متن آهنگ بغض از مبین رسایی
وقتی که بودی پیش من ، اما نبودی سرجات وقتی که جای خالی منو نمیدن چشات باید میذاشتمت کنار ، باید فراموش میشدی بغض جهنمی من باید که خاموش میشدی به هر کسی فکر میکنی ، بدون که من با خبرم من از عذاب دادن تو ، هیچ لذتی نمیبرم شروع رفتن با تو بود ، من به هدف رسوندمت رفتم که راحت تر بری ، من به طرف رسوندمت رفتم که هیچکسی تو رو بعدا قضاوت نکنه رفتم که دیگه دل تو به من خیانت نکنه از چشم من تبرئه ای ، گناهتم گردن من تلاش تو نتیجه داد ، برای بد کردن من