زندگی خصوصی مریم حیدرزاده و دلیل نابینا شدن و شکست عشقی

  دوشنبه، 30 دی 1398   زمان مطالعه 4 دقیقه
زندگی خصوصی مریم حیدرزاده و دلیل نابینا شدن و شکست عشقی زندگی خصوصی مریم حیدرزاده و دلیل نابینا شدن و شکست عشقی
مریم حیدرزاده متولد 29 آبان 1356 در تهران، شاعر است. فارغ التحصیل لیسانس رشته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است.

بیوگرافی مریم حیدرزاده

مریم حیدرزاده متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ در تهران است. مریم حیدرزاده شاعر و ترانه سرا، نقاش و نویسنده است که در اواخر دهه ی هفتاد شعر هایی را به سبک محاوره و با استفاده از واژگان ساده و روان نوشت که باعث شهرت وی شد.

تصویر

خانواده

پدر مریم بازنشسته ی ارتش و مادرش کارمند است. آن ها ساکن سعادت آباد تهران هستند و به خاطر نگهداری از مریم خیلی فعالیت بیرون از منزل ندارند. او دو خواهر به نام های نرگس و مرضیه دارد.

علت نابینایی مریم حیدرزاده

مریم حیدرزاده در حدود سه سال و نیمگی عمل آب مروارید روی چشمش انجام شد و با اینکه به یک چشم پزشک پروفسور مراجعه کرده اما در عمل جراحی اعصاب پشت چشمش هم قطع شد و ارتباط شبکیه با مغز از بین رفت و بینایی اش را از دست داد.

تصویر

شکست عاشقی و ترانه نفرین

ترانه نفرین محصول یک شکست عشقی وحشتناک است. مریم حیدرزاده درباره نگاه نفرت انگیزی که در این کار به معشوق داشته است بیان می گوید : این ترانه برآمده از اتفاقی کاملا شخصی بود که در سال ۷۹ برای من رخ داد و این کمترین کاری بود که بعد از یک شکست وحشتناک از دستم بر می آمد البته مهم نیست و الان خوشحالم در کتاب اخیرم هم نوشته ام که از همه کسانی که از زندگیم رفتند متشکرم چون اگر نمی رفتند آن کسی که بنا بود بیاید نمی آمد. آین ترانه با صدای محسن چاوشی که آن زمان زیرزمینی بود منتشر شد.

ازدواج

مریم حیدرزاده: خوشبختانه ازدواج نکردم و اصلا هم به ازدواج فکر نمی کنم, چون انتخاب کردن کار خیلی سختی است من زیاد ایراد می گیرم و شاید یکی از دلایلی که تا به حال ازدواج نکردم این باشد که کسی که من در تصورم هست اصلا وجود خارجی ندارد.

تصویر

مریم حیدرزاده پرسپولیسی دو آتیشه

شدیدا طرفدار پرسپولیسی هستم و پرسپولیسی ها را دوست دارم, ولی متعصب ترین آنها علی انصاریان است. علاقه ام به پرسپولیس به حدی است که در بازی های مهم من به اردوی آنها می روم . من به جز برنامه نود و بازی های پرسپولیس برنامه دیگری را از تلویزیون نگاه نمی کنم اما کارهای آقای خواجه امیری چون معمولا خوب هستند را می پسندم.

علاقه به هنر و شروع

از 3 سالگی نقاشی کردن را دوست داشته و از 4 سالگی هم گفته هایش را قافیه بندی می کرده و سعی داشته به شکل آهنگینی سخن بگوید آغاز دوران شعرگویی حیدرزاده به 8 سالگی او بر می گردد که در آن زمان اشعار کودکانه می سروده است.

ورود به تلویزیون

یکی از تهیه کنندگان قدیمی تلویزیون به نام نادر کاشانی اولین کسی بود که به توانایی قلم مریم حیدرزاده ایمان آورد و او را برای پاسخ دادن به نامه های برنامه شب های تابستان به تلویزیون آورد. پس از آن در برنامه ای دیگر به نام طراوت و به تهیه کنندگی کاشانی به عنوان مجری ظاهر شد.

تصویر

اولین کتاب

اولین مجموعه شعر مریم حیدرزاده ; پروانه ات خواهم ماند نام داشت این کتاب در سال 77 منتشر شد که گلچینی از ترانه هایی بود که حیدرزاده در تلویزیون می خواند که به همت نادر کاشانی به چاپ و نشر رسید.

علاقه مندی های مریم حیدرزاده

برعکس همه از فصل بهار بدم می آید. عاشق پاییزم اما ماه اردیبهشت را خیلی دوست دارم. گل سرخ و رنگ قرمز را دوست دارم از رنگ آبی متنفرم. از سفر کردن خوشم نمی آید مگر قصدم کره ماه باشد. خیلی احساساتی و هیجانی هستم و به عشقی که دارم خیلی حسود و انحصار طلبم و در بدترین شرایط , نوشتن آرومم می کند.

تصویر

ورزش مورد علاقه

فوتبال و اسکی ورزشهای مورد علاقه من است. شدیدا طرفدار پرسپولیسی هستم و پرسپولیسی ها را دوست دارم, از خارجی ها هم منچستر و رئال مادرید و میلان ایتالیا تیم های خوبی هستند و بازی هایشان را دنبال می کنم.

تنهایی

تنهایی را دوست دارم همان طور که می دانید اکثر شعرا عاشق تنها هستند، عاشق تنهایی ام , چون هر چیزی که خلوت آدم را به هم بزند و من را اذیت کند از آن بیزارم. تنهایی نعمت بزرگی است و اکثر شبها شعر می گویم, چون با سکوتش سازگارتر هستم.

تصویر

بهترین فیلم و هنر پیشه

بهترین فیلم من لیلا ساخته داریوش مهرجویی است. بیشتر فیلم هایی که ساخته می شود فیلم های خوبی نیستند. بازیگر های مورد علاقه ام لیلا حاتمی، علی مصفا، محمدرضا فروتن و عرب نیا هستند.

و در پایان شعری کوتاه از مریم حیدرزاده

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی


دنیای موسیقی
#پاپ #سنتی #ریمیکس
کلیک کنید
  آخرین تصاویر
چاپ تضینی مقاله ISI معتبر: کجا و چگونه؟