معرفی سریال عاشقانه

  دوشنبه، 23 فروردین 1400   زمان مطالعه 17 دقیقه
معرفی سریال عاشقانه
“عاشقانه” را منوچهر هادی سازنده کمدی 17 میلیاردی “سالوادور…” کارگردانی می کند و تهیه کنندگی آن هم برعهده مهدی گلستانه کارگردان آثاری مانند “نقطه کور” و “نازنین” است.

خلاصه داستان

قسمت 1

“رضا” و “سهیل” که شرکتی بزرگ را اداره میکنند، به مشکلات مالی برخورده اند. “حاج یونس”، پدر رضا، مردی خیر است که وضع مالی بسیار خوبی دارد. رفت و آمد های مشکوک زنی به نام “گیسو” در زندگی او، پسرش را دچار تردید و نگرانی می کند. او تصمیم می گیرد تا خود، پای این زن را از زندگی پدرش قطع کن.

قسمت 2

رضا از نوع رابطه “گیسو” و “حاج یونس” با خبر می شود و بعد از مدت ها به دیدن پدر میرود. از طرفی “پیمان” که مسابقه را باخته وارد رابطه ای جدید میشود. “پگاه” هم بدون اینکه توجهی به سرد شدن رابطه اش با “سهیل” داشته باشد، با جدیتی بیشتر از قبل، به فکر پیشرفت کاری اش است.

قسمت 3

“هدیه” برای ساخت کلیپ ازدواج اش از طریق “پیمان” به شرکت معرفی می شود. کمپانی آن ها که در ساخت تیزر تبلیغاتی تبحر دارد، به دلیل مشکلات مالی، این پروژه را می پذیرد. از طرفی «رضا»، خواهرش “گیسو” را استخدام می کند تا کاری دائمی داشته باشد. در حالی که “حاج یونس” با کار کردن “گیسو” در شرکت به شدت مخالف است، آن ها برای ساخت کلیپ عروسی به شمال می روند…

قسمت 4

دو مردی که ادعا کرده بودند مأمور هستند، “گیسو” را با خود می برند و “پیمان” را کنار جاده رها می کنند. پیمان ماجرا را برای رضا و سهیل تعریف میکند. رضا که به شدت نگران گیسو شده، برای پیدا کردن او به هر دری می زند. از طرفی “ریحانه” به رابطه رضا و گیسو مشکوک میشود…

قسمت 5

رضا به همسرش ریحانه راز خود را می گوید. سهیل و پیمان به دنبال سگ پگاه می گردند اما پاپت را پیدا نمی کنند. همین مساله باعث می شود دعوایی بزرگ بین سهیل و پگاه درگیرد؛ طوری که سهیل از ویلا بیرون رفته و برنمی گردد. ریحانه که متوجه شده هیچ ارتباط خاصی میان گیسو و همسرش نبوده، سعی می کند به او نزدیک شود. در همین حین فیلمبرداری عروسی در جریان است.

قسمت 6

«سهیل» همه را به رستوران دعوت می کند تا دعوایی که بین خود و همسرش پیش آمده بود را خاتمه دهد. از طرفی «گیسو» در خانه «رضا» با همسر «حاج یونس» روبرو شده و موقعیتی عجیب شکل می گیرد؛ موقعیتی که آبروی چند ساله «حاج یونس» را به خطر می اندازد.

قسمت 7

“سهیل” وسایلش را جمع کرده و به خانه “پیمان” می رود. “پگاه” دلیل اصلی مشکلات خود با همسرش را به “درسا” می گوید؛ مشکلی که باعث شده “پگاه” هرگز” نتواند بچه دار شود! درگیری میان “حاج یونس” و “گیسو” شدت می گیرد. در این میان “سهیل” همه را به رستوران دعوت می کند تا مساله ای مهم را اعلام کند. اما هیچ چیز آن طور که تصور می شود پیش نخواهد رفت.

