ساعدنیوز
ساعدنیوز

زن قاتلی که با جسد قربانیانش کیک پخت!!

  دوشنبه، 16 فروردین 1400   زمان مطالعه 7 دقیقه
زن قاتلی که با جسد قربانیانش کیک پخت!!
ساعد نیوز : قصد داریم شما را با یک زن قاتل آشنا کنیم که با جسد قربانیانش کار های عجیبی انجام میداد

لئونا، قاتلی مخوف؛ پخت کیک با تَنِ قربانیان

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز به نقل از سیمرغ، صابون ساز مخوف کورجیو لقب قاتل سریالی ایتالیایی است که از بدن قربانیان خود، کیک و صابون درست می کرد.

فرزند یک تجاوز

امیلیا دی نلفی «مادر لئونا» یک قربانی تجاوز بود و اگر این به اندازه کافی بد نبود، او مجبور شد با فرد متجاوز ازدواج کند. لئونا در حقیقت میوه شوم همان تجاوز بود و این موضوع همواره از طرف مادرش به او یادآوری می شد. در وجود مادر لئونا تمام رنج ها و بی عدالتی ها تبدیل به تنفر از فرزندش شده بود و همان طور که همیشه به خودش هم می گفت، لئونا را یک نفرین می دانست.

دوران کودکی لئونا با سرکوب مداوم از طرف مادرش گذشت و حتی مرگ پدر لئونا و ازدواج مجدد مادرش هم شرایط را تغییر نداد. لئونا زمانی که هنوز به جوانی نرسیده بود سابقه دو بار خودکشی ناموفق داشت و حالا دیگر مطمئن بود که یک نفرین است و همیشه با خود بدشانسی به همراه خواهد داشت.
لئونا در ۲۴ سالگی برخلاف میل مادرش با مردی که بسیار پیرتر از خودش بود ازدواج کرد. مادر لئونا البته با سن شوهر او مشکلی نداشت، اما ترجیح می داد او با مردی ثروتمندتر ازدواج کند.

بدشانسی ادامه پیدا می کند

در سال ۱۹۲۱ لئونا و شوهرش به پوتنزا مهاجرت کردند، اما هنوز مدت زیادی نگذشته بود که به خاطر متهم شدن لئونا به کلاه برداری مجبور به نقل مکان دوباره شدند. آن دو این بار برای یک شروع جدید به ایالت آولینو رفتند، اما انگار لئونا واقعا بدشانسی می آورد و این بار زلزله مهیب ایرپینیا، لئونا و همسرش را مانند هزاران نفر دیگر بی خانمان کرد. لئونا و خانواده اش در نهایت به کورجیو رسیدند و در این شهر بود که همه چیز آغاز شد.
در کورجیو لئونا صاحب یک مغازه صابون فروشی شد و با داشتن شغل نیمه وقت کف بینی، لئونا و خانواده اش بالاخره می توانستند زندگی راحت تری داشته باشند. هرچند نقل مکان به کورجیو نوید آسایش می داد، اما بارداری های متوالی لئونا و البته مرگ فرزندانش همواره به او یادآوری می کرد که برای اطرافیانش بدشانسی به همراه خواهد داشت. از مجموع ۱۷ بار بارداری لئونا، تنها ۴ فرزند به بزرگسالی رسیدند و او سه بار سقط جنین را تجربه کرد و ۱۰ فرزند او در کودکی به دلایل متفاوت مردند. اگر تمام اتفاقاتی که لئونا در زندگی تجربه کرده بود برای از بین بردن سلامت روانی اش کافی نبود، در همین زمان ها او ملاقاتی عجیب با یک پیشگوی کولی داشت. زن کولی که لئونای خرافاتی کاملا به او اعتماد داشت بعد از به قول خودش خواندن آینده لئونا از کف دست هایش، چیزی به او گفت که ظاهرا لئونا را به دیوانگی سوق داد. زن کولی آینده لئونا را اینگونه پیش بینی کرد: «در کف دست راستت زندان می بینم ودر کف دست چپت، بیمارستان روانی.»

