در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی چه خبر است؟ /پاسخ سیدجواد میری به اطلاعیه دکتر قبادی ریاست محترم

  دوشنبه، 13 مرداد 1399   کد خبر 94486
در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی چه خبر است؟ /پاسخ سیدجواد میری به اطلاعیه دکتر قبادی ریاست محترم
پاسخ به اطلاعیه دکتر قبادی در مورد کنفرانس خبری در باب آموزش عالی

در تاریخ 15 تیر 1399 اینجانب مصاحبه­ ای با موضوع بازخوانی موانع ساختاری در وزارت علوم (نمونه مورد مطالعه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) انجام دادم که در آن از منظر آکادمیک، ساختار آموزش عالی در ایران و نیز ساختار و مدیریت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را به عنوان بخش کوچکی از مجموعه ­ی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری ـ به این دلیل که خود عضو هیئت علمی آن هستم ـ مورد نقد و بررسی قرار دادم. ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، آقای دکتر قبادی در پاسخ به بنده، علاوه بر اقدامات ایذایی، فشار بر رسانه ­ها و فشارهای روحی دیگر (از جمله تماس با روزنامه جوان و دوتابعیتی و ضد نظام خواندن بنده و البته برادر شهید و مدافع نظام خواندن خویش) از طریق پیغام ­های تهدیدآمیز، من جمله تهدید به اقدامات حقوقی و غیره، جوابیه­ ا­ی تهیه و از طریق روابط عمومی در سایت پژوهشگاه منتشر کردند. با توجه به این­که مطالب مطرح شده در آن نامه حاوی نکاتی است که برخی از آن­ها اتهام­ آمیز یا دارای ابهام­ هایی است، لذا براساس روال و قواعد جاری در حوزه­ ی رسانه­ ها (ماده 13 قانون مطبوعات) تقاضا دارم پاسخ اینجانب نیز در سایت پژوهشگاه منتشر شود.

برخی از نکات نامه ­ی آقای دکتر قبادی و توضیحات تکمیلی اینجانب در 7 بند ذیلا جهت استحضار اعضای هیأت علمی و کارکنان پژوهشگاه و نیز افکار عمومی آورده شده است:

بند 1:

آقای دکتر قبادی در فراز­های نامه­ ی طولانی خویش در مورد بنده اظهار می­دارند:

« .... شخصی که در طول ده سال کار و به عبارت دیگر در ازای گرفتن ده سال حقوق، تنها دو طرح پژوهشی انجام داده و با پیگیری حوزه پژوهش سه طرح دیگر را نیز تحویل داده است، بدون حضور موظف در پژوهشگاه، با او مدارا شده است و همچنان بی هیچ پروایی هر وقت که بخواهد در پژوهشگاه حاضر می­شود و بدون استحقاق به او مبلغ هنگفتی تحت عنوان گرنت پرداخت می­ شود، بی­آنکه این گرنت پشتوانه پژوهشی لازم را کسب کرده باشد، و بعدا هم نتوانسته پشتوانه پژوهشی لازم را جبران نماید. این شخص مدیر یک گروه یک نفره است و بابت «مدیریت بر خود» حق مدیریت می­گیرد. شخصی که در هر انتخاباتی شرکت کرده، شکست خورده و نتوانسته در میان همکاران خود اعتباری کسب نماید... »

در خصوص متن فوق چند نکته حائز اهمیت است:

الف) بنده در طی این دوازده سال طرح های پژوهشی متعددی در پژوهشگاه انجام داده ­ام که اکثر آن­ها به صورت کتاب به سه زبان فارسی و انگلیسی و روسی به چاپ رسیده است. فهرست کارهای انجام شده هم در پژوهشکده مطالعات اجتماعی و هم در معاونت پژوهشی موجود است. لطفا دستور بدهید معاونت پژوهشی لیست طرح های اعضای هیئت علمی را (بدون دستکاری) بر اساس سال منتشر نمایند.

ب) وضعیت حضور و غیاب من در سایت پژوهشگاه ثبت شده است. بنابراین اگر ریاست محترم پژوهشگاه می­ خواهند در این زمینه راستی آزمایی کنند، لیست حضور و غیاب همه ­ی اعضای هیأت علمی پژوهشگاه (بدون دستکاری و شفاف) را منتشر نمایند تا وضعیت ساعات حضور بنده، به ویژه در قیاس با سایر اعضای هیأت علمی در پژوهشگاه بر همگان روشن شود. به عنوان مثال، همکارانی در پژوهشگاه هستند که در ماه یا سال حضور موظف ندارند ولی آقای دکتر قبادی که مدافع نظام است و با بی­تقوایی مرا ضد نظام معرفی می ­کند و در جلسه هیئت رئیسه (تاریخ 97/7/23 شماره 7/127) علیه من به همراه معاونین (دکتر ملایی و دکتر علوی پور و دکتر کریمی علوی) و مشاورین خودش به دلیل چاپ و برگزاری سمینار پرونده سازی کردند چه پاسخی به این شیوه از مدیریت خویش دارد؟

