کودکی را به کودکان کار بازگردانیم!

  یکشنبه، 23 خرداد 1400   زمان مطالعه 10 دقیقه
طاهره پژوهش : کودکی را به کودکان کار بازگردانیم!
کودکان کار یکی از پدیده های اجتماعی بسیار دردآور است که نتیجه عدم لحاظ عدالت و توزیع عادلانه ثروت در جامعه و نیز عدم نظارت بر مناسبات کار و بازار است. 22 خرداد روز جهانی کودکان کار، فرصتی است برای تأمل در آینده کودکانی که کودکی شان در نتیجه عدم مداخله مؤثر نهادهای اجرایی و قانونی و حکمرانی عادلانه به یغما می رود.

بر اساس گزارش سازمان بین المللی کار، در 4 سال گذشته، جهان با رشد آمار کودکان کار مواجه بوده است. بر اساس همین گزارش، 8.4 میلیون کودک به جمعیت 152 میلیون نفری کودکان کار اضافه شده است. با گسترش پاندمی کرونا، شرایط زندگی کودکان کار بیش از پیش دشوارتر شده است و با توجه به اشتغال این کودکان در محیط های ناسالم و کمتر برخوردار، امکان ابتلای این کودکان به این بیماری بالا است. سازمان بین المللی کار اعلام کرده است که افزایش هشت و نیم میلیون نفری کودکان کار در این بازه چهارساله با توجه به روند بیست ساله گذشته که به نوعی تحت کنترل بوده، بی سابقه است. شعار سال 2021 به مناسبت روز کودکان کار این است: همین حالا به کار کودکان پایان دهیم! اما پایان دادن به این پدیده شوم اجتماعی با شعار و فرمان و آرزو عملی نیست. مناسبات دنیای مدرن و سرمایه محور بر بنیاد کار ارزان استوار است و طبیعتاً کودک ارزانترین نیروی کار موجود است و سوداگران علاقه فرآوانی به افزایش سرمایه و بهره وری دارند. همین مناسبات ناعادلانه شرایط را برای مبارزه با به کار گیری کودکان کار دشوارتر می سازد. طبق گزارش نهادهای بین المللی، نزدیک به نیمی از کودکان کار در آفریقا (72 میلیون) و تعداد قابل توجهی نیز در آسیا و اقیانوسیه (62 میلیون) زندگی میکنند. وضعیت بد اقتصادی و پاندمی کرونا در ایران، عرصه را برای کودکان کار بسیار دشوارتر ساخته است. به نظر می رسد که تنها همفزایی میان قوا و نیز همکاری با سازمانهای مردم نهاد می تواند راه حلی پایدار را برای پایان دادن به این پدیده شوم یا حداقل کاهشی کردن روند به کارگیری کودکان، ارائه دهد. برای بررسی ابعاد مختلف پدیده اجتماعی کودکان کار به سراغ خانم طاهره پژوهش مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان رفته ایم. توجه مخاطبان ساعد نیوز را به مطالعه این مصاحبه دعوت میکنیم:

تصویر

ساعدنیوز: با توجه به گزارش های سازمان بین المللی کار، تا سال 2016، آمار کودکان کار کاهشی بوده است ولی در 4 سال گذشته این روند افزایشی شده است. وضعیت در ایران چگونه است؟

طاهره پژوهش: بله تا سال 2016، روند کاهشی بوده و طبق اسناد بین المللی، بین سال های 2000 و 2016، 94 میلیون کاهش در آمار کودکان کار ثبت شده است. ولی در 4 سال گذشته باز این روند صعودی شده است و عوامل بسیاری در این موضوع دخیل هستند. متأسفانه در ایران، ما آمار جدی در این زمینه نداریم. آخرین سندی که داریم مربوط میشود به برنامه ششم توسعه که در آن، دولت متعهد شده است تا بین سالهای 1396 و 1400، 25 درصد از آمار کودکان کار را کاهش دهد. ولیکن حتی در این سند اساسی کشور هم آماری ذکر نشده است تا بر اساس آن بتوانیم کاهش 25 درصدی را پایش کنیم. این خودش نشان دهنده آن است که در این برنامه درباره کودکان کار، یک نوع شتابزدگی وجود دارد. شما برای سیاستگذاری، اول نیاز به آمار دارید تا درک درستی از وضع موجود داشته باشید، تا برنامه ریزی کنید، راه حل ارائه دهید، بازخورد راه حل ارائه شده را دریافت کنید، پایش انجام دهید و در نهایت، ماحصل اقدامات را ارزیابی کنید. آنچه امروز ما درباره کودکان کار مشاهده می کنیم، وجود شرایط دشوارتر برای کودکان کار است. 10 سال پیش، این همه ما کودک زباله گرد نداشتیم؛ در آن زمان زباله ها از درب منازل جمع آوری می شد و دیگر مخازان زباله ای به این شکل نبود که کسی بخواهد دنبال زباله در داخل آن باشد. همه این مسائل معضل کودکان کار را پیچیده تر می کند. ما با دو مسأله مواجهیم: اول کار کودک است، کودکانی که در مزارع، آبراهه ها، کارگاه های زیر 10 نفر که شامل قانون کار نمی شوند، مشغول به کار هستند؛ دوم، کودکان کار در خیابان. برنامه ها بیشتر روی حذف فیزیکی کودکان کار از خیابان ها متمرکز است. ما در سال 1384 مقاوله نامه بین المللی "محو بدترین شکل کار" را امضاء کردیم. باید از وزارت کار بخواهیم این مقاوله نامه را به صورت مؤثر به اجرا بگذارد. بچه ها نیاز به آموزش دارند. خانواده ها باید شناسایی شوند و افراد بزرگسالی که در خانواده هستند، باید مهارت های فنی را دریافت کنند تا بتوانند برای خودشان محل درآمدی داشته باشند و کودکان مجبور به کار نشوند. برخورد اصولی با پدیده اجتماعی کودکان کار، مستلزم شناساسی بسترها و ریشه ها و خشکاندن آنهاست.

