به گزارش سرویس مجله خانواده پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز،دروغگویی در کودکان رفتاری است که تقریباً همهی والدین حداقل یکبار با آن مواجه شدهاند. شنیدن دروغ از زبان کودک میتواند احساس ناامیدی، خشم یا نگرانی دربارهی آیندهی اخلاقی او را در والدین ایجاد کند. با این حال، دروغگویی همیشه نشانهی بدرفتاری یا مشکل شخصیتی نیست. در بسیاری از موارد، این رفتار بازتابی از مرحلهی رشدی کودک، شرایط محیطی یا نحوهی تعامل بزرگسالان با اوست. درک این موضوع که «چرا کودک دروغ میگوید» نخستین گام برای اصلاح مؤثر این رفتار است.
در سنین پایین، بهویژه در کودکان پیشدبستانی، مرز میان واقعیت و خیال کاملاً شفاف نیست. تخیل فعال کودک میتواند باعث شود داستانهایی بسازد که از نظر بزرگسالان دروغ تلقی میشود، در حالی که کودک قصد فریب ندارد.
در این سن:
کودک قدرت پیشبینی پیامدها را ندارد
تخیل نقش پررنگی در تفکر دارد
درک اخلاقی هنوز شکل نگرفته است
این نوع «دروغ» بخشی طبیعی از رشد ذهنی کودک محسوب میشود.
یکی از شایعترین دلایل دروغگویی کودکان، ترس از پیامدهای منفی است. کودک زمانی که احساس کند گفتن حقیقت باعث تنبیه، تحقیر یا خشم والدین میشود، دروغ را بهعنوان راهی برای محافظت از خود انتخاب میکند.
محیطهایی که احتمال دروغگویی را افزایش میدهند:
قوانین سختگیرانه و انعطافناپذیر
واکنشهای شدید والدین به اشتباهات
تمرکز بیشازحد بر تنبیه بهجای آموزش
در چنین شرایطی، کودک یاد میگیرد که دروغ گفتن امنتر از راستگویی است.
برخی کودکان برای دیده شدن یا دریافت محبت، داستانهایی اغراقآمیز یا نادرست میسازند. این دروغها اغلب با هدف فریب نیستند، بلکه تلاشی برای مهم به نظر رسیدن یا جبران کمبود توجهاند.
نشانههای این نوع دروغگویی:
اغراق در موفقیتها
تعریف داستانهای خیالی دربارهی خود
تکرار دروغ حتی بدون ترس از تنبیه
این رفتار معمولاً در کودکانی دیده میشود که احساس نادیده گرفته شدن دارند.

کودکان بهشدت تحت تأثیر رفتار بزرگسالان قرار دارند. اگر کودک ببیند والدین یا اطرافیان:
به دیگران دروغ میگویند
حقیقت را پنهان میکنند
دروغ را توجیه میکنند
این پیام را دریافت میکند که دروغگویی رفتاری پذیرفتنی است. حتی دروغهای بهظاهر کوچک و مصلحتی بزرگسالان میتواند الگوی رفتاری کودک را شکل دهد.
گاهی کودک حقیقت را پنهان میکند چون نمیداند چگونه احساسات واقعی خود را بیان کند. دروغگویی در این حالت، جایگزینی برای بیان مستقیم خشم، ترس، حسادت یا غم است.
برای مثال:
کودک میگوید «من نبودم» بهجای گفتن «ترسیدم»
کودک داستان میسازد تا ناراحتی خود را پنهان کند
آموزش مهارتهای هیجانی میتواند این نوع دروغگویی را کاهش دهد.
کودکانی که بهطور مداوم با دیگران مقایسه میشوند یا از آنها انتظار بینقص بودن میرود، بیشتر در معرض دروغگویی هستند. دروغ برای این کودکان راهی است برای حفظ تصویر مطلوب در نظر والدین.
جملاتی مانند:
«باید همیشه بهترین باشی»
«چرا مثل فلانی نیستی؟»
میتواند کودک را به پنهانکاری و دروغ سوق دهد.
در برخی سنین، بهویژه اواخر کودکی و نوجوانی، دروغگویی میتواند تلاشی برای آزمودن مرزهای والدین و کسب استقلال باشد. کودک میخواهد ببیند تا چه حد میتواند قوانین را دور بزند یا تصمیمگیرنده باشد.
این نوع دروغگویی معمولاً:
موقتی است
با گفتوگو و تعیین مرز کاهش مییابد
دروغگویی در کودکان رفتاری چندعلتی است و نباید با برچسبزنی یا تنبیه شدید پاسخ داده شود. شناخت دلایل دروغگویی، متناسب با سن و شرایط کودک، به والدین کمک میکند تا واکنشی آگاهانه، حمایتی و اصلاحگرانه داشته باشند. ایجاد محیطی امن برای راستگویی، الگوسازی مناسب و تقویت مهارتهای ارتباطی، نقش کلیدی در کاهش دروغگویی کودکان دارد.