قتل ها و دستگیری

زمانیکه بنیتو موسولینی برای ادامه جنگ جهانی دوم نیاز به سرباز بیشتری پیدا کرد و شروع به سربازگیری از میان مردم کرد، لئونا شکاک و خرافاتی و پارانویید شده بود. اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد و جوزپه، پسر بزرگ و محبوب ترین فرزند لئونا، به ارتش فراخوانده شد و به خط مقدم جنگ فرستاده شد. لئونا دیگر نمی توانست دست روی دست بگذارد و منتظر بدبیاری های بیشتری باشد. در این زمان بود که لئونا تصمیمی شوم گرفت. او گمان می کرد تنها راه برای توقف روند بدشانسی ها، قربانی کردن انسان ها در پیشگاه خدایان است و به همین منظور جستجویش را برای یافتن قربانی آغاز کرد.

فاستینا ستی قربانی اول

قربانی اول لئونا، فاستینا ستی، زن میانسالی بود که هرگز ازدواج نکرده بود. لئونا به فاستینای در آرزوی ازدواج، قول یافتن همسری ایده آل داد و برای او داستان هایی از موفقیت هایش در این امر در روستا های مجاور تعریف می کرد.
لئونا آنقدر نقشش را برای جلب اعتماد فاستینا خوب بازی کرده بود که حتی فاستینا موافقت کرد نامه ای برای نزدیکانش بنویسد و به آن ها خبر دهد که همه چیز خوب است و نیازی نیست که دنبال او بگردند. در آخرین دیدار، لئونا پس از آنکه ۳۰ هزار لیر دستمزد از فاستینا گرفت، با مسموم کردن نوشیدنی فاستینا، او را بیهوش کرد. لئونا سپس همچون قاتلی خبره، بدن فاستینا را ۹ تکه کرد. لئونا تمام خون قربانی اش را کشید و پس از حرارت دادن، آن را به موادی که برای کیک پختن آماده کرده بود، اضافه کرد. لئونا درباره تکه های بدن قربانی اش در اعترافاتش در ایستگاه پلیس اینگونه ادعا کرده است: «۹ تکه بدن فاستینا را همراه ۷ کیلوگرم سود سوزآوری که برای ساخت صابون خریده بودم، به درون قابلمه ریختم و آن مخلوط را آنقدر هم زدم که به محلولی متراکم و یک دست و تیره رنگ تبدیل شد. محلول تیره رنگ را در نهایت به درون فاضلاب ریختم.»

فرانچسکا سووی قربانی دوم

فرانچسکا، قربانی دوم لئونا، همانند قربانی اول زنی میانسال بود. این بار البته لئونا با قول یافتن شغلی مناسب، همچون یک شکارچی چیره دست فرانچسکا را به دام خود کشاند. همه چیز مانند دفعه قبلی پیش رفت، از نوشتن نامه توسط قربانی گرفته تا نوشیدنی مسموم و قربانی بیهوش، البته لئونا از این قربانی تنها ۳ هزار لیر بدست آورد.

ویرجینیا کاچیوپو قربانی سوم

قربانی سوم، خواننده سابق سوپرانو، ویرجینیا کاچیوپو بود و او حتی سابقه اجرا در لااِسکالا را داشت. لئونا قربانی سوم را هم با وعده یافتن شغل مناسب فریب داد و، چون ویرجینیا از دو قربانی قبلی بسیار ثروتمندتر بود، لئونا توانست ۵۰ هزار لیر پول نقد و البته مقداری جواهرات از او بدست آورد.
روند انجام قتل و البته از بین بردن جسد، این بار هم مانند دفعات قبلی پیش رفت البته با یک تغییر صرفه جویانه و شیطانی. لئونا این بار برای محلول تیره رنگ حاصل از جوشاندن جسد قربانی به همراه سود سوزآور که دفعات قبلی دور ریخته می شد، ایده بهتری داشت. او تصمیم گرفت از این محلول صابون بسازد.
لئونا اینگونه داستان را تعریف می کند: «سرانجامِ او «ویرجینیا» هم مانند دوتای قبلی به قابلمه رسید... گوشت بدنش چرب و روشن بود، وقتی تکه ها آب شدند، به آن عطر اضافه کردم و پس از مدت زیادی جوشیدن، توانستم با کیفیت ترین صابون های عمرم را از آن بسازم. صابون ها را به همسایگان و آشنا ها فروختم و همه از آن بسیار راضی بودند. حتی کیکی که از خون ویرجینیا پختم هم بسیار خوشمزه تر و تردتر از کیک های قبلی بود. فکر می کنم ویرجینیا واقعا زن شیرینی بود.»