ج) در خصوص گرنت، همه­ ی مدارک بنده در معاونت پژوهشی به امضای آقای دکتر ملایی (شماره 1/30467 به تاریخ 1398/11/21 و امتیاز 338/3 معادل 58.950000 ریال از تاریخ 1392 الی 1397) موجود است. سوالی که مطرح می­شود آن است که در غیر این صورت چگونه ممکن است ریاست پژوهشگاه از محل بودجه­ ی پژوهشگاه این چنین بذل و بخشش نمایند؟ مجوز این بذل و بخشش­ ها چگونه صادر می­ شود؟

د) در باب سخن ایشان در خصوص مدیریت یک نفره­ ی گروه باید گفت گروه پژوهشی بنده و حوزه­ ی مطالعاتی­ ام جامعه­ شناسی دین است. اما اولا نام گروه جامعه شناسی دین نیست بلکه گروه پژوهشی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران است که من ده سال مدیر این گروه نبودم (آقای دکتر تنکابنی که بیش از چند دوره مدیریت پژوهشکده مطالعات اجتماعی را عهده دار هستند می­ توانند گواهی دهند که همکار محترم­مان مدیریت این گروه را داشتند و من کمتر از 2 سال است که مدیریت این گروه را به عهده گرفتم)؛ ثانیا باید از آقای دکتر قبادی پرسید چرا اجازه نمی­دهند در حوزه جامعه شناسی دین (که قرار بود در چارت جدید با این اسم طبقه بندی گردد) که از حوزه­ های بسیار مهم جامعه­ شناسی و بسیار مورد نیاز جامعه­ ی ایران است، اعضای جدید جذب شوند؟ ثالثا ایشان چرا از پژوهشکده­ های دو و سه نفره­ ی ساختگی و بدون مجوز صحبت نمی ­کنند. رابعا اطلاعاتی درباره تعداد اعضای سایر گروه­ های پژوهشی پژوهشکده­ های مختلف نیز داده شود تا معلوم شود دیگر مدیر گروه ­ها مدیریت چند نفر را بر عهده دارند. خامسا بر چه مبنایی دکتر کریمی علوی استخدام و رئیس پژوهشکده و معاون فرهنگی و مشاور دکتر قبادی شدند و طرح های ایشان در طی 6 سال به چه تعداد بوده است و معاونت پژوهشی چرا سکوت کرده است؟

هـ) در خصوص شرکت در انتخابات، لازم است ایشان و هیأت همراه منطق دموکراسی را خوب درک کنند. دموکراسی مجال مشارکت برای برگزاری انتخابات، مشارکت و تصمیم­گیری عمومی است. بنابراین در این عرصه همواره ممکن است افرادی آراء بیشتری کسب نمایند و برخی هم آراء کمتری. نکته­ ی مهمی که بنده در مصاحبه­ ها به آن اشاره کرده­ ام، دخالت­های غیرقانونی و غیراخلاقی ایشان، حوزه­ ی ریاست و مشاوران­شان در انتخابات پژوهشکده ­­هاست. نکته ­ای که در جوابیه آقای قبادی مسکوت ماند و پاسخی به آن داده نشد. به عنوان مثال هیچگاه آقای دکتر قبادی توضیح نداد که چرا فردی به نام "حقشناس" را که هیچ نسبتی با پژوهشگاه ندارد وارد انتخابات پژوهشکده مطالعات اجتماعی کرد تا سید جواد میری رای نیاورد و فضای رعب و تطمیع را بر انتخابات پژوهشگاه حاکم کرده بود. من به ایشان تذکر دادم که شما به عنوان اصلاح طلب اجازه ظهور حتی یک منتقد را در شورای پژوهشی ندادید ولی در کشور ادعای دموکراسی می­کنید!

بند2:

همان­گونه که در ابتدای متن منتشر شده توسط روابط عمومی پژوهشگاه آمده، در طی یک­سال گذشته نامه­ های مختلفی به صورت ایمیل علیه مدیریت آقای دکتر قبادی و تیم ایشان منتشر شده است. اشاره بنده در این­جا به این موضوع به دلیل تلاش آقای دکتر قبادی برای ربط دادن نامه­ های فوق با مصاحبه­ ی اینجانب است. در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است:

الف) فضای پژوهشگاه در دوران ریاست ایشان، فضای خفقان و تهدید و تطمیع بوده است. احتمالا دلیل اینکه فرد یا افرادی به دلیل چنین فضایی نامه ­های خود را بدون نام منتشر کرده ­اند، همین خفقان و تهدید حاکم بر پژوهشگاه است. در جاهای دیگر هم که ایشان مدیریت داشته­اند، سوابق چنین شیوه ­ی اعتراضی وجود دارد.

