متن آهنگ پاییز از سبحان محمدی
ما دلیل سال و ماه ما دلتنگیهای راه ما سکوتی تا ابد ما یک لبخند کوتاه پاییز دل بییار ما بود خورشید تن تبدار ما بود مهتاب به من و تو میتابید در دامن ما شب میخوابید شمعی که مرا پروانهی او آخر به فراموشی داد از چشم من و این ثانیهها ناگه به خموشی افتاد راه ما بیراهه شد آه ما در سینه ماند باد پاییزی رسید خاک غم بر دل نشاند ****** پاییز دل بییار ما بود خورشید تن تبدار ما بود مهتاب به من و تو میتابید در دامن ما شب میخوابید شمعی که مرا پروانهی او آخر به فراموشی داد از چشم من و این ثانیهها ناگه به خموشی افتاد پاییز دل بییار ما بود خورشید تن تبدار ما بود مهتاب به من و تو میتابید در دامن ما شب میخوابید