قسمت 8

“هدیه” تمام اموال “محمود” را بالا کشیده و فرار می کند. “محمود” که تصور می کند “رضا” و افرادی که با آن ها در شمال بوده اند، از جای همسرش خبر دارند، به شرکت “رضا” رفته و پس از دعوا و مرافعه آن جا را ترک می کند. از طرفی “پگا ه” مهریه اش را اجرا گذاشته و قصد دارد تا “سهیل” را به زندان بیندازد!

قسمت 9

رابطه بین “گیسو” و “حاج یونس” وخیم تر شده و نقشه هایی در سر گیسو است که پدر را وادار به پرداخت پول می کند. از طرفی، “پگاه” که مشکوک است کسی از او به سهیل نزدیکتر باشد، از زبان “درسا” می شنود که سهیل با “گیسو” در ارتباط است و همین خبر، مشکلات بین آن ها را دامن می زند.

قسمت 10

“سهیل” پولی را که از “گیسو” قرض گرفته بود به او پس می دهد. از طرفی “پیمان” ردی از آن خواننده قلابی پیدا می کند و او را با “فرزاد فرزین” حقیقی رو به رو می کند. “پگاه” که نگران رابطه دوم سهیل شده، سراغ گیسو را می گیرد تا از حقیقت ماجرا با خبر شود. “حاج یونس” هم درگیری بیشتری با “رضا” پیدا می کند و اوضاع رابطه این پدر و پسر بدتر می شود.

قسمت 11

“پگاه” که تقریبا مطمئن شده که “سهیل” و “گیسو” با هم رابطه دارند، به خانه گیسو می رود و با او درگیری لفظی پیدا می کند. گیسو با حرف هایش پگاه را تحقیر می کند و پگاه هم با گلدانی او را می زند. گیسو که می خواست این زوج را با هم رو به رو کند، قبل از ضربه پگاه با سهیل تماس می گیرد اما سهیل زمانی سر می رسد که کار از کار گذشته.

قسمت 12

“پگاه” که با جدیت تمام، به دنبال گرفتن نقدی مهریه اش بود، در حضور تمام دوستانش، در شرکت “رضا”، اقدام به سوزاندن دسته های اسکناس می کند. “ریحانه”، بعد از این اتفاق، از “پیمان” خواهش می کند که ماجرای خواستگاری اش از “درسا” را به تعویق بیاندازد. اما ماجرا پیچیده تر از این حرف هاست؛ چرا که مسأله قتل در میان است.

قسمت 13

رضا که حسابی نگران گیسو است، به خانه پیمان می رود تا از او کمک بگیرد و پرینت مکالمات گیسو را در بیاورد اما با سهیل رو به رو می شود. رضا حقیقت ارتباط خودش را با گیسو، به سهیل می گوید و این مسأله سهیل را به شدت به هم می ریزد.

قسمت 14

“رضا” از ماجرای حضور “سهیل” در خانه “گیسو” مطلع شده، او را مورد مؤاخذه قرار میدهد و از ماجرای قرض دادن 110 میلیون با خبر میشود. از طرفی “پیمان”، همراه “ریحانه” و رضا، به خواستگاری “درسا” میرود اما پدر درسا آن ها را در شأن خانواده خود نمی بیند و عذرشان را میخواهد…

قسمت 15

“رضا» که متوجه شده “سهیل» در گم شدن خواهرش نقش داشته، سراغ “پگاه» می رود. بعد از کلی پنهان کاری، دست سهیل و پگاه برای رضا رو می شود. سهیل، با اصرار رضا، او را به محل دفن “گیسو» می برد تا جسد خواهرش را ببیند اما چیزی پیدا نمی کنند.

قسمت 16

“پگاه» و “درسا” با هم اختلاف پیدا کرده اند و پگاه سعی می کند رابطه پیمان و درسا را اصلاح کند اما رفتار او اوضاع را بیشتر از قبل خراب می کند. از طرفی رضا که سهیل را مجبور کرده او را به محل دفن گیسو ببرد، وقتی نمی تواند جسد را پیدا کند با او درگیر می شود.

