قانون باید همه جا فصل الخطاب باشد/ تنها دشمنان ملت از کاهش اقتدار پلیس سود می برند

  شنبه، 02 مهر 1401   کد خبر 223992
قانون باید همه جا فصل الخطاب باشد/ تنها دشمنان ملت از کاهش اقتدار پلیس سود می برند
اغتشاشگران خشونت را وارد فاز جدیدی کرده اند. بعد از حادثه فوت ناگهانی مهسا امینی تمام ارکان نظام پیگیر ماجرا شدند اما ضدانقلاب هدف دیگری دارد. سلب امنیت عمومی و ضربه زدن به ارکان امنیت از جمله پلیس هدف این اغتشاشات است. ساعدنیوز در گفتگو با دکتر محمد حسن قدیری ابیانه به این موضوع پرداخته است.

افزایش اقتدار پلیس به صلاح همه است و کاهش آن به زیان امنیت و آرامش همه شهروندان. تنها دشمنان ملت از کاهش این اقتدار سود می برند.

ساعدنیوز: یکی از شهروندان در زمانی که در اختیار گشت ارشاد بوده به صورت ناگهانی فوت شده است و بعد از فوت ایشان حرکت اعتراضی در کشور شروع شده و متأسفانه این اعتراضات تبدیل به اغتشاشات شده و علاوه بر تعرض به پلیس و شهادت چندین نیروی امنیتی، به برداشتن چادر از سر زنان و تعرض به شهروندان تبدیل شده است. در عصر چهارشنبه در تبریز یک بسیجی به ضرب چاقو به شهادت رسیده است. نظر حضرتعالی درباره این رویدادها چیست؟
دکتر محمد حسن قدیری ابیانه: در رویه فعلی وقتی گشت ارشاد با یک خانم بی حجاب مواجه می شود، تذکر می دهد و اگر فرد مورد نظر پیرو تذکر گشت رعایت کرد هیچ اقدام دیگری نمی شود. اما اگر کسی مقاومت کرد و از رعایت کردن قانون حجاب سر باز زد، به مرکز هدایت می شود تا در گفتگویی توجیهی شرکت کند.
در این مرکز، یک مشاور متخصص درباره دلایل ضرورت رعایت حجاب در جامعه و آسیب های عدم رعایت قواعد پوشش اجتماعی توضیح می دهد. حداقل سود این جلسه آن است که این افراد، یک بار هم نظرات کارشناسان فرهنگی را در این خصوص می شنوند.
خانم مهسا امینی در چنین روند و در حین شرکت در این کلاس سکته کرده است.
گشت ارشاد نوعا از این جهت که چرا بجای برخورد سلبی، کار فرهنگی ایجابی نمی کند مورد نقد بوده است. ایده برگزاری این کلاس ها در راستای همان کار فرهنگی بوده است.
در روند فعلی گشت ارشاد از خانم های بی حجابی که بعد از تذکر حاضر به درست کردن حجابشان نمی شوند، کارت شناسایی گرفته شده و بعد از حضور در کلاس توجیهی، کارت شناسایی شان پس داده شده و آنها هم می روند و کسی کاری به کارشان ندارد.
در این مرکز، هیچ کس مورد ضرب و شتم قرار نمی گیرد، بلکه صرفا آموزش هایی به این افراد داده می شود تا نسبت به رعایت حجاب ملتزم باشند. دلیلی هم برای استرس در این مرکز وجود ندارد. البته من معتقدم باور هجمه و تبلیغات سنگین دشمن علیه پلیس و گشت ارشاد باعث ایجاد استرس می شود.
اما در عین حال، صحنه هایی را می بینیم که خانم هایی را با زور سوار گشت ارشاد می کنند. در این خصوص باید یادآور شد که در تمام دنیا وقتی مامور پلیس به فردی دستور می دهد که سوار ماشین پلیس شود، این دستور باید اجرا شود و این قانونی فراگیر در همه کشورها است و کسی که سرپیچی می کند، پلیس حق دارد نسبت به او اعمال زور کند. حالا یک فرد حتی فارغ از این که به درست یا به غلط قرار است به مرکز انتقال داده شود نباید از دسخور پلیس سرپیچی کند.
می گویند که چرا آن یک مأمور مرد خانمی را می گیرد و سوار ماشین می کند؟ بعضی وقت ها مقاومت به حدی است که خانم پلیس توان اقدام مؤثر را ندارد و این مقاومت خاطی در برابر دستور پلیس است که کار را خراب می کند. حالا شما می گوئید اشتباه شده است. اشتباه هر جایی توسط هر کسی می تواند رخ دهد، ولی نباید این موضوع را تعمیم دهیم.
آیا قابل قبول است که بگوئیم وقتی یک مظنون توسط پلیس دستگیر شده، خانم اون آقا حق دارد روی سقف ماشین پلیس بنشیند و از انتقال او به اداره پلیس جلوگیری کند؟ این طور که سنگ روی سنگ بند نمی شود!
در مورد مرحومه خانم امینی هم گفته شده که سه خانم را گشت ارشاد دعوت به رعایت حجاب کرده است. دو خانم دستور پلیس را گوش کرده اند و بعد هم رفته اند ولی در مورد خانم امینی باید دید که چرا به مرکز منتقل شده است. ایشان رفته خودش در ماشین نشسته بدون هیچ ضرب و شتمی؛ حتی در ماشین از اضطراب هم خبری نبوده است. اما در مرکز طبق فیلمی که وجود دارد، سکته کرده است که دلایل آن در دست بررسی است.
چند نفر در روز در ایران سکته می کنند؟ ندانسته نمی توانیم سکته کردن یک شهروند را گردن کسی بیندازیم. آنچه مستند است این است که هیچ ضرب و شتمی وجود نداشته است.
ما همه از سکته این خانم متأثر و متأسفیم. اما این تاسف به هیچ شهروندی جواز اغتشاش و ایجاد حوادث تاسف بار دیگر را نمی دهد.
حادثه باید دقیقا بررسی شود. گزارشاتی وجود دارد که سفر مرحومه امینی از هنگام خروج از منزل در کردستان تا رسیدن به تهران توسط یک نفر همراه فیلمبرداری می شده است. من نمی دانم که این گزارشات تا چه حدی درست است؟ اگر واقعیت داشته باشد، این موضوع باید به صورت جدی توسط مقامات امنیتی بررسی شود تا لایه های پنهان این حادثه مشخص شود.
از ابتدای فوت خانم امینی هم یک سری دروغ هایی در جامعه پخش شد. منافقین در این عرصه بسیار فعال هستند. پیرو آن دروغ ها اغتشاشات هم شروع شد. این افراد معترض می گویند ما ناراحتیم! کسی که ناراحت است چادر از سر زن مسلمان برمی دارد؟ پلیس می کشد؟ بسیجی را چاقو می زند؟ قرآن و مسجد و اموال مردم را آتش می زند؟ افرادی که این کارها را می کنند یقیناً وابسته به دشمن هستند و کارشان اغتشاش و بر هم زدن نظم عمومی است.
به دروغ گفتند که خانم امینی عمل نشده است در حالی که مدارک پزشکی نشان می دهد که در سال 1386 ایشان جراحی مغزی داشته اند. برخی هم در این میان آمدند.
موضع گرفتند که تذکر حجاب نباید موجب کشتن کسی شود. حداقل این افراد باید منتظر گزارش مراجع ذیصلاح بمانند و بعد اظهارنظر کنند.
به هر حال قانون باید همه جا فصل الخطاب باشد.
در مجلس قانونی تصویب می شود و موافقان و مخالفان در مجلس با همدیگر رایزنی می کنند. یکی می گوید این قانون به نفع مملکت است و یکی می گوید به ضرر مملکت است. در نهایت وقتی تصویب شد برای مخالف و موافق لازم الاجرا است. نمی شود که بگوئیم من از این قانون خوشم نمی آید پس اجرا نمی کنم! چراغ قرمز یک قانون است. شاید کسی از چراغ قرمز خوشش نمی آید، ولی این دلیل نمی شود که قانون را رعایت نکند. حتی ممکن است پلیس وقتی به شما بگوید که برای باز کردن مسیر برای یک آمبولانس، چراغ قرمز را رد کنید، اینجا دستور پلیس بالاتر از رنگ چراغ است! خود قانون چنین اجازه ای را به پلیس داده است. در همه کشورها اگر کسی دستور پلیس را اجرا نکند جریمه سنگین می شود.
افزایش اقتدار پلیس به صلاح همه است و کاهش آن به زیان امنیت و آرامش همه شهروندان. تنها دشمنان ملت از کاهش این اقتدار سود می برند. در ماجرای اخیر نیز ردپای دشمنان ملت ایران واضحتر از آن است که بتوان آن را رد کرد.
این اغتشاشات به جایی نمی رسد. ولی فرصت خوبی است برای نیروهای امنیتی برای شناسایی عوامل دشمن. معتقدم که خساراتی که به اموال عمومی زده می شود باید از جیب افراد مؤثر در گسترش ناامنی جبران شود و نه بیت المال که متعلق به همه مردم است.

