به گزارش سرویس دین و مذهب ساعدنیوز، همه چیز از فرودگاه آغاز شد؛ جایی که حاج آقا مدیریت کاروان زائران کربلا را قبول کرد تا آن ها را در این زیارت همراهی کند.. در همانجا حاج آقا موسوی واعظ که با تسبیح پلاستیکی ذکر میگفت، پیرمردی به بهانه ثواب بیشتر، یک تسبیح تربت به او هدیه داد. اما این سفر معنوی در فرودگاه بغداد به یک کمدی تبدیل شد؛ چرا که پلیس عراق از یکی از خانمهای کاروان مواد کشف کرد که به طرز ماهرانهای از مرز ایران رد شده بود!
با صادر شدن حکم بازگشت آن خانم، اهل کاروان از حاج آقا خواستند وساطت کند. حاج آقا ابتدا امتناع کرد اما وقتی فهمید شوهر معتاد این خانم او را مجبور کرده، دلش سوخت و با خواندن آیه «ربّ اشرح لی صدری» سراغ افسر عراقی رفت. او با چربزبانی گفت قانون محترم است اما ما اهل شفاعتیم؛ افسر عراقی هم تحت تأثیر قرار گرفت و با گفتن جملهی مقتدرانهی «شما بالاتر از قانون هستید»، دستور داد تریاکها را دور بریزند و زائر را آزاد کنند.
وقتی به هتل رسیدند، شوهر معتاد که از خماری میلرزید، سریع تسبیح تربت اهدایی را از پیرمرد گرفت. حاج آقا با تعجب پرسید تسبیح را برای چه میخواهی؟ در همین لحظه، پیرمرد یکی از دانههای تسبیح را کند، ته نعلبکی با استکان کوبید، کمی چای رویش ریخت و به دهان مرد معتاد مالید! تازه مشخص شد آن تسبیح تربت، در واقع از مواد ساخته شده بود که با این روش، خماری مرد فوراً برطرف شد و داستان با خنده و تشویق حضار به پایان رسید.