رستاخیز چپگرایی در آمریکای لاتین و فرصت های پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

  پنجشنبه، 02 تیر 1401   کد خبر 210567
رستاخیز چپگرایی در آمریکای لاتین و فرصت های پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
آمریکای لاتین در حال پوست اندازی سیاسی بر علیه منافع ملی ایالات متحده آمریکا است. چپگرایان در کشورهای مختلف در آمریکای لاتین در حال به عرصه رسیدن در صحنه قدرت هستند و انتخاب گوستاوو پترو در کلمبیا رستاخیزی را در عرصه سیاسی در این منطقه رقم زده است. ساعدنیوز در گفتگو با محمد حسن قدیری ابیانه سفیر اسبق ایران در مکزیک به این موضوع پرداخته است.

در آمریکای لاتین چپ ها با گرایشات مختلف یک هدف مشترک را دنبال می کنند. آنها قبول ندارند که آمریکای لاتین حیاط خلوت ایالات متحده آمریکا باشد. سلطه آمریکا را قبول ندارند.

ساعدنیوز: ما امروز در آمریکای لاتین شاهد رستاخیز چپ گرایی هستیم. انتخاب آقای گوستاوو پترو در کلمبیا به عنوان دژ مستحکم سرمایه داری و آمریکا نماد کامل این رستاخیز است. به اعتقاد حضرتعالی، امروز شاهد احیای کدام نوع چپ در این منطقه هستیم؟ چپ ایدئولوژیک، ارزشی و کمونیستی یا چپ معتدل؟
دکتر محمد حسن قدیری ابیانه: در آمریکای لاتین، ما با طیف های مختلفی از تفکرات چپ مواجهیم. چپ ایدئولوژیک، چپ معتدل، چپ کمونیست، چپ چریکی یا چپ سیاسی. عمده تلاش این گروه های چپ، تحقق رفاه برای مردم کشورهای آمریکای لاتین است که علیرغم داشتن منابع و ثروت های طبیعی غنی با توطئه ایالات متحده آمریکا و عمالش در این کشورها مردم از فقر رنج می برند. اساساً سیاست آمریکا در آمریکای لاتین این است که کشورهای این منطقه فقیر باشند و از تولید ثروت بازمانند و نیازمند فروش منابع طبیعی شان باشند.
حتی آمریکا برای چپاول منابع طبیعی این کشورها، عواملی را در داخل کشورهای مزبور به کار می گیرد و حکومت های دست نشانده را بر سر کار می آورد. فشار بر کشورهای مستقل در این منطقه جزو سیاست های اصلی ایالات متحده در منطقه آمریکای لاتین است. به طور مثال، کشور کلمبیا بیشترین مرز را با ونزوئلا دارد و آمریکا با استفاده از دولت راست گرای این کشور از هیچ تلاشی برای ایجاد ناامنی در ونزوئلا فروگذاری نکرد. خوشبختانه امروز در کلمبیا، آقای گوستاوو پترو به ریاست جمهوری رسیده است. پترو سابقه مبارزات چریکی را در کارنامه خودش دارد. انتخاب آقای پترو به نظر من یک زلزله سیاسی در منطقه آمریکای لاتین است.
ما همزمان شاهد سه رویداد مهم بوده ایم؛ اولاً، نیروهای استقلال طلب در آمریکای لاتین قدرت گرفته اند؛ ثانیاً، ایالات متحده آمریکا از درون تضعیف شده است؛ ثالثاً، اقتصاد جهان از غرب به شرق در حال انتقال است و جهان چند قطبی در حال شکل گیری است.
بنابراین، در آمریکای لاتین چپ ها با گرایشات مختلف یک هدف مشترک را دنبال می کنند. آنها قبول ندارند که آمریکای لاتین حیاط خلوت ایالات متحده آمریکا باشد. سلطه آمریکا را قبول ندارند. در مکزیک که آقای اوبرادور ریاست جمهوری آن را در اختیار دارد، یک چپ سیاسی و معتدل است که از طریق فعالیت های پارلمانی و سیاسی افکار چپ خود را دنبال می کنند. اما در مورد کلمبیا رئیس جمهور منتخب سابقه رویارویی نظامی و مبارزات چریکی دارد و چند سال پیش با دولت حاکم به توافق رسیدند تا سلاح را بر زمین بگذارند و وارد فاز سیاسی شوند و در نهایت علیرغم فشارهای آمریکا و توطئه های عمال آمریکا، آقای پترو توانست در مبارزات انتخاباتی اخیر پیروز میدان باشد.
اما نکته ای که باید در نظر داشته باشیم این است که با انتخاب یک دولت چپ در این کشور و کشورهای دیگر منطقه آمریکای لاتین، آمریکا از توطئه دست برنخواهد داشت بلکه توطئه های خودش را ادامه خواهد داد. تلاش خواهد کرد که با ابزارهای تحریم و فشار نارضایتی را در سطح جامعه کلمبیا افزایش دهد. همان کاری که ما در ونزوئلای تحت رهبری چاوز که به اعتقاد من او را ترور بیولوژیکی کردند، رخ داد.
یک نکته دیگر، حضور پررنگ رژیم صهیونیستی در کلمبیا و در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین است. اسرائیل در ارکان مختلف حکومت کلمبیا نفوذ دارد و این یک خطر برای دولت جدید چپگرا است. به اعتقاد من، آقای پترو و دولت جدید کلمبیا مواضعی شبیه به مواضع آقای چاوز را نسبت به رژیم غاصب صهیونیستی اتخاذ خواهند کرد. من نمی دانم که الان چه کسی در کلمبیا سفیر ایران است! اما معتقدم که با تحولی که در این کشور رخ داده است ما نیاز مبرم به یک سفیر قوی و چالاک داریم تا بتواند با مقامات جدید کلمبیا ارتباط بگیرد و روابط ما با کلمبیا توسعه پیدا کند.