قسمت 17

رضا تمام تلاش خود را میکند تا پرونده های حاج یونس را که گیسو بابت آن ها از او اخاذی میکرد، پیدا کند. او در این جستجو متوجه بی گناهی پدرش می شود و کسی را که برای حاج یونس پاپوش درست کرده پیدا میکند…

نکاتی درباره فیلم

منوچهر هادی با ساخت هفده قسمت توانست سریالی بسازد که صرفا مخاطب پسند باشد، دلیل واضحی هم دارد چرا که موقعیت و فضای عاشقانه و بهره گیری از جایگاه اجتماعی شخصیت ها در سریال ملموس بوده و نوع زندگی آدم ها بر اساس بافت شخصیتی شان مطابقِ جامعه درست ترسیم شده است، البته این ترسیم جایگاهی برای یک بخش از موقعیت اجتماعی است و به زبان عامیانه اش آدم های مرفه و بی دردی که دغدغه ی اجتماعی شان تا حدودی با دیگران متفاوت است ، تا قسمت هشت یا نه منوچهر هادی می کوشد جایگاه اجتماعی شخصیت ها و نوع ارتباط آن ها را به تماشاگر نشان بدهد، اساسا بافت و لایه های زیرین عاشقانه ترکیبی از یک زندگی تین ایجرپسند و اتفاق هایی که در سریال دیده می شود حاکی از یک زندگی آرمان خواهانه ست که تبدیل به یک بحران می شود ، اما در وهله ی نخست نوع ارتباط ها درعاشقانه اولویت دارد اینکه شخصیت ها در برخورد با بحران چه واکنشی را از خود نشان می دهند؟ مثل رابطه ی پگاه و سهیل که چرخه ی درام را به حرکت درمی آورند در همان قسمت های ابتدایی نوع ارتباط دیالوگی میان پگاه و سهیل برای بیننده قابل هضم نمی باشد اینکه چرا یک مرد باید گوش به فرمان همسرش باشد و از سگ خانگی محبوب زن نگه داری کند اما هادی به عنوان کارگردان می داند که باید در چه مقطعی گره افکنی کند و چگونه و از چه راهی به تماشاگر اطلاعات بدهد، به همین دلیل هادی به یک گره افکنی بسنده نمی کند و فضای سریال را به واسطه ی شخصیت های دیگر گسترده می کند آدم های دیگر مثل رضا و ریحانه یا پیمان و درسا و گیسو که مهم ترین شخصیت عاشقانه هستند ابعاد قصه را گسترش می دهند، هادی با ورود گیسو به قصه فضای شک برانگیزی را به سریال اضافه می کند و همین باعث گره افکنی مرکزی می شود و دیگر اتفاقات به گره ی اصلی وصل می شوند. از سکانس ویلا و گم شدن آن سگ و مشاجره ی سهیل با پگاه و از طرفی دیگر شک ریحانه به گیسو و نقشه ی پیمان و درسا قصه را هدف دار می کند و مختصات درام با شکلی متقاعد کننده یی شکل می گیرد، هادی یک زندگی آرام و مرفه را به چالش می کشاند و آرامش آدم های قصه از بین می رود؛ بر خلاف همیشه در سریال سازی، عاشقانه یک نکته ی مهم دارد آن هم فیلمنامه ی کامل و چیدمان آدم ها با شکل منطقی قصه است ، فرزاد فرزینِ تقلبی و هدیه که قصد تلکه کردن محمود را داشته اند به روند جذابیت فضای قصه کمک می کنند ، هادی با شخصیت پیمان که از نظر تیپ و اخلاق نماینده ی جوان امروز است با کارها و تکه پرانی های به موقع فضای سریال را از جدیت خارج می کند حالا که سریال به پایان رسیده است اگر به شکل و ساختار عاشقانه دقت کنید درک خواهید کرد که هر کدام از شخصیت های این سریال نمود خارجی دارند و هر کدام نماینده ی یک قشر خاص هستند اما منظور از قشر خاص طبقه ی اجتماعی نمی باشد چرا که آدم های عاشقانه در یک قالب و چارچوب قرار گرفته اند اما نوع و مدل زندگی شان با یکدیگر تفاوت دارد، در خانه ی شیک و مدرن پگاه و سهیل از وسایل های خاص و رنگ های هارمونیک استفاده شده است که این به دلیل شرایط اجتماعی پگاه به عنوان پزشک و میزان مرفه بودن خانواده اش تدارک دیده شده در موازات آن خانه ی رضا و ریحانه به میزان سطح توقع شان از زندگی و بی نیازی از موقعیت مالی خانواده و مقاومت در برابر سختی های زندگی ترسیم شده، همه ی عناصر و ساختار کلی سریال عاشقانه حاصل نگاه تیپیکال هادی به آدم های یک جامعه است، هر چند در نگاه کلی به شکل زندگی این آدم ها شاید یک حس حسادت به مخاطب منتقل شود اما هادی سعی کرده با چیدمان اتفاقات و بحران های در هم تنیده شده این آرامش را برهم بزند و به بیننده بگوید که قشر مرفه جامعه هم دغدغه ها و بحران های یکسانی نسبت به دیگر قشرها دارد اما روش مواجه شدن با بحران ها متفاوت است. در این سریال به نوعی عشق در لایه های زیرین قرار گرفته به طوری که هادی ترجیح داده تا عشق را در قالب امروزی تر به بیننده اش منتقل کند، از آنجایی که نوع برخورد و ابراز عشق در جامعه امروز شکل عوض کرده است هادی با در نظر گرفتن ریشه های عاشقانه فارغ از تعریف سنتی اش این سریال را روایت کرده است، عشقی نهفته که در ذات هر کدام از این شخصیت ها وجود دارد اما لجاجت و غرور باعث شده تا آن عشق مهجور بماند، اساسا این عشق از پگاه و سهیل آغاز می شود، پگاه به دلیل مرگ جنین که سهیل را بانی آن می داند پرخاشگر شده و در جمع دوستانه سهیل را تحقیر می کند، اما هر چه قدر که سریال جلو تر می رود معلوم می شود که پگاه جدایی از سهیل را می پذیرد اما هنوز او را دوست دارد ولی غرور یا کینه جلوی ابراز عشق او را می گیرد رضا هم برخلاف رضایت پدرش با ریحانه ازدواج کرده و در زمانی که ریحانه سرطان داشته او را ترک نکرده، سریال عاشقانه نوع عشق ورزی در جامعه ی امروزی را به درستی نشان می دهد حتی نوع رابطه ی پیمان و درسا که با صوری بودن در ازای گرفتن مبلغی پول شکل می گیرد اما به مرور زمان تبدیل به یک عشق و ازدواج می شود که البته به دلیل مختصات شخصیتی پیمان بعید می رسد که آن عشق دوام زیادی داشته باشد.

