ساعدنیوز
ساعدنیوز

چشم اندازهای علوم مهندسی در ایران

  سه شنبه، 05 اسفند 1399   کد خبر 137961
دکتر محمدرضا ذاکرزاده : چشم اندازهای علوم مهندسی در ایران
امروز پنجم اسفند ماه روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی حکیم و ریاضی دان شهیر ایرانی و تجلیل از مقام مهندس در کشور است. مهندسان از عناصر مهم و حیاتی پیشرفت کشور در عرصه صنعت هستند. مهندسان بنیانگذاران دنیای جدید هستند و حضور آنها در زندگی امروزی، حضوری دائم و فراگیر است.

دانشمندان ایرانی در طول تاریخ نقش بی بدیلی را در پیشرفت دانش های بشری ایفا کرده اند. آسمان پرستاره علم به نور وجود نام های بزرگ دانشمندان ایرانی مزین است. رویکرد جامع این حکما و دانشمندان و توجه همزمان به ساحت جسم و جان از ویژگی های اساسی سنت فکری ایرانی-اسلامی است. در طول تاریخ، کم نبوده اند، متفکران و حکمای ایرانی که نه تنها در عرصه علوم ریاضی و علوم دقیقه سرآمد دوران خودشان بوده اند بلکه در عین حال، در عرصه روح و جان نیز شهسواری بلامنازع بودند و جزو حکما و عرفای زمان خودشان محسوب می شدند. این جامعیت، یکی از ویژگی های اساسیِ جهان بینی اسلامی است و توجه تؤام به ساحت جسم و جان در روایات نبوی به کرات مورد تأکید قرار داده شده است. امروز نیز بحران های عظیم انسانی در دنیای تکنولوژیک مدرن، اهمیت این نکته اساسی را بیش از پیش نمایان ساخته است. مباحث اخلاق تکنولوژی نشان می دهد که داشتن تکنولوژی های مدرن و پیشرفته همیشه به معنای سعادت بشری و رهایی انسان نیست بلکه این تکنولوژی و توانایی های مدرن صنعتی می تواند زمین را به جهنمی برای آدمیان تبدیل کند. تنها راه برونرفت از این بن بست و بحران، رشد توأمان جسم و جان کسانی است که رهبری فکری و تکنولوژیکی و صنعتی دنیا را در دست دارند. خلق تکنولوژی های مدرن باید در راستای بهبود وضعیت تمام انسان ها بر روی کره أرض باشد و دغدغه های اخلاقی باید به صورت کامل مد نظر قرار گیرند. خواجه نصیرالدین طوسی یکی از سرشناس ترین شخصیت های تاریخ اسلامی است. علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد دایی اش آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته آوازه یافت. وی در زمان حمله مغول به ایران در پیش ناصرالدین، محتشم قهستان، به کارهای علمی خویش مشغول شد. در همین زمان اخلاق ناصری را نوشت. پس از مدتی به نزد اسماعیلیان در دژ الموت نقل مکان کرد. پس از یورش هلاکوی مغول و پایان یافتن فرمانروایی اسماعیلیان(۶۳۵ ه‍.خ) هلاکو نصیرالدین را مشاور و وزیر خود ساخت، تا جایی که هلاکو را در تازش به بغداد و سرنگونی عباسیان یاری داد. خواجه نصیرالدین طوسی «زیج ایلخانی» را از روی رصدهای انجام شده در رصدخانهٔ مراغه تدوین کرده است. زیج ایلخانی سده ها از اعتبار خاصی در بسیاری از سرزمین های آن زمان -از جمله در چین- برخوردار بوده است و در سال ۱۳۵۶ میلادی (۳۰۰ سال پس از مرگ طوسی) ترجمه و در اروپا منتشر شد. قدیمی ترین نسخهٔ این زیج در کتابخانهٔ ملی پاریس نگهداری می شود. در پاسداشت مقام این متفکر بلند آوازه ایرانی و نیز مقام مهندسان ایرانی مصاحبه ای اختصاصی را با یکی از اساتید برجسته علوم مهندسی در کشور انجام داده ایم. دکتر محمدرضا ذاکرزاده دانشیار گروه مهندسی مکانیک دانشگاه تهران یکی از اساتید مبرز در زمینه علوم مهندسی در ایران است. ایشان در مصاحبه با پایگاه خبری ساعد نیوز به سؤالات ما درباره جایگاه مهندسی در جامعه و آسیب شناسی علوم مهندسی در ایران پاسخ گفته اند:

