متن آهنگ الا کلنگ از محسن حسینی
حکایت ما شده قصه ی شیشه و سنگ حال و روزمون مث بازی الاکلنگ شب و روز ما شده برزخ آشتی و جنگ آخه چی شد اون همه حرفای خوب و قشنگ یه کاری نکن دیوونه بشم به سیم آخر بزنم یه چیزی نگو که توی دلم اسمتو ضبدر بزنم آخه با کی بگم دلواپسیمو دل وامونده ی من وانمیشه به من گفتی که دل دریا کن ای دوست دل دریا زده دریا نمیشه بازم کوتا میام اما ته دل میگم امروز گذشت ، فردا چی میشه منو نسپر به دست شک و تردید که عشق با شاید و اما نمیشه برای آدمی عاشق مث من به جز تو هیچ کسی حوا نمیشه