متن آهنگ غرق سکوت از محمد شفیعی
تا سحرت هست بگو ، مرغ خوش آهنگ شوم سرخوش از آن نغمه ی ، باد هماهنگ شوم بستر بی خوابی ام ، غرق سکوت تو بود شیشه ی قلبم مگذار بی خبر از سنگ شود من آنم که بی تو به هردم خرابم ، چه طوفانیام چو یاری کنی با تو آسان شود، راه طولانیام ناجی دنیای من ، با خبر از حال من چون گذری از برم، وای بر احوال من تو نگران منی ، قلبم از احساس پر است با تو چه کاشانه ام از هر چه که زیباست پر است میشکنم عهد ولی ، بی تو ندارم وجود حق من از خوبی تو ، انچه که دارم نبود من آنم که بی تو به هردم خرابم ، چه طوفانیام چو یاری کنی با تو آسان شود، راه طولانیام