تصویر

امروز باید نگاه جمهوری اسلامی ایران به کلمبیا تغییر کند و از فرصت های پیش آمده استفاده لازم را بنماید. هم دولت و هم بخش خصوصی باید به فکر برنامه ریزی برای حضور در بازار کلمبیا بعد از استقرار دولت چپگرا در رأس حاکمیت این کشور باشند.

ساعدنیوز: با توجه به این که امروز در میدان اقتصادی، چین اصلی ترین رقیب آمریکا محسوب می شود، برخی تحلیلگران بر این عقیده هستند که فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری های کلان چین در منطقه آمریکای لاتین یک از پیشران های ظهور قدرتمندانه مجدد تفکرات چپ و چپ گرایی در آمریکای لاتین است. نظر حضرتعالی دراین خصوص چیست؟
دکتر محمد حسن قدیری ابیانه: چین با یک میلیارد و چند صد میلیون جمعیتِ پرکار، کم مصرف و منضبط توانسته است به قدرت اول اقتصادی دنیا تبدیل شود. علاوه بر سرمایه گذاری های کلانی که چین در ایالات متحده کرده است، حدود هزار میلیارد دلار از دولت آمریکا طلب دارد! چین در همه جای دنیا در حال سرمایه گذاری است و فقط محدود به قاره آمریکا نیست؛ در آفریقا، آسیا، در خاورمیانه و اخیراً نیز تفاهمنامه 25 ساله با ایران برای سرمایه گذاری 450 میلیارد دلاری در کشورمان به امضاء رسانده است.
چین عمده سرمایه گذاری های خودش را به بخش های زیربنایی اختصاص می دهد و به همین دلیل کشورهای مختلف از این موضوع استقبال می کنند. هزینه های اجرای پروژه ها توسط چین به مراتب از هزینه اجرای همان پروژه ها توسط شرکت های غربی پائین تر است. به همین دلیل حتی در داخل خود بلوک غرب علاقه به استفاده از ظرفیت های سرمایه گذاری چینی زیاد است.
اما ظهور چپ گرایی یا اتفاقی که در کلمبیا رخ داده است ربطی به این موضوع ندارد. در مورد کلمبیا حداقل باید گفت که این مسأله ریشه دارتر است و سابقه مبارزاتی گروه پیروز حتی به پیش از حضور چین در منطقه آمریکای لاتین بازمی گردد. البته پیروزی آقای پترو برای چینی ها دلگرم کننده بود. همان طور که ایران هم از این موضوع خوشحال است.
امروز باید نگاه جمهوری اسلامی ایران به کلمبیا تغییر کند و از فرصت های پیش آمده استفاده لازم را بنماید. هم دولت و هم بخش خصوصی باید به فکر برنامه ریزی برای حضور در بازار کلمبیا بعد از استقرار دولت چپگرا در رأس حاکمیت این کشور باشند. حتماً فرصت های زیادی برای ما در کلمبیا وجود دارد.
ساعدنیوز: در اکوادور بومیان این کشور بر علیه دولت مرکزی شورش کرده اند و برخی خبرگزاری ها از سقوط چندین شهر و مشخصاً افتادن کنترل شهر آمازون به دست بومیان معترض خبر می دهند. تحلیل حضرتعالی از این موضوع چیست؟
دکتر محمد حسن قدیری ابیانه: آنچه در اکوادور رخ می دهد به اعتقاد من، پس لرزه انتخاب آقای پترو در کلمبیا است. این رویداد مهم سیاسی حیات دوباره به مبارزین در آمریکای لاتین داده است. اکوادور زمانی دارای یک دولت چپگرا بود که با توطئه آمریکا ساقط شد و دولت راست گرا جایگزین آن شد. اتفاقی که در اکوادور رخ می دهد می تواند در کشورهای آمریکای مرکزی که کشورهای کوچکتری هستند هم رخ دهد. اما اگر یک دولت چپگرا در برزیل هم انتخاب شود ما شاهد یک زلزله سیاسی 20 ریشتری در فضای سیاسی آمریکای لاتین خواهیم بود. چرا که برزیل بزرگترین کشور قاره آمریکا است. هم به لحاظ وسعت هم به لحاظ جمعیت هم به لحاظ ثروت و منابع طبیعی. همه اینها منافع ایالات متحده آمریکا بویژه منافع نامشروع را به خطر خواهد انداخت.

پایگاه خبری ساعدنیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/
/
/