تصویر

ساعد نیوز: جایگاه مهندسی در جامعه کجاست و چه نقشی دارد و علوم مهندسی چه بخشی از دانش بشری را تشکیل میدهند؟

دکتر محمدرضا ذاکرزاده: کلمه "مهندسی" ریشه در لفظ "هندسه" دارد و به شاخه ای از علوم بشری اطلاق می شود که در آن، ما بر اساس اندازه گیری های دقیق به دنبال رفع یک نیاز عملی هستیم. به عبارت دیگر، آنجایی که ما به دقت و اندازه گیری نیاز داریم، پای مهندس به میان می آید. از دیدِ عامه مردم هم مهندس به کسی اطلاق می شود که به لحاظ فنی، دارای توانایی ها و مهارت هایی جهت انجام کارهایی خاص است. این کارها، عمدتاً تجربی و عملی هستند. در دانش بشری هم اگر بخواهیم علوم مهندسی را جانمایی کنیم، باید آن را جایی قرار دهیم، که قرار است بر اساس یافته های نوین علمی، ابزاری یا وسیله ای برای رفع نیاز بشری ساخته شود. ما یک سری علوم پایه و مبنایی داریم که کارشان گسترش دانش بشری و جابجا کردن مرزهای دانش است و خودشان را وقف تحقیق در جهت ایجاد چارچوب های مفهومی نوین برای گفتمان علمی می کنند. این یافته ها در علوم مهندسی در قالب ایده های نوآورانه به پدیده تبدیل می شود و از دل این فعالیت های مهندسی یک سری ابزارها و وسایلی متولد می شود که نیازهای بشری را برطرف می سازد.

تصویر

ساعد نیوز: چه نوع دیدگاهی منشأ شکل گیری علوم مهندسی در طول تاریخ بوده است؟

دکتر محمدرضا ذاکرزاده: اگر بخواهیم به ریشه کلمه انگلیسی engineering یعنی engine توجه کنیم، میتوانیم به نوعی در اینجا به این منشأ برسیم. کلمه engine به معنای موتور است و این موتور عمری حدود چند قرن دارد. یعنی از انقلاب صنعتی به این سو این علوم مهندسی بیشتر شروع به رشد کرده اند. به عبارت دیگر، این نگاه صنعتی است که زمینه را برای ظهور علوم مهندسی فراهم ساخته است. بشر با این رویکرد صنعتی در تلاش بوده است تا ابزارها و دستگاه هایی را بسازد که مجموعه ای از نیازهای خودش را به صورت بهتری رفع کند. وسایلی برای حمل و نقل و موارد دیگر. البته در اینجا یک نوع نگرش خاص به طبیعت و نیروهای آن نیز نهفته است. نگاه صنعتی به عنوان نگاه مسلط بر سه قرن اخیر، یک نگاه خاص به طبیعت به عنوان منبع انرژی و قدرت است. از سوی دیگر، در علوم مهندسی نوین شاهد آن هستیم که مهندسان از خود طبیعت هم برای طراحی ابزارها و وسایل جدید الهام می گیرند.

