکوت اختیار کرده اند و موضع روشنی در این خصوص وجود ندارد. اما گروه ها و کنشگران سیاسی هر یک مواضع متفاوتی را در این خصوص دارند. برخی از خطر گسترش خشونت و افراطی گری سخن می گویند و معتقدند طالبان همان گروهی است که در بامیان مجسمه بودا را منفجر کرد، این در حالی است که برخی دیگر، از خروج آمریکا از افغانستان و توفیقات میدانی طالبان را جشن می گیرند و می گویند طالبان عوض شده و دیگر شیعه کشی نمی کند؟ نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟

دکتر احمد بخشی: بله همین طور است. سه رویکرد نسبت به تحولات اخیر افغانستان را شاهدیم. رویکرد اول همان رویکرد رسمی دستگاه دیپلماسی کشور است که فعلاً مشخص نیست و بیشتر موضع سکوت را ترجیح داده است. البته این سکوت می تواند از منظر یک سیاست کلان منطقه ای بوده باشد. ولی با توجه به گسترش فضای مجازی در کشور و این که ما در عصر دیجیتال زندگی می کنیم؛ موضع ما باید موضع مقابل خشونت باشد. یعنی خشونت در هر صورتی باید محکوم شود.

راه حل مسأله افغانستان شکل گیری یک گفتمان واحد ملی، منطقه ای و بین المللی است که محور آن این ایده باید باشد که "راه حل مسأله افغانستان، جنگ و خشونت نیست". خشونت در هر شکلی باید محکوم شود. توضیح و توجیه در اینجا به کار ما نمی آید. تنها راه حل این مشکل این است که تمام گروه ها و احزاب حاضر در افغانستان در پای میز مذاکره و گفتگو حاضر شوند. دلیل شکست نشست دوحه همین مسأله بود که تمام گروه ها حاضر نبودند. البته آمریکا می گوید که با اطلاع دولت مرکزی افغانستان صورت گرفته است ولی این راه حل پایداری نمی تواند باشد.

متاسفانه آمریکا و کشورهای منطقه نتوانستند از فرصت به وجود آمده برای شکل دادن به یک گفتگوی جامع میان همه گروه ها استفاده کنند. این گفتگوی جامع باید قبل از خروج آمریکا از افغانستان سامان داده می شد. صلح پایدار در افغانستان فقط از طریق یک صلح مبتنی بر اجماع داخلی، منطقه ای و بین المللی به دست آمدنی است.

به عنوان یک فرد حقیقی دارم این مطلب را عرض می کنم که برخورد ارزش داورانه و هنجاری با مسأله طالبان و خشونت و جنگ نه به نفع افغانستان است نه به نفع کشورهای منطقه. ما نمی توانیم از بیرون درباره مسائل افغانستان قضاوت کنیم. قضاوت را باید به شهروندان افغان واگذار کنیم که در میدان، حس ناامنی را با تمام وجودشان درک می کنند. اساس تمام قضاوت های ما درباره مسائل افغانستان باید واقعیت های جامعه کنونی افغانستان باشد.

کسانی که در بلخ، بامیان و مزار شریف و دیگر شهرهای افغانستان زندگی می کنند، می دانند که خشونت یعنی چه؟ و حس عدم امنیت چه معنایی دارد؟ این که هر بار شما از منزلتان خارج میشوید این احساس را دارید که ممکن است واپسین دیدارتان با خانواده باشد. پیشنهاد من آن است که مسائل را ارزشی نکنیم. تحلیل وضعیت اولویت دارد. ارزش گذاری، توجیه و توضیح در این بافت کارآمدی ندارد.

جمهوری اسلامی ایران با طالبان مذاکراتی را داشته است؛ این کار هم با اطلاع دولت مرکزی افغانستان صورت گرفته است. ولی این که بیائیم بحث درباره آینده افغانستان را به قضاوت درباره خوب یا بد بودن طالبان محدود کنیم این کار درستی نیست. حذف گروه های دیگر هیچ منفعتی برای افغانستان ندارد و راهی به صلح پایدار نمی گشاید. درک بیناذهنی از جامعه افغان، اجماع ملی، منطقه ای و بین المللی و حضور تمام گروه ها و مذاهب در مذاکرات جامع صلح در افغانستان می تواند زمینه آبادانی و صلح در این کشور باشد. این صلح و آبادانی می تواند برای افغانستان ارزش افزوده و رفاه ایجاد کند و در عین حال، امنیت منطقه را نیز تأمین کند.


دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/