به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، انتخاب آیتالله سیدعلی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی ایران پس از رحلت امام خمینی(ره)، یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی تاریخ معاصر ایران بود که بازتاب گستردهای در رسانههای جهان یافت.
رسانههای غربی نیز در نخستین روزهای این رخداد، روایتها و تحلیلهای متعددی از آن ارائه کردند که علاوه بر انعکاس خبر، حاوی چارچوببندیها و برداشتهای خاصی از ساختار سیاسی و فرآیند جانشینی در جمهوری اسلامی ایران بود.
در این گزارش، چند نمونه از گزارشهای رسانههای غربی را در روایت و بازتاب خبر انتخاب رهبر جدید بعد از رحلت امام خمینی(ره)، بررسی میکنیم.
واشنگتنپست در گزارش خود دربارهٔ انتخاب آیتالله سیدعلی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی، از همان ابتدا روایتی ارائه میدهد که با ادبیات رایج در رسانههای غربی دربارهٔ انقلاب 1357 همخوانی دارد.
این روزنامه از تعبیر «شورش اسلامی» برای توصیف رخدادهای منتهی به سرنگونی حکومت پهلوی استفاده میکند؛ واژهای که مشروعیت و سازمانیافتگی انقلاب را به یک حرکت شورشی تقلیل میدهد.
این رسانهٔ آمریکایی در ادامه با توصیف آیتالله خامنهای بهعنوان یکی از چهرههای برآمده از «شورش اسلامی» سال 1979، تلاش میکند رهبری جدید ایران را در چارچوب همان تصویری تحلیل کند که سالها از انقلاب اسلامی در افکار عمومی غرب ساخته شده است.
واشنگتنپست همچنین میکوشد انتخاب رهبر جدید را نه صرفاً یک فرآیند حقوقی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی، بلکه نتیجهٔ رقابت جناحهای قدرت معرفی کند و از آن بهعنوان پیروزی جریان موسوم به «عملگرا و میانهرو» بر نیروهای «تندرو» یاد میکند.
این روزنامه ضمن تأکید مکرر بر ادعای «جایگاه مذهبی پایینتر» آیتالله خامنهای نسبت به امام خمینی(ره)، میکوشد از همان ساعات نخست پس از انتخاب رهبر جدید، پرسشهایی دربارهٔ میزان اقتدار و نفوذ وی در ساختار سیاسی ایران مطرح کند.
در نهایت، گزارش با تأکید بر اعلام حمایت ارتش و سپاه از رهبر جدید، میکوشد انتقال قدرت در ایران را از منظر ثبات سیاسی و موازنهٔ جناحهای داخلی تحلیل کند؛ تحلیلی که بیش از آنکه بر سازوکارهای حقوقی جمهوری اسلامی متمرکز باشد، بر رقابتهای سیاسی و برداشتهای رایج در محافل غربی استوار است.

لسآنجلس تایمز نیز در گزارش خود از رحلت امام خمینی(ره) و انتخاب آیتالله سیدعلی خامنهای، تحولات ایران را بیش از آنکه یک انتقال قدرت منظم توصیف کند، در قالب «خلأ قدرت» و «نبرد جانشینی» روایت میکند؛ اگرچه این انتخاب را تصمیمی «غافلگیرکننده» دانسته است.
این روزنامه هم با تأکید بر «جایگاه مذهبی پایینتر» آیتالله خامنهای نسبت به امام خمینی(ره)، دربارهٔ میزان اقتدار رهبر جدید ابراز تردید میکند، به ادعای رقابت میان «میانهروها» و «تندروها» میپردازد و احتمال حرکت به سوی سیاستهای «کمتر انقلابی» را مطرح میکند.
این گزارش حاوی چندین تعبیر چارچوبساز و ارزشگذار است؛ از جمله «خلأ قدرت»، «نبرد جانشینی»، «تندروها»، «میانهروها»، «رژیم تئوکراتیک»، «کمتر انقلابی» و... این واژهها مخاطب را به سمت درک خاصی از ساختار سیاسی ایران و تحولات پس از رحلت امام خمینی(ره) هدایت میکنند.
در مجموع، لسآنجلس تایمز انتخاب رهبر جدید ایران را نه بهعنوان تداوم یک ساختار سیاسی تثبیتشده، بلکه بهعنوان آغاز دورهای از رقابت، عدم قطعیت و بازآرایی قدرت در جمهوری اسلامی تصویر میکند.

یونایتد پرس اینترنشنال (UPI) در گزارش خود دربارهٔ جانشینی آیتالله خامنهای، بیش از آنکه بر رأی مجلس خبرگان تمرکز کند، تلاش دارد مشروعیت رهبر جدید را به تأییدهای قبلی امام خمینی(ره) گره بزند.
این خبرگزاری بهطور ویژه بر این ادعا تأکید میکند که آیتالله خامنهای پیش از انتخاب به رهبری در مرتبهٔ «حجتالاسلام» قرار داشت و پس از انتخاب، رسانههای رسمی ایران از عنوان «آیتالله» برای او استفاده کردند.
در عین حال، خبرگزاری آمریکایی روایت انتخاب رهبر جدید را با ادبیات رقابت قدرت همراه میکند. عباراتی مانند «کشمکش برای قدرت» برای توصیف اختلافات ادعایی میان هاشمی رفسنجانی و سید احمد خمینی و مخالفان مستقر در عراق، نشان میدهد که UPI انتقال رهبری را صرفاً یک فرآیند قانونی نمیبیند، بلکه آن را در چارچوب رقابتهای سیاسی داخلی تفسیر میکند.
«کشمکش قدرت» و «رهبر موقت» تعابیر جهتداری در این گزارش هستند که به جای تمرکز صرف بر خبر انتخاب رهبر، ذهن مخاطب را به سمت بحث مشروعیت، رقابت سیاسی و موقتی بودن رهبری جدید هدایت میکنند.
در مجموع، بررسی پوشش این رسانههای غربی از انتخاب آیتالله سیدعلی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که آنها بیش از آنکه بر سازوکارهای حقوقی و نهادی انتقال رهبری در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی تمرکز کنند، کوشیدهاند این رویداد را از دریچهٔ مفاهیمی چون رقابت قدرت، عدم قطعیت سیاسی، شکافهای جناحی و چالش مشروعیت تفسیر کنند.
این رسانهها با بهرهگیری از چارچوبهای معنایی خاص، تصویری از انتقال رهبری ارائه دادهاند که با برداشتها و پیشفرضهای رایج در محافل سیاسی و رسانهای غرب همخوانی دارد.
از این رو، مطالعهٔ این گزارشها نشان میدهد که رسانههای غربی در بازنمایی این رویداد تاریخی، با انتخاب واژگان، چارچوببندی موضوع و برجستهسازی برخی مؤلفهها، به شکلدهی درک مخاطبان خود از روند جانشینی رهبر در جمهوری اسلامی ایران پرداختهاند.