پایان خوش قصه نوزاد رهاشده در سطل زباله

  دوشنبه، 09 خرداد 1401   کد خبر 207550
پایان خوش قصه نوزاد رهاشده در سطل زباله
این روز‌ها خبر پیدا شدن نوزادی در سطل زباله همه را شوک‌زده کرده است. «بهادر» هم چنین سرنوشتی داشت و چند سال پیش او را کنار سطل زباله در حالی پیدا کردند که موش‌ها بینی و دهان او را جویده بودند. بهادر این اقبال را داشت که «یوسف اصلانی» و همسرش «نیره سورانی» سرپرستی او را بپذیرند و برای او و ٣١ کودک یتیم معلول دیگر «بهشت امام رضا (ع)» را بنا کنند.

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز به نقل از همشهری، «نیره سورانی» خبرنگار و مدرس قرآن بود و وقتی شنید «یوسف اصلانی» با همکاری خانواده و دوستانش مرکزی برای نگهداری کودکان بی سرپرست راه انداخته، برای مصاحبه با این جوان خاص کم سن و سال به این مرکز رفت.

در آن جا با دیدن حس خوب آقا یوسف و معصومیت کودکانه بچه ها مشتاق شد به عنوان مربی قرآن در کنار ٣٠ داداش کوچولوی آقا یوسف بماند. این اشتیاق و دلبستگی خیلی زود عمیق شد و خانم مربی علاوه بر قرآن، نمایش و شعر و سرود با بچه ها کار می کرد و هر بار که آثار هنریشان در مسابقه ای مقامی برتر کسب می کرد، بچه ها طعم موفقیت و دیده شدن را در کنار او تجربه می کردند.

همکاری سورانی در این مرکز، زمینه ای را به وجود آورد که او و آقا یوسف احساس کنند هر دو از یک دریچه به زمین و آدم هایش نگاه می کنند و اگر به عنوان همسر در کنار هم قرار بگیرند، می توانند جمع خانوادگی بچه ها را تکمیل کنند. به جای نیره خانم آقا یوسف برای ازدواجشان شرط و شروط گذاشت: «من را باید همراه برادرانم بپذیری، زندگی من از خوشی و ناخوشی آن ها جدا نیست...».

اما شرط او پیش از به زبان آوردنش هم از سوی عروس خانم پذیرفته بود. عروسی داداش یوسف و خانم سورانی که دیگر بچه ها زن داداش صدایش می زدند، در جمعی خانوادگی و همراه بچه های مرکز برگزار شد.

تصویر

یک فرزند خاص

نه از تالار و یک ماه خرید عروسی خبری بود و نه از بریز و بپاش و مجلسی مجلل. عروس و داماد پیش از آن که به فکر خرید آینه و شمعدان عروسی باشند، بچه ها را نونوار کردند تا در عروسی آن ها ترگل و ورگل و خوش و خندان باشند.

از ازدواج آن ها چندان نگذشته بود که آقا یوسف شنید در بهزیستی بندرعباس کودکی به نام «بهادر» زندگی می کند که در دوران نوزادی او را سر راه گذاشته اند و گربه و موش و حیوانات موذی لب و دهان و بینی طفل معصوم را خورده اند.

آقا یوسف تصمیم گرفت بهادر را به تهران بیاورد تا شاید بتواند برای درمانش کاری انجام دهد. صورت بی لب و بینی و دهان بهادر شرایطی نداشت که بتواند در کنار بچه های دیگر مرکز زندگی کند. آقا یوسف وقتی از نوعروسش خواست که از بهادر کوچک در خانه نگهداری کنند، قبول آن برای خانم سورانی آسان نبود.

ولی وقتی چشم زن داداش به نگاه معصوم بهادر افتاد، تصمیم گرفت او را تا زمانی که بهبودی نسبی پیدا کند، کنار خود نگه دارد. وقتی زن داداش و بهادر با هم بیرون می رفتند، خانم سورانی می دید پسر کوچولوی او از نگاه های پر از تحقیر، ترحم و تعجب مردم چقدر رنج می برد و سعی می کرد با مهربانی های مادرانه اش تحمل این رنج را برای او آسان تر کند.

دلنگرانی های مادرانه

زن داداش به جای مادری که هیچ وقت در کنار بهادر نبوده، لحظه های پر از اضطراب پشت در اتاق عمل جراحی را تجربه کرد و هر روز به امید نشانه ای از بازگشت سلامتی بهادر به صورت آزرده او چشم دوخت. یک روز که بهادر همراه زن داداش به پارک رفته بود، با دیدن بچه هایی که کنار مادرانشان شاد و خوشحال مشغول خوردن بستنی بودند، از زن داداش خواست برایش بستنی بخرد تا در پناه چادر او و دور از نگاه های آزاردهنده دیگران این لذت را تجربه کند.

تصویر

آن روز این حسرت و آرزوی کوچک بهادر، آنقدر طعم تلخی در وجود زن داداش نشاند که چند سال بعد او و آقا یوسف تصمیم گرفتند تعدادی از کودکان یتیم معلول را در جمع داداش کوچولو های آقا یوسف بپذیرند. بهادر هنوز سلامتیش را کامل به دست نیاورده، ولی بعد از چند عمل جراحی سخت و سنگین حالا می تواند با لب و دهان مصنوعی خود کمی شبیه همسالانش حرف بزند، بخندد و بدون سنگینی نگاه های نامهربان، در پارک و کوچه و خیابان یک دل سیر خوراکی بخورد.