واکنش برخی از این چهره های سلبریتی ناشی از اطلاعات ناقص و مخدوش و هیجانی فضای مجازی است.

ساعدنیوز: متأسفانه برخی از سلبریتی ها مردم را تشویق به خشونت و تعرض به اموال عمومی می کنند. در حالی که همین سلبریتی ها با پول بیت المال به این نقطه رسیده اند. مثل علی کریمی. با این طیف از افراد چه باید کرد؟
دکتر محمد حسن قدیری ابیانه: واکنش برخی از این چهره ها ناشی از اطلاعات ناقص و مخدوش و هیجانی فضای مجازی است. زمان به مرور حقایق بیشتری را روشن خواهد کرد و امیدوارم به زودی جو هیجانات مخرب جای خود را به منطق های سازنده و روشنگر بدهد.
در اینجا مایلم نکته ای را نیز اضافه کنم و آن اینکه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران لازم است در چنین مواقعی در کنار رأفت اسلامی از قاطعیت اسلامی هم برخوردار باشد. برخورد با کسانی که چادر از سر ناموس مردم برمی دارند؛ مأمور پلیس را آتش می زنند و می کشند؛ بسیجی را چاقو میزنند، قرآن و مسجد را به آتش می کشند باید قاطعانه باشد. رأفت لازمه رفتار نسبت به افراد عادی است و نه فردی که به عنوان مثال سابقه جنایت و تجاوز به عنف دارد.
برخورد قضایی با این افراد باید به گونه ای باشد که برای دیگر متجاوزان عبرت شود و دیگر کسی به فکر تعرض به پلیس و شکستن قانون نیفتد.
البته همیشه همه دستگاه ها باید به فکر اصلاح روش های خودشان هم باشند.
مثلا نصب دوربین روی لباس مأموران گشت ارشاد و دیگر ماموران خیلی مفید است.
حتما باید برخورد همه مسئولین از جمله پلیس در همه بخش ها اولا ثبت و ضبط شود و ثانیا در عین اقتدار، قانونمند باشد که نجات جامعه در اقتدار قانون و قانونمندی مسئولان و مردم است.

پایگاه خبری ساعدنیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه ها
  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/