به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، فیلم جدیدی از حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به پل B1 در کرج را می بینید. این پل در 13 فروردین 1405 و جریان جنگ چهل روزه دو بار مورد حمله هوایی آمریکا قرار گرفت.
پل B1 (شهید رئیسی) در کرج هنوز افتتاح نشده بود که نامش، نهفقط بهعنوان یک پروژه عمرانی، بلکه بهمثابه روایتی از غرور ملی، رنج و ایستادگی در حافظه مردم ثبت شد؛ پلی که بهعنوان سازهای عظیم و نمادی از توانمندی مهندسان ایرانی از دل کوهها و ارتفاع سر برآورد تا امید را نزدیکتر و نام ایران را بر بلندای مهندسی خاورمیانه ماندگار کند اما خاری شد در چشم دشمن و روایت دیگری برای آن رقم خورد.
سیزدهم فروردینماه 1405 همزمان با روز طبیعت که مردم دل کوهها و کنار رودخانهها را برای تفریح انتخاب میکنند، پس از چند انفجار مهیب، عرشه بزرگترین و پیچیدهترین پل خاورمیانه از نظر مهندسی و شاهکار مهندسی ایران فرو ریخت و مهندسان و کارگران سازنده آن که ماههای زیادی را با این سازه عظیم سپری کرده بودند و روز و شب نمیشناختند، شاهد فروریختن آن بودند.
جفت کردن هر پیچ و مهره و مونتاژ و ساخت هر قطعه فولادین این پل، هر بتنریزی و هر کار فنی که در ساخت این پل صورت گرفته بود، حاصل ساعتها، روزها، هفتهها، ماهها و سالها تلاش، تخصص و امید بود که بهیکباره فروریخت. برای سازندگان و متخصصان، B1 تنها یک پل نبود، بخشی از زندگی و تکهای از جوانی، خستگیها و آرزوهایشان بود. در روزهای پایانی پروژه، همهچیز رنگوبوی جشن داشت، مسئولان از شاهکار مهندسی ایران سخن میگفتند و مردم، با غرور از مرتفعترین پل خاورمیانه یاد میکردند.
عکاسان و مستندسازان بارها از زوایای مختلف، قامت استوار پل را ثبت کرده بودند؛ از طلوعهایی که نور خورشید بر ستونهایش مینشست تا شبهایی که چراغهای کارگاه در دل تاریکی میدرخشید. آنها نیز پا بهپای مهندسان سازنده همه مسئولان را همراهی کرده و رشد پل را قدم به قدم دیده بودند و میتوان گفت که یکی از دردناکترین اتفاقات دوران کاری آنها فروریختن این سازه بود.
ماجرای آن روز، برای عکاسان و خبرنگاران، رنگ دیگری داشت. آنان که ماهها و شاید سالها با لنز دوربین خود روند ساخت و رشد این پل عظیم و غرورآمیز را ثبت کرده بودند، تنها انفجار یک سازه را ندیدند، گویی بخشی از خاطرات و جان خودشان فرو میریخت. برخی از آنها هنوز قاب آخر را فراموش نکردهاند؛ لحظهای که دود، آرامآرام تمام عظمت پل را در خود میبلعید، لنز دوربینها میلرزید و اشک، تصویر را تار میکرد.