ب) اگر شما چنین اطمینانی در مورد نویسنده­ / نویسندگان نامه­ ها دارید ـ حتی پلیس فتا را درگیر این مسئله کردید ـ چرا تا به حال اقدامی در این خصوص به عمل نیاورده ­اید؟

ج) همه­ ی اعضای هیأت علمی پژوهشگاه واقف­اند که بنده تمام مطالبم را در کانال تلگرامی خویش منتشر می­کنم. حتی مطالبی را که دیگران علیه بنده نوشته ­اند، نیز در کانال خود بازنشر می­کنم. تلاش آقای دکتر قبادی برای ارتباط بنده با آن مطالب و مصاحبه ­ی بنده، صرفا فرار از مسئولیت ­پذیری و بسنده کردن موضوع به اتهامات کلی "تنش­آفرینی و هنجارشکنی" است.

د) واکنش سراسیمه و به دنبال آن تهدیدهای مختلف به صورت مستقیم و غیرمستقیم، خود حاکی از فضای بسته­ ای است که در آن هرگونه انتقادی بر مدیریت آقای دکتر قبادی هنجارشکنی تلقی می­ شود و فرد منتقد احتمالا مستحق اقدامات تهدیدآمیز و یا قطع پاره­ای از حقوق و مزایای گذشته می­ باشد.

بند3:

در خصوص هیأت محترم امنا پژوهشگاه ایشان عبارتی را مبنی بر " عدم شناخت " بنده و نیز بکار بردن تعابیر توهین ­آمیز در خصوص هیأت امنا را در نامه ­ی خود آورده ­اند که:

اولا اینجانب کاملا اعضای محترم هیأت امنا را می ­شناسم و اطلاع کامل دارم که ایشان افراد فرهیخته و شایسته­ ای هستند. منظور بنده، مسئله مشارکت و آگاه بودن اعضای هیأت علمی پژوهشگاه در خصوص تصمیم­ های مهم و سرنوشت­ سازی است که توسط نهادهای ذی­ربط اتخاذ می­شود. ثانیا اتفاقا آقای قبادی و اعضای تیم مدیریت­شان به مصوبه ­های هیأت امنا بی ­اعتنا هستند که به 2 نمونه­ ی آن اشاره می­کنم:

مصوبه هیأت امنا (1):

(به استناد بند ب ماده 20 قانون برنامه پنجم توسعه و در اجرای تبصره ماده 114 آیین نامه استخدامی اعضای هیات علمی، هیات امنا با انتصاب آقای دکتر سید محسن علوی پور عضو هیات علمی پیمانی پژوهشگاه به سمت سرپرست حوزه ریاست و روابط عمومی (پست سازمانی ستاره­دار مصوب مندرج در تشکیلات تفصیلی پژوهشگاه) از تاریخ 12/11/1394 و تخصیص فوق العاده مدیریت به ایشان، مشروط به داشتن حداقل یک سال سابقه خدمت پیمانی (غیر مشروط و طرح سربازی) و ارائه مستندات لازم مبنی بر عدم امکان انتصاب عضو هیات علمی رسمی و تامین بار مالی مورد نیاز در سقف اعتبارات تخصیصی سالانه موافقت کرد. )

دو نکته در این مصوبه حائز اهمیت است. نخست این که یک سال از مدت استخدام پیمانی آقای علوی پور گذشته باشد و دیگر این که شخص صلاحیت داری در بین اعضای هیأت علمی رسمی وجود نداشته باشد. توجه به قسمت آخر مصوبه مبنی بر عدم امکان انتصاب عضو هیأت علمی رسمی نشان می­دهد آقای دکتر قبادی بی اعتنا به مصوبه هیأت امناست. بنابراین کسی که به هیات امنا توهین کرده و مصوبه آنها را نادیده گرفته، آقای دکتر قبادی است نه بنده. بگذریم که در این مصوبه توهینی به اعضای هیـأت علمی رسمی پژوهشگاه هم دیده می ­شود که همگی آن­ها در برابر آقای دکتر علوی­ پور نادیده گرفته شده­ اند. افزون بر آن باید اشاره کرد که آقای دکتر علوی پور در مقطعی صرفا با یک قرارداد، ریاست حوزه ریاست را برعهده داشتند. نکته مهمی که آقای دکتر قبادی از آن تغافل می­کند این است که هیئت رئیسه بزرگترین پژوهشگاه علوم انسانی باید متشکل از افراد مجرب و آکاه در حوزه علوم انسانی کشور باشند ولی آقای دکتر علوی پور در سال 1391 دکترا گرفته است و در سال 1392 در بالاترین حوزه مدیریت پژوهشگاه به مدت 8 سال است قرار گرفته است. اگر نام این کار رانت نیست شما بفرمایید چیست؟

