دکتر مرضیه پیراوی ونک : تفکر درباره هنر

  دوشنبه، 28 مهر 1399 ID  کد خبر 108221
دکتر مرضیه پیراوی ونک : تفکر درباره هنر
تفکر درباره هنر و نسبت اندیشه و کار هنری یکی از کلیدی ترین حوزه های پژوهش در فلسفه هنر است. دکتر مرضیه پیراوی ونک دانشیار دانشکده پژوهش های عالی هنر در دانشگاه هنر اصفهان در یادداشتی اختصاصی برای ساعد نیوز به کند و کاو درباره این مسأله پرداخته اند.

مطالعات ریشه ای درباب واژه هنر و پیشینه آن برای اهل فن به قدر کافی بیان شده است. در اینجا سعی بر آن است تا به نقش تفکر در ایده پردازی و شکل گیری "هنر" پرداخته شود. تحقیق مستند زبانشناختی و فرهنگی نشانگر آن است که در بنیاد تولید کار هنری، شناخت و تفکری قرار دارد که به کالبد متجسم، جان می بخشد. ارسطو در تببین ماهیت تخنه به دقت این امر را مورد تحلیل قرار میدهد خاصه در کتاب ششم اخلاق نیکوماخوس و شرح معماری.

هنرمندان کار خود را بر اساس ایده و طرحی شکل میدهند که این ایده به نحو عمیقی متاثر از پیشینه و زمینه تاریخی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی، دینی و از طرفی استعداد و نحوه نگرش هنرمند است. قرار نیست تفکر هنری از شکل تفکر ریاضی یا علم تجربی باشد بلکه نحوه ای از جهان بینی و نگرش است که میتواند به استعداد هنرمند شکل و رنگ متفاوتی ببخشد تا بتواند صورت مناسب را بر ماده نقش ببندد و دغدغه خود را با زبان اشارت و آیکون های نمادین بیان کند.

تصویر

زبان هنر، زبان سیمبلیک(نمادین) است و نمادها با معانی هم آغوش هستند، بنابراین قوام هنر و فهم آن بسته به تفکر و فهم معانی است. تکنیک و ابزار زمانی میتوانند در خدمت خلق شاهکاری هنری قرار بگیرند که طرحواره یا ایده کار، اندیشمندانه، به شکلی بیانگر و متفاوت از تکرار و تقلید نقش بسته باشد. شاید همه هنرمندان مطلع از زمینه فرهنگی و فکری دوران خود نباشند اما به نحو ناخودآگاه در آن بستر زیست میکنند و ناخودآگاه همان پس زمینه ها را به نحوی به ظهور و بروز می رسانند. تفکر فلسفی همان آراء اندیشمندان است. اندیشمندانی که پیشقراولان و نمایندگان فرهنگی یک قوم هستند. ارتباط اندیشمندان و هنرمندان همیشه به نحو بی واسطه و مستقیم نبوده است اما متفکران به عنوان بنیان گذاران تفکر فرهنگی در پس زمینه شکل گیری ایده های هنری وجود دارند.

تصویر

توجه به نسبت ها و روابطی که در شکل گیری ایده هنری مهم هستند در عین حال که بسیار مهم و راهگشا در فهم است میتواند افقی نوین را برای خلق های هنری متناسب با زمینه و زمانه کنونی فراهم آورد . دریافت و تفحصص در پیشینه ها و هسته های شکل گیری یک پدیده نه تنها به فهم مخاطب عمق میبخشد بلکه نحوه شکل گیری و ذات اندیشه ای آن را نیز هویدا می سازد . امروزه در حوزه مطالعات نظری هنر سعی می شود به پشتوانه های فکری و فلسفی هنر از وجوه مختلف پرداخته شود. البته که تمرین و پردازش ها نیاز است تا نقاط قوت و ضعف چنین تحقیق هایی به چشم بیاید. اما آسیب جدی ای در این نوع مطالعات به چشم میخورد که گاه به اجبار و فقط در جهت نمایش یک چارچوب نظری تلاش عجیبی برای چسباندن یک سبک یا گونه هنری به نظریه یا دیدگاهی فلسفی می شود که نه تنها نشانگر قوت و قدرت پشتوانه های فکری نیست که به دلیل تصنعی بودن ذهن مخاطب را به بیراهه میکشاند. تفکر فلسفی در سکوت اما بشدت عمیق پیش می رود و برای تحقیق در حوزه های بینارشته ای به جد باید به دنبال حلقه های واسط و زوایای در سایه رفته یا کمتر دیده شده بود نه اتصال بی چفت و بست هر اندیشه ای به هر کار هنری.

تصویر

امروزه پرداختن به نقش تفکر فلسفی در حوزه هنر بیشتر تابع یک مُد آکادمیک شده است و البته با این مُد پیش رفتن نه تنها جایگاه تفکر و فلسفه را در حوزه هنر تقویت نمیکند که باعث دلزدگی و انحراف فکر مخاطبان هنری می شود. شایسته تر آن است که با دقت و حوصله برای تحلیل هر کار هنری بدنبال زمینه ها و زمانه و اقتضائات متناسب با آن بود تا بتوانیم با مطالعه و فهم نیازهای بستر خود از ایده های هنری به شکلی متناسب و نوین در زمانه خود خلق کرد.

کلام آخر اینکه تمام وجوه زندگی ما اعم از حرکات، رفتار و ایده های ما بر اساس نحوه نگرش ما به هستی و جهان قوام می یابند بنابراین در هوای اندیشه، زیست میکنیم.


1 دیدگاه

  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
سارا
4 سال پیش

بسیار عالی و جالب بود.
آخرین ویدیو ها