به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، میگن لقمان حکیم تو زمین کشاورزی یه اربابی کار میکرد. این ارباب به همه ظلم میکرد و همیشه میگفت: انشالله که خدا ما رو میبره بهشت! یه روزی ارباب یه گونی گندم داد به لقمان و گفت: برو برای امسال گندم بکار. لقمان به جای گندم، جو کاشت! چند ماه بعد ارباب وقتی اومد سر زمین گفت: چرا جو کاشتی؟ مگه نگفتم گندم بکار؟ لقمان گفت: من جو کاشتم، گفتم انشالله که گندم دربیاد! ارباب گفت: مگه همچین چیزی میشه؟! لقمان گفت: تو هر کاری دلت میخواد میکنی و میگی انشالله میرم بهشت، منم گفتم جو بکارم انشالله گندم دربیاد!
این حکایت همه ما تو زندگیه؛ در هر لحظه یا در حال کاشتیم یا در حال برداشت. اما دو تا نکته:
1. تو چیزی رو برداشت میکنی که کاشتی. نمیشه پرتقال بکاری و آناناس برداشت کنی! وقتی شبها به جای وقت گذروندن با خانواده، تا دیروقت با رفقاتی، داری چیزی میکاری که نتیجهاش یه خانواده متزلزله. وقتی هر روز فستفود میخوری، داری سکته قلبی میکاری. وقتی شبی 10 دقیقه مطالعه میکنی، داری ثروت و آگاهی میکاری.
2. فصل کاشت با فصل برداشت یکی نیست. اگه امروز یه پاکت سیگار بکشی، فردا سکته نمیکنی. اگه امشب 3 تا پیتزا بخوری، فردا صبح چاق نمیشی. فرآیند برداشت آهسته رخ میده.
خیلی از حوادث زندگی ناگهانی نیستند؛ ما ناگهان باهاشون مواجه میشیم. تغییرات کوچک در زمان طولانی، اثرات بزرگی دارن. از الان باید روی عاداتمون کار کنیم. ما هر روز داریم به یکسری از نهالهای زندگی آب میدیم؛ سوال اینه: به کدوم نهال؟ نهال فقر یا ثروت؟ سلامتی یا بیماری؟ عشق یا جدایی؟»
برای مشاهده اخبار مرتبط با دانشگاه اینجا کلیک کنید