مصوبه هیأت امنا (2):

(به استناد ماده 1 قانون احکام دائمی برنامه­های توسعه کشور، بند ن ماده 7 قانون تشکیل هیأت­های امنای دانشگاه­ها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی، و در اجرای تبصره 2 ماده 4 آیین نامه استخدامی اعضای هیأت علمی و همچنین مصوبه پنجمین جلسه از دوره هفتم هیأت ممیزه پژوهشگاه مورخ 13/12/1397 هیـت امنا به صدور گواهی برجستگی علمی خاص آقای دکتر محمد امین شاهجویی به منظور معافیت از کبر سن برای ایشان در بدو استخدام به عنوان عضو هیات علمی پیمانی پژوهشگاه موافقت نمود. همچنین با توجه به سن ایشان مقرر شد درخواست تبدیل وضعیت استخدامی ایشان، صرفا در صورت ارتقای رتبه علمی مورد بررسی قرار گیرد. )

این جانب شناختی از آقای شاهجویی ندارم. اما طبق این مصوبه عیان است ایشان در حالی که کبر سن دارند، متقاضی استخدام پیمانی در پژوهشگاه هستند. پرسشی که مطرح می­شود این است که با وجود این همه جوان با استعداد، چرا باید به دنبال مصوبه هیأت امنا برای جذب افراد سفارشی بود که چند گاهی پس از ورود به پژوهشگاه بازنشسته می­شوند. پژوهشگاه در زمان تصدی ریاست آقای دکتر قبادی نمونه­ های متعددی از این موارد را تجربه کرده است ( از جمله؛ آقای دکتر کریمی ­علوی که بدون طی مراحل قانونی هم رئیس پژوهشکده شد و هم با این که دوتابعیتی بود معاون فرهنگی آقای دکتر قبادی شد و سرآخر هم مشاور ایشان شد و سپس بازنشسته شد! طی همه مراحل کمتر از 6 سال؟!!!). پرسش من این است آن افرادی را که به همین شیوه در پژوهشگاه استخدام کردید، در دوره استخدام در پژوهشگاه منشاء چه آثار پژوهشی ناب و منحصر به فردی شدند،که آن رویه هم­چنان ادامه دارد؟

بند 4:

در خصوص طرح اعتلاء تنها یک خواسته از آقای دکتر قبادی به عنوان یک عضو هیأت علمی پژوهشگاه دارم ـ که قطعا تقاضای بسیاری دیگر از اعضای هیأت علمی نیز هست ـ و آن این­که ایشان فهرستی ازطرح ­های انجام شده و مبالغ هزینه شده برای این طرح ­ها و نیز فهرست هزینه­های اجرایی صرف شده را در سایت پژوهشگاه منتشر نمایند.

بند 5:

درخواست بعدی که می­تواند یک درخواست عمومی باشد، این است که ایشان همچنین دلایل انتصاب رئیس و تیم اجرایی شورای متون ـ که اکثرا از خارج از پژوهشگاه هستند ـ میزان هزینه ­ها و خروجی ­ها و اعضای کارگروه ­ها را منتشر نمایند. و نکته دیگر این­که دلیل یا دلایل مشارکت بسیار محدود اعضای هیأت علمی پژوهشگاه در این طرح را نیز توضیح دهند.

بند 6:

انتظار این است که آقای دکتر قبادی روند جذب اعضای هیأت علمی جدید را به منظور شفاف­سازی چگونگی جذب، خصوصاً در پژوهشکده­ هایی که روند جذب در آن­ها مبهم، سوگیرانه و بحث برانگیز بوده است را به صورت تفصیلی جهت اطلاع اعضای هیأت علمی پژوهشگاه که ذی­ نفعان اصلی آن هستند، گزارش نمایند. به عنوان مثال ربط زبان عربی و مطالعات اجتماعی را برای افکار عمومی تشریح کنید لطفا!

بند 7:

همان­گونه که آقای دکتر قبادی در نامه ­ی منتشر شده در سایت پژوهشگاه به کرات گفته­ اند، اصل اول در مدیریت در قرن بیست و یکم، شفاف بودن همه­ ی حوزه­ های فعالیت است، انتظار می­رود گزارشی از روند انتصابات در پژوهشگاه، ویژگی­های مدیران منصوب شده، میزان هزینه ­ها و سهم آن از کل هزینه ­های پژوهشگاه را برای آگاهی اعضای هیأت علمی منتشر نمایند.


2 دیدگاه
  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
شمیسا
1 ماه پیش

واقعا در پژوهشگاه چه خبره!! هر دم از این باغ بری می رسد!
صمدیان
1 ماه پیش

در این مورد حق کلا با آقای دکتر میری هستش