بهادر و ٣١ داداش معلول آقا یوسف در یکی از ٤ شعبه «بهشت امام رضا (ع)» زندگی می کنند. این بهشت زمینی را که داداش یوسف بنا کرده، خانه و سرپناه ١۵٠ کودک و نوجوان بی سرپرست و ١۵٠ پدربزرگ و مادربزرگ بیمار و رها شده است.

در روز هایی که بهادر میهمان خانه داداش یوسف بود، فرزندشان «مقداد» هم به دنیا آمد. مقداد حالا نوجوان شده، ولی از وقتی چشم باز کرده، پدر و مادر را دلنگران عمو های یتیم و پدربزرگ و مادربزرگ های دلشکسته اش دیده است.

پایگاه خبری ساعدنیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

31 دیدگاه
  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
بازدیدکننده
4 هفته پیش

خدا شمارو خیلی دوست داره . اون دنیا مارو شفاعت کنید .
بازدیدکننده
4 هفته پیش

واقعا احساس کوچکی میکنم در مقابل شما برای ما هم دعا کنید مثل شما بنده های واقعی برای خدای مهربونمون باشیم و در برابر مشکلات دیگران اینقدر بی‌تفاوت نباشیم
محمدزاده
4 هفته پیش

انسانی که خداوند آفریده یعنی آقا یوسف وخانمش ای کاش همه انسان باشن انوقت بهشت میاد این دنیا
ویدا
4 هفته پیش

اجرک یا ابا عبدلله
بازدیدکننده
4 هفته پیش

خدا خیرشان دهد .بهشت راخریدن دمشون گرم .هزارتالایک💖💝
مینا محمد زاده افضلی
4 هفته پیش

سلام واقعا حلالش باشه او نونی که خورد ه من دست تو میبوسم وپاهاتو میبوسم خدا حفظت کنه خدا عوضت بده انشاالله شما اون دنیا تو گرفتی از خداوند
بازدیدکننده
4 هفته پیش

سلام خداوندانشالله به اقایوسف وخانم سورانی سلامتی بده وبه ارزوهای قشنگشون برسن وازبلاهادورباشند.
ساره
4 هفته پیش

همش بنویسید پایان خوش ازفردا ملت بچه پس بندازن توکوچه خیابون ولو کنن... ی فکر راه چاره اساسی کنید...
بازدیدکننده
4 هفته پیش

دمتون گرم دست مریزاد فرشته های زمین
محیا
1 ماه پیش

خدا حفظ تون کنه . کاش ت کشور ما از این آدمها خوب زیاد بود. ای کاش
نصیر حسینوند از دزفول
1 ماه پیش

خدا عاقبتش را به خیر کند
آرتور
1 ماه پیش

پایان خوش خوشی داره
تنها
1 ماه پیش

نگاه خداوند و بهترین تقدیر ها در انتظارتان باد
بازدیدکننده
1 ماه پیش

خداحفظتون کنه الهی...خوش به حال دل پاکتون...خوش به سعادت اون بچه ها🥺🥺🥺😍😍😍
منا
1 ماه پیش

عزیزم خداحفظشون کنه 😘🤩
ستاره
1 ماه پیش

لطفاً دیگر اخبار مربوط به کودک رها شده در سطل زباله را پخش نکنید بگذارید این کودک زندگی عادی خود را داشته باشد کودک رابه صورت ناشناس به یک خانواده خوب بدید بگذارید هویت جدید داشته باشد
بازدیدکننده
1 ماه پیش

خداوند خیرشان بدهد
خانم. اسماعیلی
1 ماه پیش

خیلی. خوبه. ایشالا به. این. خانم. اقا. هر. چی. ارزو دارن. خدا. برا ورده. کنه
کیانا جوان فکر
1 ماه پیش

خدا خیرتون بدهش
بازدیدکننده
1 ماه پیش

خدا جزای خیربده بهشون کارهرکس نیست این گونه عمل کردن خوشا بحالشون الهی ازیاران امام زمان بشوند
بنده خدا
1 ماه پیش

خدا قوت ! قهرمانان واقعی شمایید ما به چنین هم وطن هایی میبالیم
مریم
1 ماه پیش

بر دست و پای این زوج بوسمه میزنم کاش توان مالی داشتم و می توانستم مقل اونها باشم
هانی
1 ماه پیش

واقعا چ انسانهایی بزرگی هستین...واقعا نمیدونم چ جمله ای بنویسم ک کلماتش لایق شماباشد.
صادق پیشداد از یزد
1 ماه پیش

فاما الیتیم فلاتقهر و اما السائل فلاتنهر آفرین و هزار آفرین و درود و سلام خدا بر بندگان خیرخواه، مهربان و نیکوکار. این داستان‌ راستان را باید به یک فیلم بس ارزشمند تبدیل کرد.
مریم
1 ماه پیش

ای مادررررر
مریم
1 ماه پیش

ای مادررررر
والیه
1 ماه پیش

من دوتا فرزند دارم ولی باز عاشق فرزند هستم خیلی دوست دارم یکی از اون بچه هارو من بزرگ کنم
بازدیدکننده
1 ماه پیش

خداخیرشون بده انشاالله
بازدیدکننده
1 ماه پیش

خداوند به این زن وشوهر پاداش دهد هم در این دنیا وهم درآخرت دست مریزاد به شما آقا یوسف وخانم سورانی 🥰😍
رضایی
1 ماه پیش

خدایاازاین داداش یوسف هاخیلی نیازداریم زیادشان کن امین
ناامید شیطان
1 ماه پیش

یک انسان واقعی به اینا میگن..خدا پاداش بهتری بهتون میده..
دیدگاه خود را ثبت نمایید
/
/
/
/
/
/
/
/