نکته ی مهم در سریال های شبکه خانگی این است که بعد از چند قسمت قصه کم می آورد اما در عاشقانه قصه کم نمی آورد و می تواند با خرده اتفاقات به خصوص با حضور شخصیت پیمان بیننده را سرگرم کند اما انگار روندِ قصه کم جان می شود، این اتفاق از مرگ گیسو به بعد می افتد و سریال هر چقدر که جلوتر می رود چرخه ی درام آرام تر حرکت می کند هادی ریتم را کُند می کند و چند کلیپ نمایشی با صدای فرزاد فرزین و فریدون آسرایی در سریال می گنجاند تا بتواند به آدم های دیگر مثل هدیه یا پیمان و درسا هم برسد چارچوب اصلی عاشقانه با یک تعلیق به تکامل می رسد و حالا بعد از گره افکنی های مختلف باید قصه به یک ثبات منطقی برسد اما به چه شکلی ؟ در قسمت آخر هادی تصمیم می گیرد که گیسو زنده شود و حاج یونس به زندان برود و پرونده ی پول شویی و اختلاس و رانت خواری حاج یونس رو شود، هادی نمی خواهد با این سریال به بیننده درس اخلاق بدهد و راه درست یا نادرست را گوشزد کند اما کلیت سریال می تواند نکته های مهمی از روش زندگی را به بیننده انتقال بدهد به طوری که بیننده خودش می تواند از کلیت سریال برداشتِ اخلاقی کند.