دستگیری

همانطور که اشاره شد قربانی سوم زن ثروتمند و شناخته شده ای بود. خواهر شوهر ویرجینیا کاچیوپو به ناپدید شدن او مشکوک شد و درخواست تحقیقات بیشتر کرد. خیلی زود، چون آخرین جایی که ویرجینیا زنده دیده شده بود، مغازه لئونا بود، لئونا به متهم ردیف اول تبدیل شد. به دلیل جنگ جهانی دوم دادگاه لئونا تا سال ۱۹۴۶ به تعویق افتاد. لئونا در ابتدا قصد نداشت با نیرو های پلیس همکاری کند و به قتل ها اعتراف نمی کرد. او سکوتش را با متهم شدن جوزپه، پسر محبوبش، به همکاری در قتل ها شکست و حاضر شد برای اثبات بی گناهی جوزپه، همه چیز را اعتراف کند.
در تمام طول دادگاه و در حین اعترافات تکان دهنده اش، لئونا به شدت آرام و مغرور به نظر می رسید. او حتی در جایی از اعترافاتش آشکار کرد که ظروفی که برای از بین بردن بدن قربانی ها استفاده می کرده را در زمان جنگ به ارتش کشورش تقدیم کرده است و از این عمل احساس غرور می کرد.
دادگاه در نهایت در حکمی آشنا برای لئونا، او را به گذراندن ۳۰ سال در زندان و ۳ سال در آسایشگاه روانی محکوم کرد.
لئونا، صابون ساز مخوف کورجیو، که شاید فقط دخترکی بدشانس بود، در نهایت در ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ در آسایشگاه روانی مخصوص مجرمان در شهر پوزولی بر اثر بیماری درگذشت.


4 دیدگاه
  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
بازدیدکننده
2 هفته پیش

دیگه صابون نمیخرم
سید
2 هفته پیش

یا حسییییییییین،😵😵
درسا
2 هفته پیش

مخم سوت کشید 🤐🤐🤐🤐
بازدید کننده
2 هفته پیش

چه وحشتناک😱😱🤯🤯
تیتر امروز   
مقامات تل آویو در تلاش برای کارشکنی و ممانعت از به ثمر نشستن برجام هستند مجلس باید ترکیب اعضای شورای قیمت گذاری محصولات استراتژیک را بررسی و اصلاح کند خروج غیر رسمی آمریکا از افغانستان آغاز شده است واعظی، اولویت نخست دولت را تامین واکسن‌های مورد نیاز از خارج عنوان کرد اصابت تعدادی راکت موشکی به پایگاه نیرو‌های آمریکایی در مجاورت فرودگاه بین المللی بغداد اختصاص تسهیلات میلیاردی به شرکت های نوپا دولت چین در واکنش به طرح مداخله جویانه پارلمان انگلیس، به مقامات لندن هشدار داد اگر بازار تعطیل می‌شود، دریافت مطالبات بانک‌ها هم باید به تعویق بیفتد کنایه تند جباری به سوشا؛ خیانت که شاخ و دم نداره اولین باری که روناک سریال «نون خ» روزه گرفت تشریح کارایی طرح تشکیل صندوق های سهام عدالت روایت بیرانوند از سبک زندگی‌ متفاوت‌اش در بلژیک پربیننده‌ترین سریال تلویزیون در هفته اول ماه رمضان ششمین محموله واکسن کرونای «اسپوتنیک‌وی» وارد کشور شد سردرگمی رژیم صهیونیستی درمورد منشأ انفجار نزدیک دیمونا
/
/
/
/
/
/