به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، همایون شجریان با یادآوری خاطرات شیرین دوران خردسالی، از عمق علاقه خود به دنیای خودروها سخن گفت. او اشاره کرد که حتی در سنین بسیار پایین، اشتیاق عجیبی به شناخت خودروها داشته است. به گفته او، هر زمان که فامیل و مهمانان از شهرستان به منزل آنها میآمدند، اولین کاری که انجام میدادند این بود که سوئیچ خودروهایشان را به دست همایون کوچک میسپردند تا با مدلها و جزئیات ماشینها سرگرم شود.
این علاقه و عشقی که از کودکی در وجود او شکل گرفته بود، در دوران جوانی پررنگتر شد. همایون شجریان درباره تصمیمی که در آن زمان گرفته بود گفت:
«علاقه اصلی من میان تمام سرگرمیها، اتومبیلرانی بود. آنقدر این موضوع برایم جدی بود که حتی شروع به یادگیری زبان آلمانی کردم. به پدرم گفتم اگر امکان دارد میخواهم برای ادامه تحصیل و ورود به این حوزه به آلمان بروم.»
اما واکنش خسروی آواز ایران به این درخواست، کاملاً دور از انتظار همایون بود. استاد محمدرضا شجریان نه تنها با این پیشنهاد موافقت نکرد، بلکه به شدت با آن مخالفت نمود. همایون شجریان در این باره میگوید:
«وقتی موضوع را با بابا مطرح کردم، گفت: به هیچ وجه! اصلاً و ابداً! وقتی علت را جویا شدم، گفتند که این رویه و سرعت بالا باعث میشود تو جانت را از دست بدهی یا آسیب ببینی. و خب، من هم پذیرفتم.»
اگرچه همایون شجریان هرگز وارد پیستهای حرفهای اتومبیلرانی نشد و تمام وقت و هوش خود را وقف هنر موسیقی کرد، اما به نظر میرسد عادت به سرعت و هیجان رانندگی همچنان با او همراه است؛ چرا که در ادامه گفتگو با لبخند اشاره میشود که او هنوز هم رانندگی نسبتاً تند و پرسرعتی دارد!
همایون شجریان، خواننده، آهنگساز و نوازنده برجسته موسیقی سنتی و تلفیقی ، در 31 اردیبهشت 1354 در تهران و در خانوادهای سراسر هنر متولد شد. او فرزند خلف محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، است و از همان کودکی قدم در مسیر ناهموار اما بااصالت هنر ملی گذاشت.
همایون از تبار خانوادهای است که موسیقی در خون آنها جریان دارد. او از کودکی نزد پدر و استادان بزرگی چون ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیکهای تنبک و پس از آن کمانچه پرداخت. از سال 1370، او پدرش را در کنسرتهای آمریکا، اروپا و ایران به عنوان نوازنده تنبک و همخوان همراهی کرد و در سایه کوه استواری چون محمدرضا شجریان، اسرار آواز ایرانی را آموخت.
شجریانِ پسر، با انتشار آلبوم «نسیم وصل» در سال 1382 به آهنگسازی محمدجواد ضرابیان، رسماً فعالیت مستقل خود را به عنوان خواننده آغاز کرد. او نشان داد که تنها یک سایه از پدر نیست، بلکه صاحب سبک، تکنیک منحصربهفرد و وسعت صدایی بینظیر است.
او در ادامه با خلق آثاری همچون «ناشکیبا»، «نقش خیال» و «آب، نان، آواز» جایگاه خود را تثبیت کرد. با این حال، همکاری تحولآفرین او با برادران پورناظری (تهمورس و سهراب) در آلبومهای «نه فرشتهام نه شیطان» و بهویژه آلبوم جریانساز «آرایش غلیظ» و تصنیف ماندگار «چرا رفتی»، جانی تازه به موسیقی تلفیقی ایران بخشید و پای نسل جوان را به سالنهای موسیقی سنتی باز کرد.
شما درباره این تصمیم تاریخی استاد شجریان چه فکر میکنید؟ آیا اگر همایون شجریان وارد دنیای اتومبیلرانی میشد، میتوانست به یک قهرمان بزرگ تبدیل شود؟ یا اینکه خوشحالید او مسیر موسیقی را ادامه داد و شاهکارهای ماندگاری را خلق کرد؟