منوچهرهادی می توانست این سریال را تا سی قسمت هم ادامه بدهد اما دوام و اندازه ی عاشقانه مطلوب به نظر می رسد چرا که در این هفده قسمت تا حدودی ابعاد و چارچوب قصه حفظ شده و هادی توانسته سریالی مخاطب پسند و البته سانتی مانتال بسازد، کلیت عاشقانه از نوع پوشش و آرایش چه در مردان و چه در زنان نشان دهنده ی جامعه ی امروز است، جامعه ی بی عشق همراه با آدم های جاه طلب که برای بدست آوردن پول و ارتقاء سطح زندگی از یکدیگر سوءاستفاده می کنند.

منوچهر هادی به درستی توانسته قصه را روایت کند و برای آن قالب و ابعاد مشخصی را انتخاب کند از سوی دیگر انتخاب بازیگر در چنین سریال هایی از مهم ترین عامل برای جذب مخاطب به حساب می آید محمدرضا گلزار توانسته به فروش این فیلم و بیشتر دیده شدنش کمک کند اما بازی گلزار در بعضی از سکانس ها کنترل نشده به نظر می رسد و هیچ رشدی در بازی او دیده نمی شود؛ حضور هومن سیدی از گلزار در این سریال چشمگیرتر است بعد از چند قسمت بیننده ها به دلیل بافت شخصیتی سیدی و تکه پرانی هایش جذب سریال می شوند، وجود کاراکتری مثل پیمان به عنوان یک جوان با شخصیتی خاکستری حال و هوای سریال را تغییرمی دهد و خشک بودن بعضی از سکانس ها را می شکند همان طور که گفته شد پیمان یک شخصیت خاکستری ست اما صادق ترین کاراکتر این سریال است اگرچه بعضی از رفتارهایش موجه به نظر نمی رسد اما پیمان در بعضی از مواقع درام را جلو می برد و کمک می کند تا گره گشایی اتفاق بی افتد، مطمئنا سیدی شخصیت پیمان را درک کرده که توانسته قالب بازی اش را درست انتخاب کند در دراماتیک ترین سکانس ها پیمان لحن کمیکی دارد که برای بیننده جذاب به نظر می رسد این شیوه در بازی باعث شده در بعضی از سکانس ها بازی پارتنر سیدی به درستی دیده نشود.

به هر حال عاشقانه با پارامترهای مشخصی بعنوان یک اثر سرگرم کننده توانست مخاطب زیادی را به خودش اختصاص بدهد وجود این سریال های سرگرم کننده که در شبکه خانگی توزیع می شوند در برابر بی کیفیت بودن سریال های صداوسیما غنیمت به حساب می آید.

مشکل سریال عاشقانه همان ایراد بزرگی است که تقریبا تمام سریال های ایرانی دارند سازنندگان نمی توانند پایان تماشاگر پسندی برای اثرشان انتخاب کنند.در پایان سریال باید باور کنیم یک گعده و گروه مافیایی بزرگ گیسو را به یک ماموریت بزرگ سیاسی – اخاذی فرستاده اند؟ اگر چنین گروهی وجود داشته، چرا مراقب عامل خود نبوده اند؟ چرا در زمانی که به نظر می رسید گیسو به قتل رسیده وارد ماجرا نشدند. گیسو چقدر دختر خوبی بوده و احساس برادری رضا در او اثر داشته است که بر خلاف موازین سازمانی اسناد محرمانه در مورد پدرش را به رضا شکیبا پس می دهد؟این قصه در نحوه پایان بندی و پیشروی درام شبیه سریال قلب یخی است که ملودراماتیک آغاز می شود و به تدریج حرف های گنده تر از دهانش زد.

