صبح روز بیست و سوم شهریور سال گذشته، مأموران پلیس تهران با تماسی تلفنی از سوی مردی مواجه شدند که با صدایی لرزان و بغضآلود، خبر از قتل پسرش میداد. این اظهارات شوکهکننده، مأموران پلیس را بلافاصله راهی محل حادثه در منطقه افسریه تهران کرد. در آپارتمان مسکونی، صحنهای دلخراش انتظار مأموران را میکشید؛ جسد پسر جوانی به نام “ایرج” در پذیرایی افتاده بود و آثار ضربات شدید چکش بر سر او و خونریزی روی زمین و دیوارها، گویای وقوع قتلی هولناک بود. “اکبر”، پدر 55 ساله مقتول، بالای سر جسد پسرش نشسته و بیوقفه گریه میکرد. مادر مقتول نیز در کنار او، با فریادهای دلخراش، شوهرش را عامل قتل پسرشان معرفی میکرد.
با حضور بازپرس ویژه قتل و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، تحقیقات آغاز شد. “اکبر” بلافاصله به اتهام قتل بازداشت شد. او در بازجوییها با چشمان اشکبار، داستان تلخ اعتیاد پسرش را شرح داد. اکبر گفت که ایرج تا دو سال قبل زندگی آرامی داشته و مشغول به کار بوده است، اما پس از رفت و آمد با دوستان ناباب، به سمت مواد مخدر کشیده شده و تا به امروز در گرداب اعتیاد غرق شده است. وی افزود که ایرج به تریاک، شیشه و گل اعتیاد پیدا کرده بود و تلاشهای خانواده برای ترک او بینتیجه مانده بود. این اعتیاد نه تنها شغل ایرج را از او گرفته بود، بلکه با رفتارهای ناهنجار و درخواستهای مکرر پول برای تأمین مواد، آبروی خانواده را نیز برده بود.
اکبر در ادامه اظهاراتش به علاقه ایرج به دختری اشاره کرد و گفت که پسرش مدتی قبل عاشق دختری شده و اصرار داشته تا خانواده برای خواستگاری بروند. اما با توجه به وضعیت شغلی و اعتیادش، خانواده با این ازدواج مخالفت کرده بودند. این اختلاف، درگیریهای خانوادگی را تشدید کرده بود. اکبر همچنین از درگیری شب قبل از حادثه گفت که در آن، ایرج دوباره با پدر و مادرش درگیر شده و حتی جلوی مهمانها به پدرش توهین کرده بود. به گفته اکبر، این وقایع و تحمل آزار و اذیتهای مداوم پسر، انگیزه نهایی را در دل او شعلهور ساخت تا تصمیم به قتل پسرش بگیرد.
اکبر شرح داد که شب را با اضطراب سپری کرد و صبح روز بعد، زمانی که ایرج در خواب بود، چکش را برداشت. پس از چند لحظه تردید و یادآوری آزار و اذیتها و مشکلات ناشی از اعتیاد پسر، ضربات مهلکی را به سر او وارد کرد. پس از اتمام ضربات و درک عمق فاجعه، اکبر دچار پشیمانی شد. او و مادر مقتول، ساعتها بر بالین جسد پسرشان گریستند. سپس، اکبر با پلیس تماس گرفت و خود را تسلیم کرد.
متهم پس از اعترافات اولیه و بازسازی صحنه جرم، راهی زندان شد. در ادامه تحقیقات، مادر مقتول با مراجعه به دادسرای امور جنایی، اعلام گذشت کرد و شوهرش را بخشید. با این حال، قاضی رضا اعلایی، بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران، با توجه به جنبه عمومی جرم، کیفرخواست پرونده را صادر کرد. این پرونده برای رسیدگی و محاکمه متهم به یکی از شعب دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد تا متهم به زودی پای میز محاکمه برود.