متن آهنگ آشوب از محمد بهرامیان
رفت و از خاطره مون رد شد راه امید دلم سد شد خوبیام توی چشاش بد شد درد شد روزگارم تیره و تار شد گل گلدون دلم خار شد روو سرم زندگی اوار شد دل بیمار شد... اسیرم بین امید و نا امیدی بیا منو رها کن دوباره از توو همون کوچه بغلم بیا منو صدا کن اگه قلبم توو قفس سینه گیره ، ملاقاتت نیازه در قلبم امیدم ، جونم ، عزیزم. روو به قلب توبازه... ورس۲ با نبودنت دل آشوب شد دفتر شعرام غزل کوب شد ارزوهام آخه سرکوب شد خوب شد... من به عشقت ، زندگی کردم چرا، گفتی ، خیلی نامردم خدا، با تو ، تا ابد سردم عزیزم اسیرم بین امید و نا امیدی بیا منو رها کن دوباره از توو همون کوچه بغلم بیا منو صدا کن اگه قلبم توو قفس سینه گیره ، ملاقاتت نیازه در قلبم امیدم ، جونم ، عزیزم. روو به قلب توبازه...