به همین دلیل، سریال عاشقانه چند پایان مغشوش دارد، عروسی درسا و پیمان و سامان گرفتن شرایطی زناشویی زوج های فیلم، و ترمیم شدن یک قسمتی و لحظه ای روابط سامان و قراری میان شخصیت ها بوجود می آورد. نه چیزی به شرایط و وضعیت قسمت اول اضافه شده نه چیزی نه آن کم شده است،فقط رابطه رضا با گیسو همسر صیغه ای پدرش بهتر شده است. اگر رضا آدمیزادی رفتار می کرد، قطعا 13 قسمت کش دادن روایت ضرورتی نداشت. آیا نکته تازه ای در پایان سریال وجود دارد که هیجانی برای دیدن فصل دوم ایجاد کند که سازنندگان در یک جو گیری هنری سودای ساخت قسمت دومش را دارند.

شخصیت های فیلم

رضا، پسر یک حاجی بازاری متنفذ سیاسی است که تضاد های شخصیتی فراوانی با پدر دارد. تعقیب دخترک زیبای داستان نیز، به دستور مادر و به منظور کشف ماجرایی پنهانی از پدر است. همسر او نیز، در مقایسه با دیگر شخصیت های زن داستان، سنتی تر و اندکی مذهبی تر است. سر و شکل زندگی شان نیز ساده تر و به زندگی قشر متوسط جامعه نزدیکتر است. زنی مرموز، جوان و زیبا، مخفیانه پا به زندگی این خانواده گذاشته و اتفاقات بعدی را رقم زده است.

سهیل، نماینده قشر بسیار مرفه جامعه است. سبک زندگی آنها بسیار مدرن و جذاب و مرفه است. آپارتمانی بسیار لوکس، شغل های پر درآمد و سبک زندگی غربی از جمله جذابیت هایی است که برای زندگی این زوج با بازی محمد رضا گلزار و ساره بیات، تعریف شده است. چالش زندگی آنها، روابط بسیار سرد زناشویی است که همچنان طی دو قسمت، دلیل و زمینه آن، مشخص نیست.

پیمان، شخصیت یاغی داستان محسوب می گردد. او برادر ریحانه، زن سنتی داستان است؛ اما زندگی خود را کاملا از چهارچوب معیارهای مورد پسند اجتماع دور کرده است. خلاف های زیر پوست شهر، فرار از زندگی متعهدانه و مخفی کاری های متعدد، حتی سبک حرف زدن و لباس پوشیدن غربی ولی سنت گریز او، مایه نوعی دیگر از جذابیت های داستان است.

بازیگران

بهاره کیان افشار، پانته آ بهرام ، فرزاد فرزین، علیرضا زمانی نسب، حسین یاری، مسعود رایگان،ساره بیات، محمدرضا گلزار،حمیدرضا پگاه، هومن سیدی، سارا رسول زاده و مهناز افشار و…

دیگر عوامل

از عوامل دیگر سریال عاشقانه میتوان به نویسندگان: علیرضا کاظمی پور، سعید جلالی، مدیر تصویربرداری: محمد افسری، مدیر تولید: شهاب علی بخشی، طراح صحنه: رضا مهدی زاده، چهره پردازی: امید گل زاده، تدوین: موحد شادرو، آهنگساز: بهزاد عبدی، طراح لباس: الهام شعبانی، صدابردار: وحید دوزنده، برنامه ریز: سیدجواد حسینی، دستیار یک کارگردان: علی سخنگو، مشاور تهیه: محسن قاسمی، عکاس: سهراب ولدبیگی، دستیار اول طراح صحنه: مسعود تاروردی، دستیار کارگردان: شهاب محسن نژاد، دستیار لباس: سما ستوده ، اشاره کرد.

مشخصات فیلم

نوع فیلم : اجتماعی

سال تولید : 1395

تعداد قسمت ها : 17 پایان عاشقانه

کارگردان: منوچهر هادی


1 دیدگاه
/
/
/
/
/
/