تصویر

ساعدنیوز: به نظر می رسد که مسأله کار کودکان در ایران بیشتر از منظری جرم انگارانه مورد توجه قرار گرفته و صرفاً بر روی اجبار کودکان به کار توسط خانواده یا گروه های تبهکار متمرکز بوده است در حالی که این مسأله بیشتر بُعد اجتماعی دارد. به لحاظ تاریخی این نگاه ریشه در چه نوع رویکردی دارد؟

طاهره پژوهش: از نظر تاریخی، کار کودک ریشه در اقتصاد مبتنی بر کشاورزی داشته است. چون کشاورزی محل درآمد خانواده ها بوده است، کودک پسر با توجه به این که می توانست به خانواده در امور کشاورزی و در مزرعه کمک حال خانواده باشد، به عنوان یک نیروی سرمایه ای مورد توجه قرار می گرفت. کودک از این منظر به عنوان یک عامل تولید سرمایه در نظر گرفته می شد. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، وضعیت همین طور بوده است. در قرن هجدهم و بعد از انقلاب صنعتی، کودکان به دلیل انگشتان ظریفی که داشتند در کارگاه های ریسندگی به کار گرفته شدند. هزاران کودک برای کار در این کارگاه ها به خدمت گرفته شدند. کار کودک ارزان است و کودک مطیع است. این دو عامل باعث می شود که اقبال به سمت کار کودک افزایش یابد. از قرن نوزدهم که بحث آموزش و پرورش در سطح جهان مطرح شد، کودکان از موجود خرج درآر به موجود خرج تراش تبدیل شد! کودکان باید آموزش میدیدند تا در زمینه های مختلف دیگر به کار گرفته شوند. جهان صنعتی نیازمند آموزش دانشگاهی بود و به این ترتیب، بازار کار کودک کاهشی شد. اگر ما بتوانیم مثلاً به صورت مکانیزه، روی زباله ها کار کنیم، این فرایند زباله گردی از چرخه بازار حذف می شود. ولی نکته این است که ما چه اندازه بر زندگی این کودک زباله گرد احاطه داریم؟ آیا شرایط زندگی اش را می دانیم؟ باید بر اساس این شرایط برایش امکانات مالی و آموزشی فراهم کنیم و مددکار اجتماعی در اختیارش قرار دهیم تا برای یک زندگی بهتر آماده شود! منظور این است که صرفاً با حذف فیزیکی این بچه ها نمیتوانیم بگوئیم که مشکل حل شد.

ساعد نیوز: آیا ما قوانین مدونی درباره مدیریت کودکان کار در اختیار داریم؟

طاهره پژوهش: بله. یک سری قوانین مشخص در این زمینه وجود دارد. مقاوله نامه حقوق کودک که کشورمان در سال 1372 به آن پیوسته است. یا مقاوله نامه "محو کردن بدترین اشکال کار" که در سال 1384 تصویب شده است. در خود قانون کار، ذکر شده است که سن کار، از 15 سال به بعد است و بین 15 تا 18 سال، شرایط خاصی را برای کار لحاظ کرده است. بحث جرم انگاری بهره کشی از کودکان در قانون مطرح شده است. ولی نکته اینجاست که علاج این درد اجتماعی، فقط ممنوع اعلام کردن کار کودک نیست. این قانون را باید یک نفر اجرا کند. مجری قانون باید بسترهایی را که کار کودک را به وجود می آورند شناسایی کند و آنها را از بین ببرد تا کار کودک از جامعه حذف شود. این بسترها خیلی روشن هستند: فقر، حاشیه نشینی، جهل، خشونت؛ اینها مثلث شرارتی را به وجود می آورند که زمینه بهره کشی از کودکان را فراهم می کنند. همه مثل حلقه های زنجیر به همدیگر وابسته هستند. کودک باید بتواند از حقوق اساسی خودش بهره مند شود. درست است ما در زمینه منع بهره کشی از کودکان قوانین مدون داریم، ولی قانون کار کارگاه های خانگی و زیر ده نفر را از این قانون معاف کرده است. بچه هایی که دم مغازه ها کار می کنند شامل این قانون نمی شوند. الان شاهد این هستیم که پیمانکاران شهرداری کودکان را در گروه های زیر 10 نفر، برای تمیز کردن آبراهه ها به کار می برند. بازار کار کودک باید از بین رود تا پدیده کار کودک حذف شود. کار کودک ارزان است؛ کودک مطیع است و نیاز به پرداخت حق بیمه هم ندارد. در مقابل باید برای بزرگسالان فرصت های شغلی لازم فراهم آید تا اصلاً نیازی به کار کودک احساس نشود.