تصویر

ساعد نیوز: به لحاظ ایده پردازی در علوم مهندسی، ایران چه جایگاهی در جهان دارد؟

دکتر محمدرضا ذاکرزاده: اگر بخواهیم صادقانه این پرسش را جواب دهیم، باید بگوییم که ما جایگاه خوبی نداریم. جزو ضعیف ترین کشورها در زمینه ثبت پتنت هستیم. در حالی که کشورهایی هستند که سالانه چندین هزار یا در اردر چند ده هزار پتنت در علوم بخصوص علوم مهندسی به ثبت می رسانند، کشور ما حدود چند صد پتنت را در سال ثبت می کند. این آمار ضعیفی است. آموزش های ارائه شده در دانشگاه ها نمی تواند نیاز جامعه را پوشش دهد. ما یکی از کشورهای پیشرو در تربیت مهندس هستیم. تعداد این مهندسین هم از نیازهای ما بسیار بالاتر است. اگر بخواهیم به نسبت جمعیت حساب کنیم شاید حتی جز اولین کشورها در این زمینه باشیم. ولی تربیت نیروی انسانی در این زمینه با نیازهای ما همخوانی ندارد. به عبارت دیگر، ما بیش از ان چیزی که نیاز داریم تربیت می کنیم و در عین حال به صورتی نامتناسب این کار را میکنیم. یعنی ممکن است در جایی به نیروی انسانی شدیداً احتیاج داشته باشیم و در جای دیگر مازاد، و این خودش نشانه عدم تناسب و هماهنگی میان نهادهای آموزشی و صنعت است. به طور مثال، ما نیازسنجی نکرده ایم که ببینیم، در حوزه کشاورزی یا معادن و غیره، به چه تعداد نیروی ماهر و متخصص نیاز داریم و آنها را تربیت کنیم. هدفمان فقط پر کردن ظرفیت دانشگاه ها است و این به هیچ عنوان، رویکرد مناسبی نیست. ما در صنعت نساجی به این تعداد مهندسینی که در دانشگاه ها تربیت می کنیم واقعاً احتیاجی نداریم مگر این که بخواهیم یک انقلاب در این حوزه انجام دهیم و تحول خاصی را به وجود آوریم که با زیرساخت های موجود تقریباً محال است. در خصوص رشته مهندسی متالورژی هم همین طور است. تعداد آموزش و تربیت مهندسین بسیار با تعداد نیازهایی که داریم متفاوت است. ما نمیتوانیم ایده تولید کنیم و دلیلش هم این است که نیازسنجی نمی کنیم. از سوی دیگر، نظام آموزشی ما طوری طراحی شده است که خلاقیت را در بچه ها ایجاد نمی کند بلکه ما سعی داریم روی حفظیات کار کنیم . شما نتایج آزمون بین المللی تیمز و پرلز را مشاهده کنید که چه اندازه دانش آموزان ما در زمینه ریاضیات ضعیف عمل کرده اند. این به معنای ضعف در آموزش است. بچه ها در مدرسه برای تست زدن در کنکور آماده می شوند و به هیچ وجه روی حل مسأله و خلاقیت کار نمی کنند. ایده پردازی مستلزم مسأله داشتن است و این چیزی است که در نظام آموزشی ما اصلاً جایگاهی ندارد. ما وقتی به دانش آموز یا دانشجو مسأله نمی دهیم، چطور انتظار داریم که خلاقیت داشته باشد. به طور مثال، آب یک مسأله اساسی در کشور است. ما با خشکسالی مواجهیم. این مسأله باید برای دانشجو طرح شود و از او راه حل خواسته شود. کشور هلند به لحاظ وسعت سرزمینی شاید اندازه استان مازندران و گیلان و با همان شرایط اب و هوایی است ولی 14 برابر فروش محصولات کشاورزی کشور ما محصولات کشاورزی تولید می کند. این آمار نشان می دهد که اگر ما بخواهیم به صورت هدفمند روی منابع کشاورزی و آب کار کنیم با توجه به گستردگی و تنوع اقلیمی به قطب اول یا حداقل چند کشور اول دنیا از نظر تنوع محصولات کشاورزی تبدیل می شویم. ما یک منبع مجانی نفت داریم و این جلوی ایده پردازی و خلاقیت را گرفته است. وقتی این منبع به پایان برسد و به بن بست بخوریم طبیعتاً مسأله برای ما مطرح خواهد شد و برای رفع نیازهایمان حتماً به خلاقیت روی خواهیم آورد.

تصویر

ساعد نیوز: علوم مهندسی علیرغم ظاهر عمل گرایانه اش، در باطن، مباحث عمیق ریاضیاتی و انتزاعی دارد و هماهنگی این بُعد عملی و نظری عمیق در غرب به ایجاد تمدن نوین تکنیکی غالب در دنیا منجر شده است. چرا ما با این که در زمینه ریاضیات و مباحث نظری و انتزاعی استعدادهای قوی ای داریم، نمی توانیم این استعدادها را در ساحت عمل هم شکوفا کنیم؟

دکتر محمدرضا ذاکرزاده: در علوم مهندسی این مباحث ریاضیاتی شاید 30 درصد مباحث را تشکیل بدهد و الباقی خلاقیت و نوآوری است. در کشور انگلستان وقتی دانشجوی دکتری تحصیلاتش را در دانشگاه شروع می کند، 3 یا سال بر روی یک مسأله واحد کار می کند و برونداد علمی اش هم، راه حل هایی است که برای حل این مسأله ارائه میدهد. کار تجربی انجام می دهد و هیچ نوع درس و کورسی را نباید بگذراند. ما 2 سال از این 4 سال را صرف آموزش دروسی می کنیم که شاید اصلاً با تز دکتری دانشجو ارتباطی ندارد. این واقعاً یک آسیب جدی در این زمینه است. چون نیازسنجی نکرده ایم و مسأله نداریم، طبیعتاً نمی توانیم دانشجو را درست هدایت کنیم. وقتی منابع مالی دانشگاه از طریق دولت تأمین می شود دیگر استاد و مسئولان دانشگاه دغدغه ای برای رفتن به سمت ارتباط با صنعت ندارند تا مشکلی از صنعت را در قالب یک تز دکتری حل کنند. ولی در کشورهای اروپایی وقتی شما دانشجوی دکتری می گیرید، این استاد برای تأمین مالی دانشجو نیاز به جذب اسپانسر دارد و این یعنی تحقیق هدفمند است. تزی که استاد در اتاق اش در دانشکده برای دانشجو طراحی می کند نمی تواند منجر به حل یک مسأله شود. او فقط در بُعد تئوریک مباحثی را مطرح می کند که با واقعیتهای بیرونی و نیازهای واقعی ارتباطی ندارند. دانشگاه دولتی و مبتنی بر منابع ملی هرگز زمینه را برای نیازسنجی مهیا نمی کند. اگر ارتباط میان دانشگاه و صنعت به این نحو که عرض کردم مهیا شود بلاشک تحول ایجاد می شود. وقتی شما نیم درصد از بودجه جاری صنایع دولتی را برای پژوهش اختصاص می دهید (در صورتی که محقق شود که نمی شود) و هیچ برنامه ای برای سامان دهی هدفمند این بودجه در جهت حل مسائل کشور ندارید، این بودجه به سمت خرید کامپیوتر و میز و این حرف ها می رود و این یعنی ضایع کردن منابع داخلی. این در حالی است که در برخی کشورها سهم پژوهش، 2 درصد یا بیشتر از بودجه صنایع است و این هم به صورتی متمرکز صورت می گیرد. این در حالی است که ما با درآمد هزاران میلیاردی از نفت نمی توانیم هیچ پروژه عملی درستی را برای دانشجو تعریف کنیم و دانشجو وقت خودش را با مباحث تئوریک صرف پر می کند و به هیچ وجه به فکر حل مسأله نیست.


دیدگاه ها
  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
/
/
/
/
/
/