تصویر

ساعد نیوز: جایگاه سازمان های مردم نهاد در مبارزه با بهره کشی از کودکان کار کجاست؟ آیا حضور این سازمان ها در کنار دولت می تواند کارساز باشد؟

طاهره پژوهش: انجمن حمایت از حقوق کودکان اولین انجمنی در کشور است که به صورت جدی و مستقل در بحث کودکان کار ورود پیدا کرده است. یونیسف اولین تحقیق را درباره کودکان کار در ایران منتشر کرد. بحث کودکان کار در ایران، پیشینه طولانی دارد. اولین بار در سال 1303 والی کرمان و سیستان دستور می دهد در کارگاه های قالی بافی که کودکان بین 8 الی 12 سال کار می کنند، قوانین خاصی حاکم باشد. باید یک روز در هفته پزشک در این کارگاه ها حاضر شود و حداقل یک روز تعطیلی برای این بچه ها در نظر گرفته شود. خوب در تاریخ کشور ما بوده اند کسانی که مخالف تحصیل دخترها بودند؛ مدارس دخترانه به آتش کشیده می شد و غیره. امروز ما هر اقدامی بخواهیم بکنیم، باید به این عقبه توجه داشته باشیم. یعنی اقدامات در سایه این پیشینه تاریخی فرهنگی پیش می رود. سازمان های مردم نهاد با توجه به محدودیت منابع شان فقط می توانند به صورت محدود در این عرصه فعالیت داشته باشند مگر این که به صورت منظم توسط دولت حمایت شوند. تأسیس خانه کودک و اجرای پایلوت طرح آموزش کودکان کار نمونه ای از فعالیت های سازمان های مردم نهاد در این زمینه است. کودکان کار در این طرح که به صورت آزمایشی اجرا شد، آموزش دیدند و با کمک مددکاران اجتماعی خانه کودک، توانستند تغییری اساسی در زندگی خودشان ایجاد کنند. این یک طرح پایلوت است و ما روی 40 تا کودک کار کردیم. تعدادی از این افراد موفق شدند. مثلاً در خانه کودک ناصرخسرو بچه هایی بودند که الان در ترکیه با بورس اتحادیه اروپا پزشکی میخوانند یا یکی از بچه های افغان کودک کار، توانست اقتصاد بخواند و در ادره مالیه افغانستان مشغول شده است.

فرصت برابر باید برای تمام کودکان فراهم شود. همه کودکان باید از حقوق اساسی کودک بهره مند شوند. کودکی کردن یکی از این حقوق اساسی است. مداخله دولت در برخی موارد نتایج مثبت داشته است. در بحت اختصاص یارانه ها و شناسنامه دادن به بچه های افغان؛ یا دستور رهبری برای تحصیل کودکان افغانی در مدارس دولتی در ایران در کاهش تعداد کودکان کار تأثیر داشته است.

نکته این است که ما نباید منتظر شویم تا ساختارهای اقتصادی اصلاح شود تا وضعیت کودکان کار بهتر شود. در بسیاری موارد تلاش فقط برای حذف فیزیکی این کودکان است. باید برنامه ای برای این کودکان داشته باشیم. فرض کنید کودکی از 9 سالگی وارد بازار کار می شود و به صورت سه شیفت کار می کند. این کودک مجبور است بخشی از درآمدش را برای خانواده اش در افغانستان بفرستد. این کودک در 18 سالگی به اندازه سی سال کار کرده است. بخش عاطفی وجود این کودک در بازار گم می شود. دوست داشتن و دوست داشته شدن برای او معنایی ندارد. چون در بازار معادلات دیگری برقرار است و فقط بر اساس سود و زیان روابط تنظیم می شود. کودکی این کودک در بازار فراموش می شود. دولت موظف است تا شرایطی را فراهم کند که کودکی کودک کار به او بازگردانده شود تا شهروندان بتوانند در جامعه ای امن تر زندگی کنند!


دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/
/